دولت عراق از ژانویه 2009 قراگاه اشرف را از آمریکایی ها تحویل گرفته بود اما سازمان مجاهدین تا چند روز پیش کنترل دولت عراق بر قرارگاه اشرف را قبول نکرده و مانع ورود نیروهای وزارت دفاع عراق به اشرف میشدو اظهار میداشت که اگر عراق برای نگهبانی از قراگاه قرار است اقدام کند در همان بیرون قراگاه اینکار را انجام بدهد ؛ دولت عراق نیز این اقدام را نقض حاکمیت ملی عراق میدانست و خواستار این بود که مجاهدین به حاکمیت ملی عراق گردن بگذارند ؛اما در روزهای اخیر دو نفر از اعضای سازمان مجاهدین از قرارگاه اشرف فرار کرده و خود را تسلیم نیروهای عراقی نمودند؛ آنها از فشار روانی و مناسبات فرقه ای در درون اشرف اطلاعات جدیدی را برای دولت عراق افشا کردند امری که باعث شد که دولت عراق برای رفتن به درون قرارگاه اقدامات جدی اتخاذ کند ؛نگهبانان درب اصلی اشرف در غرب این قرارگاه که با ورود عراقیهای مخالفت میکردند توسط نیروهای ارتش عراق دستبند زده شده و نیروهای عراقی توانستند وارد قرارگاه شده و در قسمتی که توسط سازمان روابط خوانده میشد و برای تماس با عشایر و شیوخ عراقی تاسیس شده بود مستقر شوند . نیروهای عراق هر نوع تردد غیر ضروری به اشرف را قطع کردند منجمله کارگرانی که برای ساخت و سازهای جدید هر روزه به اشرف میایند و فقط به کامیونهای حامل مواد غذایی و سوخت اجازه ورود دادند ؛ هم اکنون به طور دقیق سه هزار و چهار صد و شانزده نفر در قرارگاه اشرف ساکن هستند که قبل تر دولت عراق توسط عناصر تخصصی اش با کاملترین شیوه نسبت به ثبت اثر انگشت و شناسایی چشمی آنها اقدام کرده است .دولت عراق میگوید هیچیک از این افراد مجبور به بازگشت به ایران نخواهند شد ؛ اما حدس زده میشود که این قرارگاه که در نزدیکی شهرهای بزرگ عراق قرار دارد و توسط صدام به مجاهدین اهدا شده به کلی برچیده شود ؛ احتمالا دولت عراق تا تعیین تکلیف نهایی اعضای محصور و مشخص شدن وضعیت افرادی که باید محاکمه شوند این نفرات به جایی در مرز عراق با عربستان به اسم " نقره السلمان " منتقل کنند این محل در غرب سماوه و در منظقه مرزی عراق و عربستان است و زندان آن محل به سبب نگهداری زندانیان سیاسی در زمان صدام شهرت دارد و از زندانهای معروف دوران صدام است. مجاهدین نیز سعی دارند که با مظلوم نمایی و بزرگنمایی اقدام عراقی ها و جلوه دادن خطر جانی ناشی از حضور عراقی ها در قرارگاه این اقدامات دولت عراق را تحت تاثیر قرار داده و مانع از متلاشی شدن مقر فرقه ای خود شوند تا همچنان تسلط بر اعضای خود را در این قرارگاه حفظ کنند.
لازم به تذکر است مجموعه مطالب ( اشرفی ها و اوری ها ) پاسخ به
سئوالات یک نهاد دولتی ضد تروریست در هلند است که بازتاب نگرانیهای دولت های اروپا
از وجود مقر فرقه مجاهدین در قلب اروپا است, این مطالب که به شدت نیزمورد توجه قرار
گرفته بصورت شفاهی بیان شده که به تدریج به رشته تحریر در خواهد آمد .
/*
/*]]>*/
بهزاد علیشاهی
سازمان مجاهدین خلق در یک گردهمآیی خصوصی با حضور وکلای استخدام شده
خودش، به میزبانی مریم رجوی نشان داد که خروج از لیست تروریستی اتحادیه اروپا دردی از دردهای بیشمار این
سازمان را دوا نکرده و چیزی که بیشتر از بودن در لیست گلوی این فرقه خطرناک را
فشرده است پرونده 17 ژوئن در فرانسه و پرونده محاکمه جنایتکاران مسئول سازمان در عراق است ؛ واقعیت هم باید
همین باشد . لیست تروریستی نه تنها دست و پای سازمان را نمی بست بلکه از جهاتی هم
سازمان از آن بهره برداری تبلیغاتی میکرد و در تلاش برای خروج از لیست میتوانست
اشتباهات تاکتیکی و استراتژیک خودش را بپوشاند . اما سازمان از لیست خارج شده مجاهدین
امروزه بخوبی در دو قرارگاه اشرف و اور تحت کنترل و نظارت قرار گرفته است و برای
مسئولین هر دو قرارگاه نیز پرونده هایی تشکیل و در جریان است . بررسی پرونده
جنایتکاران در اشرف را به وقت دیگری واگذار میکنم و به پرونده 17 ژوئن در اور
سورواز میپردازم که مستقمیا مریم رجوی مخاطب این پرونده است.
ادامه مطلب
قلعه اورسوراز در پاریس یک اقامتگاه معمولی نیست ؛ آنجا یک قلعه مخوف برای در بند کردن اعضا است ؛ اعضایی که با سیستم کنترل ذهن جزئی از پروژه زنده نگه داشتن یک فرقه خطرناک محسوب میشوند ؛ اورسورواز یک مقر فرماندهی برای تهدید و قتل مخالفان است ؛ آنجایک مرکز کنترل برای اعمال تروریستی در ایران ؛ و در کلیت یک قلعه مخوف است .
در اورسورواز اعضای در بند فقط با مجوز سلسله میتوانند خارج شوند و این مجوز فقط در صورت نیاز آنهم نه به همه افراد داده میشود ؛ آنها در اورسورواز مجبورند همه مراسم و سنت های فرقه را اجرا کنند ؛ هیچ یک از اعضا همراه خودشان پول ندارند و مدارک شناسایی آنها نیز نزد خودشان نیست . از این قلعه مخوف با هماهنگی شهرداری به شدت محافظت میشود ؛ حفاظت تا اینجا که من اطلاع دارم شامل سه لایه گشت است. لایه اول که شامل دو تیم پیاده است اصطلاحا و به زبان کد "آسمان " گفته میشود ؛ این لایه در اطراف مقر گشت های دو ساعته دارند ؛ لایه دوم که به آن سپهر میگویند شامل سه تیم دونفره است که با خودرو گشت میدهند ؛ و لایه سوم که به آن کهکشان میگویند شامل چهار تیم دونفره است که با خودرو مسیر و شعاع دورتری را گشت میدهند این هم عکسی از یک پوشه حفاظتی در اور است که وظایف یکی از سه گشت لایه دوم یعنی گشت سپهر را بیان میکند .
این کلمه یارو در اصل ضرب المثل فیل بوده اما فکر میکنم بحران اقتصادی و گذر زمان و کم شدن ارزش پول باید این ضرب المثل را حسابی دگرگون و برعکس کرده باشد ؛ روزگاری وقتی میگفتند فیل زنده اش صدتومن است و مرده اش هم صدتومن ؛این صدتومن خیلی ارزش داشت ؛لاجرم معنی ضرب المثل میشد اینکه فیل زنده و مرده اش اعتبار داردو قیمت ،.
مجاهدین به شدت مخفی میکنند که قرار است در روز چهارشنبه بیست و سوم
بهمن برابر با یازدهم فوریه جلسه ای در فرانسه داشته باشند . این جلسه در ظاهر
اسم" ایران در سه دهه گذشته "
را دارد . اما توسط ضد ایرانی ترین نیروی موجود درخارج از کشور برگزار میشود ؛
سازمانی که خود بالاترین نقش منفی را در اتفاقات سه دهه گذشته ایران داشته است............. ادامه مطلب
توضیحاتی پیرامون توطئه کثیف سازمان مجاهدین که
علیه جان و امنیت ساکنان اشرف در جریان است و همچنین متن انگلیسی نامه به نوری
مالکی و مقامات آمریکایی برای هشدار در مورد این توطئه.......
مجاهدین
خلق از زبان شورای دست ساز خودشان اطلاعیه ای صادر کردند که بیشتر به یک متن کمدی
میماند تا اطلاعیه یک سازمان سیاسی که تازه مبارزه مسلحانه را هم کنارگذاشته است .
آنها در این اطلاعیه مینویسیند که توطئه علیه مقاومت که منظور همان فرقه خودشان
است توسط جداشده ها تشدید شده است و دلیل این تشدید توطئه را هم ..............
مجاهدین از لیست تروریستی اروپا خارج شدند ؛ من فکر میکنم اصلا جای
مجاهدین در این لیست نبود ، نه به این دلیل که مجاهدین تروریست نیستند چون من به
چشم خودم دیده ام که کارگران ساده کارخانه ای را کشته اند و بگوش خود از رهبرانشان
شنیده ام که گفته اند نگران غیر نظامی ها نباشید فقط خمپاره هایتان را شلیک کنید تا
فضا نظامی شود و شروع کنند به بگیر و ببند! برای همین چشمم آب نمیخورد که این لیست
ها سودی برای مردم وطنم داشته باشد و گوشم هم به حکم هیچ دادگاه و لیستی بدهکار
نیست ، مردم ایران هم گوششان بدهکار این لیست ها نیست . اما چرا میگویم جای مجاهدین
در این لیست نبود
مجله آفریقا آسیا که قبلا یک ماهنامه و امروزه بیشتر یک گاهنامه است تعداد زیادی از صفحات این ماه خود را به مجاهدین اختصاص داده که چاپ این صفحات برای مجاهدین مایه جشن و پایکوبی و باعث افتخار و نشانه فتح اروپا و غرب توسط مریم رجوی شد و تقریبا همه اخبار و بررسی های این چند روزه مجاهدین به همین اختصاص داشت ، به کمک یک دوست فرانسوی به دفتر مجله زنگ زدم و گله کردم که شما بعنوان یک رسانه نباید یکسو نگری کنید و این همه مطلب را یکجا به این فرقه خطرناک اختصاص بدهید و لااقل باید دو کلمه هم از منتقدین این گروه میشندید و ..... پشت خط ماندیم تا نفر مسئول کار بیاید بعد دوباره معرفی و همان توضیحات که جواب برای ما بسیار قانع کننده و کاملا نشانه افتخار و فتح اروپا توسط مریم رجوی بود . او گفت که هیچکدام از این مطالب تولیدی نویسندگان این مجله نیست که لازم باشد نظر منتقدان را هم درج کنیم ، همه این مطالب را خود مجاهدین ترجمه ، و صفحه بندی و انتخاب کرده اند و ما هم طبق قرارداد با دریافت قیمت آگهی چاپ کرده ایم و فقط ما گفته ایم که همه مجله را نمیتوانیم در اختیار آنها بگذاریم و ستون های ثابت و حداقل نیمی از نشریه را واگذار نمیکنیم ، شما هم میتوانید هر مطلبی که دارید به ما بدهید برایتان چاپ کنیم ، ما در انتشار و چاپ مجله با مشکلات زیادی مواجه هستیم ولی ماکزیمم سی و شش صفحه را میتوانیم به شما بدهیم ؛
یاد سی چهل سال پیش و بچه کودن همسایه پولدارمان افتادم که هر سال در پایان سال تحصیلی من شاگرد اول میشدم ولی اسم و عکس اونو توی روزنامه محلی میزدند بعد هم جشن میگرفتند و بریده روزنامه را به دیوار خانه میزدند ، ولی این خاصه خرجی ها نه برای اون سواد شد و نه برای پدرش افتخار ، چون بعدها شنیدیم که همان بچه رسانه ای ، ترک تحصیل کرد و عاقبت کارش کشید به کلانتری و زندان و .... ؛ تا عاقبت مجاهدین رسانه ای چه بشود.
راستی چند تا عکس از این نشریه در روزنامه فروشی های فرانسه هم هست که با توجه به ملاحظات اخلاقی در وبلاگ نزدم میتوانید به عکسهای فلیکر در گوشته چپ همین وبلاگ مراجعه کنید و ببنید.
بهزاد علیشاهی نزدیک به صد روز است که مجاهدین در مقابل کاخ
سفید و نیز در مقابل دفتر ملل متحد در ژنو به اصطلاح برای حمایت از ساکنان اشرف
تحصن کرده اند ، این تحصن ها البته ...
ادامه مطلب
در پی اخبار کذب و مردم فریبانه فرقه مجاهدین مبنی بر حمایت دبیرکل سازمان ملل "بان کی مون" از این فرقه و نگرانی او از انحلال پادگان اشرف ؛ هیئتی از انجمن " ایران باستان آینده درخشان " صبح امروز پنجشنبه بیستم نوامبر با مقامات سازمان ملل در دفتر این سازمان در پاریس ملاقات و به مدت دو ساعت به گفتگو و تبادل نظر پرداختند ، .......... توضیحات و عکسها در ادامه مطلب.. ادامه مطلب
حامد صرافپور عضو قدیمی سازمان مجاهدین خلق با بیش از بیست و هفت سال سابقه به تازگی توانسته است خود را از چنگال این فرقه نجات داده و به پاریس برسد . در اولین لحظات ورود ایشان به پاریس با او مصاحبه ای انجام دادم که میتوانید در لیکنهای زیر ببینید ، او در این مصاحبه از مشکلات نیروها در فرقه مجاهدین خلق میگوید:
مجاهدین یک پادگان تمام عیار در قلب اروپا ایجاد کرده
اند ؛ آنها شهرک اورسواز در فرانسه را تبدیل به مقراصلی کنترل و هدایت فرقه ای خود
کرده اند ؛ بیش از سی خط تلفن و اینترنت قوی ؛و خانه هایی در ردیف هم که دیوارهای بین
آنها برداشته شده تا بشود آنها را تبدیل به سالن های تجمع ؛ خوابگاه و محل کار و .......... ادامه مطلب
سایت جهان امروز نوشته است که یک تیم بیست نفره از مجاهدین در شمال
تهران بازداشت شده اند ، این سایت نوشته که کار این تیم ارسال اس ام اس تبلیغاتی
برای این سازمان بوده و شعارهای این سازمان را منتشر میکرده است ، من از آنجا که
سالها در ستاد تبلیغات مجاهدین بوده ام بخوبی .................
بهزاد علیشاهی سارمان مجاهدین خلق که روزی ایده ها و شعارهایش در جامعه تازه و بکر به نظر میرسید امروز در عمل به چنان انحطاطی رسیده که خودش نیز از تکرار آن شعارها شرمنده به نظر میرسد ......
بهزاد علیشاهی مجاهدین بعد از تحویل حفاظت اشرف به عراقیها ،برای جذب افکار عمومی و بعنوان آخرین تلاش مدام تکرار میکنند که فاجعه انسانی در اشرف در راه است و به این منظور همه آدمهای پیدا و پنهانشان را هم به میدان آورده اند ؛ حتی بطور مسخره ای حزب دست ساز مجاهدین با نام جعلی حزب سبزهای ایران که علی القاعده باید نگران حفاظت محیط زیست باشد نیز بعد از سالها اطلاعیه داده و نگرانی خودش را از بروز فاجعه در اشرف بیان کرده است . فریب دادن و بردن آدمهای بیگناه به عراق و اسیر کردنشان در اشرف مگر فاجعه ای نبود که توسط مسعود رجوی انجام شده است ؟بردن این آدمهای اسیر به کام مرگ تحت فرمان صدام مگر فاجعه نبوده؟ ؛ مگر عملیات فروغ فاجعه نبود که آنهمه را به کام مرگ فرستادند؟ ؛ مگر در عملیات تروریستی برای داخل شهرها که افراد را از عراق اعزام میکردند ؛کم مجاهدین کشته شدند؟ مگر آنموقع شعار رهبری مجاهدین این نبود که همه باید شهید بشوند ؛ مگر مسعود رجوی نگفت که ما پذیرفته بودیم که نود درصد ارتش آزادی کشته شود ؟؛ مگر در جنگ آمریکا با عراق *یادمان رفته که مسعود و مریم پنهان شدند و فرار کردند و باقی ماندند که قربانی شوند . اینها همه فاجعه نبود ؟ از کدام فاجعه انسانی صحبت میکنید ؟؛ حضور اشرف و حضور شما خود بدترین فاجعه است . *میگویند کودکی در تاریکی شب در خیابانی راه میرفت و به شدت می ترسید ، مردی بد هیبت و گنده که پشت سر او راه میرفت به کودک گفت نترس من پشت سرت هستم ، کودک جواب داد فقط از همین میترسم . فاجعه ای که میگوئید ممکن است!! اما من میترسم شما آن را بوجود بیاورید ؛ این حرف سازمان مجاهدین که به ظاهر جمله سمبولیکی است ترس مرا دو چندان میکند ، اینکه گفته اند که اشرف در مقابل فشارها به زمین نمیخورد بلکه به آسمان میرود آیا حکایت از فکر یک پایان تلخ مثل باقی فرقه های تاریخ نیست که در ذهن رهبری سازمان لانه کرده است . نظامیان عراقی باید در حفاظت از ساکنان اسیر اشرف مراقب این فاجعه باشند .
*مجاهدین از اصطلاح "جنگ خلیج"برای این مقطع استفاده میکردند
کسی که در حال غرق شدن است اگر یک چوب کبریت هم روی آب ببیند به امید نجات, تلاش می کندآنرا بگیرد! بادرک شرایط غریق باید این کار را کاملا منطقی دانست پس باید تلاشهای اخیر سازمان مجاهدین را هم در شرایطی که اشرف را از دست داده و نزدیکترین اعضایش هم به ماهیت رهبری و فرقه بودن تشکیلاتشان پی برده اند ،کاملا منطقی دید. این اقدامات در روزها و هفته های اخیر شامل موارد زیر بوده است .......
...............اینکه من نظریه تروریست خوب و بد را رد کردم و بجای
آن نظریه تروریست آماده مصرف ؛ درحال مصرف و مصرف گذشته را مطرح کردم، در واقع
میخواهم نتیجه گیری کنم که................ ادامه مطلب
میگویند
خان یکروز خورشت بادمجان میخورد ، خوشش آمده بود و شروع کرد به تعریف که عجب غذای
خوشمزه ای است این بادمجان !، نوکر خان به وجد آمد واو هم شروع کرد به تعریف از
بادمجان که : لذیذ است و مغذی و مفید و از منافع اش همین که رنگ رخسار را بازمیکند
و مایه تناسب اندام است و ........ اما گذشت تا روز دیگری که همین خان بادمجان
خورده بود و دل درد داشت .......... ادامه مطلب
نویسنده در این مطلب
به تحلیل اصول کار سازمان در مواقع حساس پرداخته و ضمن توضیح در باره دو اصل و
پایه کار مجاهدین ؛ چهار فایده ای که پخش خبر موشک خوردن برای این سازمان دارد را
برمیشمارد.
متنی از آقای
شاهسوندی درسایت ایشان خواندم و تصمیم گرفتم با خودم حرفهایی را بگویم که همیشه
یادم باشد .
همیشه یادم باشد:
-سابقه من در سازمان مجاهدین خلق برای همیشه مایه شرمساری من است و نه
افتخار ، هرچند که با نیت قدم گذاشتن در راه خدا و خلق شروع کردم اما بعد تر فهمیدم
که فریب خورده ام ، و آدم فریب خورده به همان اندازه مقصر است ..............................
بهزاد علیشاهی دوستی با چت پرسیده بود که این هواداران مجاهدین با چه انگیزه ای از این سازمان با این همه سابقه بد حمایت میکنند واین هم توضیح ایمیلی من به ایشان . یکم - هواداری از نوع اشرفی دوم - هواداری از نوع انگلیسی سوم - هواداری لهستانی چهارم - هواداری عراقی پنجم - هواداری اورسوروازی و اما توضیحات هر کدام....... ادامه مطلب
این کار
دولت انگلیس البته نه عجیب است و نه غیر منتظره ، قبل تر نیز دولت های آمریکا و
اسرائیل و انگلیس برای پیش برد مقاصدشان دست به حمایت تروریست ها زده اند ، پدیده
طالبانیسم که بعدتر یقه خود حامیانش را گرفت از این اقدامات است
وقتی در
اشرف باشید زیاد متوجه نخواهید شد که امروز چندمین روزازچه ماهی است ، چون با
دنیای خارج ارتباطی ندارید و لاجرم تقویم به کارتان نخواهد آمد ، البته استثنا هم
دارد مثلا سی مهر و سی خرداد و این روزهای تاریخی؟! را از چند هفته قبل یاد آوری
میکنند و هر روز گوشزد میکنند که چند روز به این روزبزرگ و سرفصل تاریخی باقی
مانده است ؛ بیچاره ملت ها و دستجاتی که روزهای تاریخیشانسی مهر و بیست و یک آذر و نهم آبان است و
مجبورند بجای مناسبت های مردمی و ملی مثل آزاد سازی خاک وطن یا سالروز انقلاب ،
مثلا جشن تولد رهبرشان و یا جشن عروسی رهبرخودشان با زن سومش و پرواز رهبرشان از
فرانسه به عراق و این قبیل مناسبت ها را جشن بگیرند و البته ما هم در اشرف از این
قبیل امت بینوایی بودیم که جشن هایمان با رهبرمان و زنش گره میخورد، اما باید این
را هم بدانید که در اشرف راه نفوذ اطلاعات به ما کاملا مسدود بود ( البته تا جایی
که به مسئولین برمیگشت ) یعنی نه رادیویی بود و نه اینترنتی و نه روزنامه ای و
خلاصه هر چیزی که از بیرون به داخل خبر بیاورد یا بلعکس در آنجا ممنوع بود ،البته
مثل هر زندان دیگری گاهی یکی دو رادیوی مخفی از چشم مسئولین دیده میشد که اخبارشان
را میشد دهان به دهان والبته با احتیاط شنید. و آن روز صبح ما از همدیگر شنیدیم که
رادیو فردا گفته است که پلیس فرانسه به مقر مریم رجوی حمله کرده و ادامه مطلب
بنا به خبر رسیده به این وبلاگ مجاهدین بدون سرو صدا در حال جمع کردن نیرو برای تظاهراتی در پاریس هستند ، این تظراهرات یا گردهمایی قرار است روز شنبه 28 ژوئن مصادف با هشت تیر برگزار شود که بنا به تقویم فرقه روز آزادی مریم رجوی از زندان فرانسه میباشد و هر سال مجاهدین این روز را جشن میگیرند و خوشحال هستند که مریم رجوی بابت جنایات تروریستی اش محاکمه نشده است . امسال مجاهدین در همه کشورهای فرانسه ،هلند ، آلمان ، بلژیک و ..... اقدام به استخدام ایرانیان ، افغانی ها و ترک ها و عرب ها برای شرکت در این گرد همایی کرده اند ، که گویا قرار است بعنوان یک انتخابات از طرف ایرانی ها پیش طرف حساب های خارجی مطرح شود. دستورالمعل فرقه چنین است که به ایرانی ها فقط وعده تفریح در پاریس داده شود و گفته شود که نفرات بدون پاسپورت را هم میتوانند از هر کشوری به فرانسه ببرند ، ولی به افراد غیر ایرانی بابت هر نفر 300 یورو یعنی بابت هر روز 100 یورو پرداخت شود ، قرار است به ایرانی ها روزی دو وعده غذا داده شود ولی غذای افراد غیر ایرانی به عهده خودشان است . در هر شهری محلی مشخص شده که اتوبوس ها صبح روز بیست و هفتم نفرات را سوار کرده و به پاریس ببرند . به مسئولینی که برای این کار یعنی استخدام و جمع کردن نفر برای تظاهرات مشخص شده اند گفته شده که این کار به مثابه یک جنگ است و در واقع شما برای یک جنگ در حال سرباز گیری هستید، سعی کنید هر یک نفر را هر طور که شده به فرانسه بیاورید با هر بد قلقی و هر میزان هزینه ای که در بر دارد. مجاهدین گمان میکنند که با نمایش نیروهایی که هیچ شناختی از این فرقه ندارند میتوانند موفقیتی کسب کنند که در این زمینه باید به آنها خاطرنشان کرد که ارباب سابقشان صدام حسین کمتر از یکسال مانده به سقوطش تقریبا همه مردم عراق را به خیابانها کشید تا از او حمایت کنند اما چه سود ؟چرا که مردم آمدند اما هیچکدام دلشان با صدام نبود .
سازمان مجاهدین سالهاست
فهمیده که فقط و فقط با بحران میتواند به حیات خود ادامه دهد ؛این سازمان یا بهتر
بگویم این فرقه دیگر هیچ امکانی برای مطرح شدن در صحنه اجتماعی ایران ندارد ،نه سیاستمداری مطرح ،نه هوادار و نه
هیچ گرایشی مردمی و البته در این افلاس و رکود ،سازمان سعی دارد خودش فرصت ها را
بسازد و خودش برای مطرح شدن در صحنه اجتماعی ایران امکاناتی را پیش بیاورد ، البته
مدتهاست که سازمان از صحنه اجتماعی ایران هم عقب نشینی کرده و امکان سازی را فقط
برای مطرح شدن در رسانه های خبری بین المللی مد نظر دارد ؛ سازمان بخوبی علایق و
سلایق اربابانش را میشناسد و سعی میکند رگ خواب رسانه ها را هم به دست بیاورد ،........
بازهم چهارم خرداد شد و آقای عباس داوری مجبور شد که دروغی را که زمانی برای از سر گذراندن بحران انقلاب ایدئولوژیک گفته بود تکرار کند. قضیه از این قرار بودکه در نشست های انقلاب که حدود بیست سال پیش در سازمان برگرار میشد قرار بود هر کس برای اثبات رهبری بلامنازع مسعود رجوی،بقول برره ای ها یک فقره پاچه خواری نوین از خودش در بکند ............. ادامه مطلب
دوستی در بخش نظرات تعدادی از کلمات مورد استفاده مجاهدین را نوشته بود ، به جرات میتوان گفت که لغات و کلمات مورد استفاده مجاهدین بسیار بسته و محدود و همچنین نشان دهنده حصارهای ذهنی این فرقه میباشد، تعدادی از این کلمات در ادامه مطلب آمده اگر بازهم کلمه ای را میتوانید اضافه کنید در تکمیل این لیست بسیار سپاسگذارم ادامه مطلب
ما به انچه می خواستیم دست نیافتیم . بگذار به آنچه داریم و آنچه نمی خواستیم خوش باشیم .
کمال مثل همه ما بود ، همه ما که به سازمان مجاهدین پیوستیم ، فریب را و قدرت طلبی را دیدیم و از یک فرقه گریختیم. شاید با سه شعر از سه برهه از زندگی اش بشود او و همه ما را خوبتر شناخت ...........
اخيرا نوشته اي از
آقاي بهار ايراني روي سايت ها آمده است که شامل یک توصیه برای فرصت دفاع دادن به
مجاهدين و دعوت از مجاهدين براي بحث و مناظره میباشد، البته قبل از اين هم در
مقاطع مختلف دعوت هاي مشابهي توسط برخي از دوستان جدا شده بعمل امده است که هميشه
توسط مجاهدين بي پاسخ مانده است. اما
موضوعي که دعوت آقاي بهارايراني را با موارد قبلي متمايز مي کند بر سر اين نکته
است که.....
نه سال پیش درچنین روزی یکی از سفارشات صدام حسین، توسط مجاهدین به اجرا در آمد،ترور صیاد شیرازی! این ترور که با اسناد به دست آمده مشخص شده به دستور شخص صدام حسین انجام شده است تاکنون اظهار نظرهای گوناگونی را در پی داشته است ...... ادامه مطلب
گرچه مجاهدین بارها نشان داده اند که به درخواست های بحث و مناظره اصلاگوش نمیدهند ولی باز کردن این بحث به شناخت فرقه مجاهدین و نحوه کار منتقدان و جداشدگان از این فرقه کمک خواهد کرد، به همین دلیل درخواست دارم که مطلب آقای بهار ایرانی و نیز پاسخ مینو سپهر در این رابطه را بخوانید و نظر دهید......
امروز بعد از یکماه تبلیغ مداوم از تلویزیون مجاهدین سریال و شو همیاری در ظاهر برای جمع آوری کمک مالی برای این شبکه تلویزیونی به اجرا در آمد، دوستی در قسمت نظرات بخشی از یک نمونه تماس مسئولین سازمان با هواداران را نوشته بود که :..............
سازمان مجاهدین میخواهد که مثل همیشه اشرف را از
تمام دنیا ایزوله نگه دارد تا بتواند مانع از درز خبرهای درون اشرف به بیرون شود و
از طرف دیگر همورود اخبار را به اشرف
کنترل کرده و فقط خبرهای دستچین ویا ساخته شده خودش را دراشرف پخش کند. اما امروز
گرچه به سختی ،این حصار سازمان به دور اشرف ترک خورده است و این هم آخرین خبرها از
اشرف.....
برای آگاهی از سرنوشت عزیزان خود که مدتهاست از آنها خبر ندارید و لی مطمئن هستید که در اسارت فرقه رجوی در کمپ اشرف هستند ؛ قبلا گفته بودم که میتوانید با نزدیکترین دفتر صلیب سرخ محل اقامت خود تماس بگیرید و فرم گمشدگان را پرکنید ، دوستانی از سویس، ایتالیا ، ایران ، لس آنجلس ، سوئد و کانادا این کار را کرده بودند که در اکثر موارد مسئول گمشدگان صلیب سرخ با ساختار فرقه ای مجاهدین بخوبی آشنا بوده و نهایت تلاش خود را هم انجام داده است ، قانونی که وجود دارد این است که باید فردی که فرم پر میکند از افراد درجه یک مفقود باشد و مشخصات کامل او را نظیر اسم مادر و پدر و سال تولد و محل و غیره را بداند و یا یک برگ از مشخصات مفقود و مدرکی از او را داشته باشد ، در غیر اینصورت صلیب سرخ ملزم به پیگیری نیست اما اگر عنوان کنید که تنها بازمانده از فرد مفقود میباشید آنها حتی اگر دوست و یا آشنای دور او هم باشید این کار را پیگیری میکنند ، لطفا هنگام مراجعه به صلیب سرخ بگویید که فرد مفقود توسط آمریکایی ها در اشرف اسکن شده و مشخصات کامل او در کامپیوتر نیروهای آمریکایی حفاظت قرارگاه وجود دارد . برای آشنایی با عملکرد فرقه مجاهدین به مصاحبه ای که با خانواده حسین مرادی ( که در فرقه مجاهدین گرفتار است ) انجام شده توجه کنید ؛ برادر و داماد و همسر حسین مرادی برای دیدار او به عراق رفته و از اتفاقاتی که در ورودی کمپ اشرف برای آنها رخ داده میگویند . لینک مصاحبه
در باره اعضای جداشده و جدانشده از گرفتار سازمان در عراق حتما زیاد شنیده اید ، کسانی که به عشق خدمت به وطن چندین دهه از بهترین دوران عمر خودشان را ناخواسته صرف خدمت به دشمنان وطن کردند ،وامروز کوره راهی برای نجاتشان گشوده شده و مردان و زنانی که سعی دارند این کوره راه را آسفالت کنند ،تا راه نجات این عزیزان هموار شود اما ............. ادامه مطلب
خطاب به خانواده هایی که احتمال میدهند عزیزان
مفقودشان در کمپ اشرف باشد.
بهزاد علیشاهی
باتوجه به وقوع احتمالی یک فاجعه در کمپ اشرف واقع در عراق
، تعداد زیادی از خانواده های نگران تماس گرفته و با دادن اسم و نشانی و عکس؛ جویای حال عزیزان
خودشان در خاک عراق میباشند . آنها معمولا به دلیل منقبض بودن سازمان و عملکرد
فرقه ای آن سالهاست که از فرزندان و بستگان خودشان خبر ندارند ؛ متاسفانه حدود یک
دهم موارد را توانستم شناسایی کرده و اطلاعاتی در مورد آنها را به خانواده هایشان
بدهم و بقیه بدلیل قدیمی بودن عکس های ارسالی و نیز استفاده رایج از اسم مستعار در
کمپ اشرف قابل شناسایی نبودند و این نگرانی خانواده ها را در مورد وضعیت جسمی و
زنده بودن جگرگوشه خودشان بیشتر میکرد ؛ از طرفی هم این خانواده ها تمایلی به علنی
شدن جستجوی خود نداشته و ندارند که همین کار را سخت تر میکند ؛
تنها راه
عملی باقیمانده برای این عزیزان این است که :
در هرکشوری که زندگی میکنند به نزدیکترین دفتر صلیب سرخ بین
المللی مراجعه کرده و فرم مخصوص افراد گمشده را پر کنند این فرم در تمامی این
دفاتر وجود دارد و صلیب سرخ هم ملزم به پیگیری است ، در این فرم باید قید شود که
آخرین خبر از فرد گمشدهقرارگاه مجاهدین و
کمپ اشرف در عراق میباشد؛ به همراه فرم هم در محل خاصی که در همین فرم وجود دارد ؛
میتوان چند خط نامه برای فرد مفقود شده نوشت ؛ صلیب سرخظرف دو تا سه هفته به این فرم پیگیری پاسخ
خواهد داد و سازمان مجاهدین خلق هم برای این سازمان بین المللی کمتر میتواند مانع
تراشی کند . در صورت وجود فرد گمشده در کمپ اشرف و نیز پاسخ او ؛ خانواده ها
میتوانند برای دیدار با این عزیزاناقدام
کننند . با امید موفقیت و دیدار عزیزانتانخواهشمندم بعد از پیگیری از صلیب سرخ همچنان مرا در جریان قرار دهید.
بیاد آزاده بوستانی و همه آنها که از سازمان جداشدند و اکنون آواره اند
به امید موفقیتهای بیشتر برای انجمن سحر
بهزاد علیشاهی
آنجا که هنوز دلی برای تپیدن مانده باشد بی شک آن دل از بیرحمی مجاهدین در برخورد با جداشدگانش ؛ می گیرد و آنجا که چشمی برای دیدن حقیقت مانده باشد بی شک آن چشم از دیدن جداشدگان بی پناه و آواره می گرید ، حتی اگر آن چشم و دل ؛ چشم و دل هواداران سازمان باشد . صحبت از چشم و دل اسماعیل وفا یغمایی است که چندان گرفته و گریسته که او را به عصیان بر علیه سازمان و رهبری اشواداشته است....... ادامه مطلب
مجاهدین مدعی هستند که پمپ آبی که در عکسها میبینید با 300 کیلو تی ان تی تخریب شده و این انفجار هم کارجداشدگان و بخصوص آقای مسعود خدابنده بوده است . به عکس ها نگاه کنید حتی موج انفجار یک کیلو تی ان تی هم بیشتر از این تخریب داشت و جالب اینکه ابدا اثری از دود و سیاهی انفجار نیست بیشتر به نظر میرسد که تخریب با بیل و کلنگ و توسط اعضای خود این فرقه انجام شده باشد ؛ همین نگران کننده است کسی که پمپ آب خودش را برای جلب توجه و مظلوم نمایی و برحق نشان دادن خودش تخریب میکند درگام بعدی ممکن است اعضای خودش را هم برای همین منظور ها بکشتن دهد.
عکس تجهیزات منفجر شده ( تجهیزاتی که ظاهرا قبل از انفجار از محل خارج شده و وجود ندارند)
عکس ساختمان پمپ ظاهرا یک ساختمان مخروبه است که ربطی هم به عکس اولی ندارد
این مطلب را قبلا به رادیو فردا هم گفته بودم آنموقع ،سوءاستفاده از دین توسط این فرقه مرا آزرده بودو امروز که میخواهم دوباره این واقعه را نقل کنم از مظلوم نمایی فرقه برای حق را ناحق کردن در عذابم ، اما واقعه این بود
آقای مسعود خدابنده برای کمک های حقوق بشری به جداشدگان و نیز اعضای ناراضی فرقه به عراق سفر کرده است ، شرح کامل تلاشهای ایشان و آخرین اوضاع سازمان و وضعیت جداشدگان و ناراضیان را از زبان ایشان در مصاحبه با بهزاد علیشاهی را از لینک زیر گوش دهید
سلام خوش آمدید ، این وبلاگ یک عضو سابق مجاهدین خلق(بهزاد علیشاهی) است با بیش از بیست سال سابقه در تمام زمینه های تشیکلاتی و نظامی در سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش ، مجری و نویسنده و برنامه ساز تلویزیون مجاهدین به اسم سیمای آزادی بوده ام ، در این وبلاگ از این سازمان مینویسم و از آنچه دیده ام ؛ نوشته های حسن زبل به طنزو زبان حال یک هودار این فرقه است و باقی نوشته ها مقاله است و تحلیل