تبليغاتX
وبلاگ حسن زبل - نبرد پرشکوه و خاموش ما مجاهدین در لیبرتی

نبرد پرشکوه و خاموش ما مجاهدین در لیبرتی

حسن زبل –

معلوم نیست اگر یک وقت بلایی به سر من بیاید چه کسی از منافع سازمان مجاهدین باید دفاع کند؟ الان هم همانطور که اطلاع دارید بنده به همراه سیصد و نود و شش نفر دیگر به لیبرتی آمده ایم که حقانیت انقلاب خواهر مریم را ثابت کنیم و نشان دهیم که ممکن است خیلی جاها حرف خواهر و پیش بینی هایش غلط از آب در آمده باشد ولی این یکی حرفش در باره لیبرتی درست است که اینجا شرایط مناسب و انسانی را ندارد و ما به عنوان انسان امتحان کردیم و دیدیم که شرایط مناسب را ندارد و کاری کردیم که حرف خواهر مریم درست ازآب دربیاید و پیش دوستان خارجی و عراقی شرمنده نشود.

حالا عده ای مغرض و معاند و مزدور و بریده و فلان فلان شده برایمان حرف در آورده اند که شما قرار بود در جنگلها بجنگید و در کوهها و مدل چگوارا بودید آمده بودید که آتش برافروزید در کوهستانها اونم تودشت و بیابون حالا چی شده که شده اید مجاهدین استرلیزه و پناهنده سوسول و غرغرو ؟

به این افرادباید گفت اولا آنحرفها را ما نزدیم و برادر مسعود زد که قرارنبود خودش درجنگل بخوابد و دوما اینکه ما آنموقع بیست و چند سالی جوان تر بودیم و حال خوابیدن درجنگل را داشتیم واعتراضی نکردیم و سوم اینکه در اصل قرار بود سربازان حزب بعث در بیابان بخوابند و ما فقط به آنها اطلاعات لازم را بدهیم که از بدشانسی ما جنگ تمام شد و صدام رفت و ما شدیم یه ستون پنجم خالی وسط بیابون عراق و چهارم اینکه الان هم ما چندان سوسول نشدیم و دراساس در لیبرتی مشکلی نداریم و لااقل اینکه این دو شب عملیات جاری نداشتیم و فحش نخوردیم ؛ ولی ما برای تحقق آرمانهای خواهر مریم خودمان اوضاع را غیر انسانی میکنیم و خودمان جیغ میزنیم البته نه از سر بیکاری مثل آن زیدی که به فلان عضوش سوزن میزد و جیغ میکشید نه خیر ما در حال یک نبرد پرشکوه و یک حماسه خاموش هستیم ؛

برای اینکه ملتفت شوید چه میگویم به عکس زیر نگاه کنید هر بنگال دو نفر و هر دونفر یک توالت دارند و این هم که در عکس با فلش مشخص شده توالت بنده و دوستم که فرمانده من هم هست میباشد , شما ببینید که در طی این دو روزی که در لیبرتی بوده ایم من و دوست مجاهدم چقدر باید جنگیده باشیم که بتوانیم این چاله را پر کنیم ! آنهم با وجود خاک عراق و متروک بودن این منطقه ؛ این مبارزه البته هم برای کلیه و مثانه ما خوب است و هم برای حقانیت گفته های خواهر مریم .بیخود نیست که میگویند مجاهد خلق هر جا که باشد در حال جنگ و مبارزه و خلق حماسه های پرشکوه است .

و این هم بطری های آبی که برای خلق این حماسه استفاده کرده ایم که خودش حماسه دیگری است .

البته با کمی جابجایی تخت و تشک و بیرون کشیدن کمدها گذاشتن سطل نظافت ما توانستیم شرایط را بخوبی غیر انسانی کنیم

 

بنده همین جا از همه هم میهنان عزیز که در خاک ایران به شغل تکدی گری اشتغال دارند و در نشان دادن شرایط غیر انسانی مثل نداشتن پا و چشم و عاجز و علیل بودن مهارت دارند میخواهم که تجارب خود را در اختیار مقاومت ایران قرار داده تا ما بتوانیم در گامهای بعدی حقانیت گفته های خواهر مریم را اثبات و برای انجام غسل هفتگی و عملیات جاری وخارکنی و سبزی کاری به اشرف برگردیم و بقیه عمر را در آنجا صرف مبارزه کنیم .

نوشته شده توسط حسن زبل در 2012/2/24 |