|
از ایمیل قبلی استفاده نکنید ایمیل من حسن زبل در جیمیل است hasanzebel@gmail.com
|

نادر نادری
در فرهنگ و ادبيات اكثر مردم دنيا واژه خائن معني مشخص خود را دارد و بطور مشخص به افرادي این لقب داده مي شود كه به وطن و مردم خودش پشت و در راستاي منافع دشمن و بيگانه قرار مي گيرند .........






آقایان پاتریک وان و درک کلاس با سلام وتشکر بخاطر نگرانی شما در باره مسائل ایران......
مسعودرجوی درزمان حیا ت دریکی ازسخنرانی هایش درجمع زنا ن اشرف گفت:: این شمائید که برای من ماندگار هستید....
سمیرا محمدی
از فرصت پیش آمده برای شناخت مجاهدین بیشترین)و بهترین) استفاده را کردم ( با بیشترین علاقه مندی) نه به این خاطر که در اطرافم زیاد با این پدیده روبه رو شده باشم و نه به این خاطر که تبلیغات مجاهدین یا مخالفین آنها کنجکاوم کرده باشد( تا امروز با این نوع تبلیغات هم روبه رو نشده ام ) و حتی نه به دلیل بیکاری یا وقت زیاد ( سرم از همیشه شلوغ تر است ). بیشترین و بهترین استفاده را کرده ام چرا که فکر میکنم هر سازوکار و هر جمع عضو پذیری که اعتقادات و سمبلها و زبان و مراسم و فرهنگ خاصی بهم میرسانند و سعی میکند با قرنطینه کردن اعضا آنها را قالب بندی کنند ؛حتمن و حکمن خطرناکند، اگر این جمع عقاید مذهبی داشته باشد خطرناک تر است و اگر رهبر فرا انسانی داشته باشد خطرناکی اش بیشتر میشود و باز وای اگر که خشن باشد و نسبت به مخالفان سخت گیر و اگر مجوزشرعی و انقلابی هم برای خشونتش داشته باشد که دیگر هیچ ،

مجید آمر طوسی
شعری از سمیرا محمدی
به یاد وبرای قربانیان سرکوب درونی در سازمان مجاهدین ودر گرامیداشت هشتم آوریل روز قربانیان ...
انتقاد به بهزاد علیشاهی و بقیه جداشدگان از سازمان
مجید آمرطوسی

تقدیم به همه جداشدگان از سازمان مجاهدین آهوان گریخته از چنگ صیاد ، که صیاد مدام نفرینشان میکند....


بهزاد جان سلام مجدد.
بنظرم شما شده ای سرپل بنده و بقیه دوستان. ببخشید و دستت درد نکند.
آمده بودیم با یکی دو تا از دوستان جدید الورود به کاظمین. دلمان باز شد و یاد شما کردیم. ........

بهزاد جان سلام،
خط تلفنی بدست آمد و در میان کارها گفتم سلامی بکنم به همه دوستان. حالا ببینیم این خط تا کجا بکشد.
با یکی از دوستان که خودش تازه از اشرف نجات یافته امروز برای کاری برگشتیم بغداد و جای شما را در کنار ساختمان جلالزاده و سیفی خالی کردیم. "مجاهد محله" بدون "سایه صدام حسین" عجیب و غریب می نماید........
مطلب رسیده
بياد مي آورم که برادر مسعود رهبري سازمان ، بزرگترين خطر را بحران دروني و خطور مطالب نامطلوب به ذهن نفرات ذکر ميکردند و از اين مسئله بعنوان خطرات "حمل تناقض" ياد مي کردند ، هر چند هر روز ما مجبوريم که در جلسات عمليات جاري و بعد غسل هفتگي نسبت به کارهاي نکرده که به ذهنمان خطور کرده هم اعتراف کرده و حتي تعهدنامه کتبي امضاء کنيم که ديگر از اين فکرها نکنيم ولي باز هم نمي شود ..............

از وبلاگ شوخی و جدی
با قلبی پر از اندوه خبر نا بهنگام انتشار گزارش جامعه ارزیابی اطلاعاتی آمریکا"NIE"درباره خودداری ایران از ادامه فعالیتهای نظامی هسته ای و پس از آن، در خواست مذاکره آمریکا با ایران را از خبرگذاری های صهیونیست و استعمالگر شنیدم .و همچنین در نشریات امپریالیسم خاک برسر خواندم.
بدین جهت به آن گروه ازهوطنانم که شدید تر از افراطیون آمریکائی طی سالها به تحریک دولت آمریکا برای حمله به ایران پرداخته، بوی کباب شنیده و نمی دانستند حتی خر هم داغ نمی کنند . آنها که خیال می کردند پس از بمباران ایران توسط نیروهای نظامی آمریکا و کشته شدن ملیونها انسان و خرابی های جبران ناپذیر برای صد ها سال، به مال مقامی خواهند رسید..... متن کامل را از لینک زیر بخوانید
رجوی، ابریشمچی و شماعی زاده در کاخ سفید ناهید . ا
با سلام به خانم بزرگوار ، صبور ، بانجابت و شریف ، میترا یوسفی
میترای عزیز من فقط یکبار و آنهم فقط چند دقیقه شما را زیارت کرده ام ؛ البته دوقسمت مصاحبه شما با تلویزیون پیوند را هم دیده ام ، و مطمئنم که ............
نامه و چند عکس از خانم یوسفی را در ادامه مطلب ببینید و بخوانید
سلام حسن آقا من یک معلم مقطع ابتدایی هستم میخواستم کمی در باره اعتراضات اخیر معلمان درد دل کنم....
جناب آقای علیشاهی عزیز سلام. خسته نباشید
امشب در ساعت هشت شب بوقت فرانسه
روی کانال یک.........
۲۲ فروردین ماه ۱۳۸۶ ساعت : ۳۸ , ۱۹
خبرگزاري انتخاب : تروریست: کسی که اقدام به ترور دیگران می کند یا معتقد به چنین شیوه ای است. کسی که محکومش می کنیم، اما از کاری که می کند خوشمان می آید. کسی که فکر می کند مشکل به این سادگی قابل حل است. موجودی که ظاهرا مثل ماست، اما باطنا همان کاری را می کند که ما ظاهرا می ترسیم ....
نوروز فقر ،فخر میرمحمد رضا محمدی
و حال امروز ثانیه ها همچون روزهای گذشته رو به سوی جلو می روند تا ساعت ها و روزها یی دیگر را خلق کنند تا من به پنجره ای دیگر از کران بی کران عالم برسم دریچه ای که فراسوی آن دریای آبی بی پهنای زندگی در آن به چشم می خورد و خورشید روشنایی امید همه جا را با تشعشع طلایی رنگ خود کیمیا گری کرده است.
... ننگ بر ارتجاع باد، ننگ بر رژيم آخوندي. پاينده باد اميد خلق جهان برادر مسعود و رئيسجمهور مريم
http://nabavi-online.blogfa.com/post-1.aspx
دیکتاتورها همه مثل هم هستند به قدرت رسیده یا نرسیده...
شعر زیر از اسماعیل وفا یغمایی است که در بعد از مرگ پینوشه سروده ؛ از آنجا که شاعر به خوبی با خلق و خوی دیکتاتورها آشنایی دارد و خود نیز یکی ازشاعران مداح در یک تشکیلات دیکتاتوری است , بخوبی دیکتاتور ها را توصیف کرده . تمام شعر عینا از وبلاگ خود شاعر است حتی کلمات زشت و غیر اخلاقی ( پس لاجرم بابت آنها پوزش خواهی نمیکنم بماند برای خود شاعر) تنها کارهایی که من روی شعر انجام داده ام اینهاست .
1- شعر را کپی چسبان کرده ام
2- چون پینوشه مرده و پشت سر مرده حرف زدن هم خوب نیست شعر را به مسعود رجوی تقدیم کرده ام و پنداشته ام که شاعر برای مسعود رجوی آن را سروده است
3- به کامپیوتر فرمان دادم که هر جا اسم شیلی هست به ارتش آزادیبخش تبدیلش کند
4- شعر را کوتاه کردم و تکراری ها را حذف کردم.
و نتیجه شد این شعر زیر که بخوانید.
بدرود دیکتاتور!
اسماعیل وفا یغمایی
ــــــــــــــــــــــــــ
عشق را به بازی گرفتی
و آفتاب را ؛
ابرها را به نمک الودی
آبها را به زهر،
و آینه ها را
به غباراستخوانهای زیباترین زنان،
تو شبان بودی!
تو ارتش آزادیبخش را دوست داشتی
باور می کنم که تو ارتش آزادیبخش را دوست داشتی
چون دلارا ترین چراگاهی پرغوغا در روز
وچون زیباترین اصطبلی خاموش در شب
در امتداد وبر لبه اقیانوس،
وگواهی می دهم که تو مردم را دوست داشتی!
نه ایستاده و راست قامت،
بل چون گله هائی عریان از مرد وزن وکودک
با زنگوله هائی بر گردن
باباسنهائی مضحک و بر افراشته در آفتاب!
و در حال چرا، در صفوفی مواج و بع بع کنان
که سگان آهنین تیز دندان تو آن را به پیش برانند،
بدرود دیکتاتور!.
چون بودی تو
می خواستی تمام بودن، تو باشی!
می خواستی تمام هستی تو باشی!
{ در تو به سفر میروم دیکتاتور!
در طول تو و در عرض تو
در درازا و پهنا و ارتفاع و ضخامت زمان و روان }
تو می خواستی که:
تو باشی که هر سپیده دم بر بامها طلوع کنی
تو باشی که در بدر کامل ماه کامل شوی
تو باشی سوسوزنان بر فراز بامها
تو باشی موجهائی که بر سواحل تن ایران تن می کوبند
تو باشی رودها و جویبارها
تو باشی صدای ناقوسها
تو باشی آوای پرندگان و سرود گیتارها
تو باشی تمام درفشها و پرچمها و پلاکاردها
تو باشی بر تمام سفره ها
بر تمام دیوارها
بر تمام لبها
در تمام شعرها
در تمام بسترها،
تو باشی تمام مردانی که می گایند*
تو باشی تمام زنانی که بار می گیرند
تو باشی تمام کودکانی که زاده می شوند
و اما توباشی تنها کسی که نمی میرد!
و دریغا که خلوت صادق آبریزگاه مجللت
وصدای شجاع گربه وار باد روده هایت
{ پیش از آنکه گلوله ای در مغزش بنشانی!! }
فنا پذیری ترا به تو یاد آور شد
که تو نیز مانند دیگران می تیزی!
و لاجرم بزودی
میمیری!
پس بدرود دیکتاتور!!.
در سودای قدرت،
تمام قدرت!
شلاق برخون و چشم مردمان کوفتی
بر بینائی و شنوائی و بویائی ارتش آزادیبخش
بر چشائی و توان لمس وحس،
در سودای قدرت،
تمام قدرت!
خود را به تمام رنگها آراستی
وپر رنگ و پر رنگ تر شدی
تا دیگران کمرنگ و کمرنگ تر شوند
و پیرامون تو هیچ نماند جز تو وآنکه به فرمان توست!
می خواستی
تنها نام باشی و تنها تصویر!
تنها راه باشی و تنها مقصد!
می خواستی
تمام ذهن ها و زبانها تکرار ذهن و زبان تو باشند
تمام نگاهها امتداد نگاه ترا دنبال کنند
تمام چشمها آنچه را تو می بینی ببینند
تمام گوشها آنچه را تو می شنوی بشنوند،
در سودای قدرت،
تمام قدرت
مسلسل چیانت عروسکها و بستنی های کودکان را به رگبار بستند
بمب گذارانت ساده ترین آرزوها را منفجر کردند
و بادبادکهای رقصان در آسمان را به زیر کشیدند
و در سودای جاودانگی
چون ستونی از خارا
تکیه زده بر پرچمها و ناقوسها
تکه ای از زمان را به پولاد و سنگ مذاب آلودی
تاحجاران و تراشکاران
نام و نقش ترا بر آن نقش زنند
و حجاران و تراشکاران
نام و نشان ترا بر آن نقش زدند
بدرود دیکتاتور!
من در انتهای حقیقت
و از تمامی تاریخ آموخته ام که:
دیکتاتورها اگر فراز آیند
اگر فراز آیند
طباخان چیره غذایشان را خواهند پخت
نعلبندان ماهر اسبشان را نعل خواهند کرد
خیاطان با تجربه شنلهاشان را خواهند دوخت
سربازان مومن از کاخهاشان نگهبانی خواهند کرد
شاعران انها را خواهند سرود و نوازندگان خواهند نواخت
توجیه کنندگان آنان را توجیه خواهند کرد
قاریان آنان را قرائت خواهند کرد
ولاجرم دوالپایان دوال برگردنها سفت کرده
مظلوم و مطمئن و با کامیونهائی انباشته از امدادها و دلیلها
وبه مدد پرچمها و ناقوسها و کتابهای آسمانی
وجهل مظلوم وظلم تیز هوش
عمری دراز خواهند کرد
پس تمام شمعها را روشن کنیم
و تمام حقیقت رابدانیم،
بدرود دیکتاتور!
10 دسامبر 2006 میلادی

جامعه ای بدون نفرت
کریم محصص
۱- در جریان خشونت های سی ساله گذشته ، دست چه کسی خون آلود نشده است ؟ دامن کدام بلند دامنی پاک مانده است ؟ کی توانست و نه کشت؟ اگر مجاهدین خلق هم دیگران را کشتند و هم خود را سوزاندند ، اگر طالبان به قصابی های خونینی دست زد. اگر خلقی ها، افغانستان را به رنگ پرچم شان می خواستند ، اگر ... همه این ها به تاریخ پیوسته است.
امروز اگر بخواهیم جامعه ای آرام ، متعادل و با ثبات بسازیم ، باید همدیگر را ببخشیم. از خون هم بگذریم و از جان هم. روی همدیگر را ببوسیم و همدیگر را در آغوش بگیریم. ظاهر شاه و نور محمد تره کی و حفیظ الله امین و ربانی و سیاف و ملا عمر و خلیلی و .... همه به تاریخ پیوسته اند. سیاف امروزی ، سیاف صلح دوست و وطن پرست است. آن شرایط بود که از آقای سیاف ، یک جنگ جوی خون آشام ساخته بود. او باید می کشت تا خودش زنده بماند. امروز باید کمی به شرایط خود بیشتر دقت کنیم. ما به صلح نیاز داریم و برای برقراری صلح ناگزیر باید گذشت داشته باشیم . ما باید جامعه ای عاری از نفرت بسازیم. جامعه ای که در آن هیچ کسی به جای محکمه تصمیم نمی گیرد. هیچ کسی همیشه در حال قرائت رای محکمه شخصی اش علیه افراد و سازمان ها نباشد. بگذارید منتظر بر پایی محکمه عادلانه باشیم. حتی اگر این محکمه هیچ وقت برگزار نشود. خون هایی که ریخته شده است، نباید باعث آن شود که احساسات ما خون های بیشتری را بریزد. بیایید افغانستانی عاری از خشونت بسازیم.
۲- من اما با تمام این فرمایشات مخالف هستم. من می گویم قربانی نمی تواند با قصاب تفاهم کند. من می گویم باید همچنان محکمه های شخصی در درون ما برگزار باقی بماند. من می گویم قاتلین مردم را کسی نمی تواند ببخشد .
مجاهدین خلق با اینهمه جنایت چرا باید باز هم داعیه مبارزبودن و انقلابی بودن داشته باشند ؟ چرا باید آنها را بخشید درحالی که هنوز خود حتی به گناهانشان اعتراف نکرده اند ؟
قیمت این بخشش هرچه باشد ، ما نمی توانیم سی سال از تاریخ خود را به فراموشی بسپاریم، دور بریزیم و یا آن را از دید دیگران و مردم مخفی کنیم. ما نمی توانیم کسانی را در آغوش بگیریم که مردان را از آغوش زنان شان به پای دار برده اند. من می گویم ما نمی توانیم جامعه ای عاری از خشونت بسازیم مگر اینکه نخست عوامل خشونت و قتل و کشتار را به محکمه عادلانه بسپاریم. من می گویم....
شما چه می گویید؟
به این می گویند دمکراسی
23.6.06
ترمادو ادوارد
چندی پیش در خبرها آمده بود که محودیت های مجاهدین در فرانسه که از بدو ورود خانم مریم رجوی به آن کشور در مورد تعدادی از مسئولین سازمان مجاهدین به اجرا گذاشته شده بود لغو شده و از این پس آنها می توانند در ترددات خود آزاد باشند اما در کنار آن سازمان مجاهدین و شورای باصطلاح ملی مقاومت حق تماس با یکدیگر را ندارند.
باید خاطرنشان کنم از زمانی که در ایران قدرت به دست ملاها افتاد و مخصوصآ از زمانی که در سال 1360 پای مجاهدین به اروپا و خصوصآ به فرانسه رسید، شاهد این نوع بازی های سیاسی در زیر چتر دمکراسی بوده ایم و باز هم خواهیم بود.
در یک دوره ای آقای ژاک شیراک مجاهدین را به گابن تعبید می کرد ودر یک دوره ای هم مجاهدین را از فرانسه اخراج می کند تا به عراق بروند ودست به هزار جنایت بزنند که در مورد آنها کرارآ گفته ایم و باز هم خوهیم گفت و در زمانی هم خانم مریم رجوی را دوباره در کشور خود راه میدهد و مجاهدین هم از فرصت استفاده کرده و او را باصطلاح رئیس جمهور اعلام می کنند.
در سال 1976 وقتی که خانم رجوی فرانسه را به مقصد عراق ترک می کرد به ایشان تذکر می دهد که اگر رفتی حق ورود شما به فرانسه لغو خواهد شد.
اما دیدیم که چنین نبود و سازمان مجاهدین علی رقم اینکه از سوی کشورهای اروپائی یک سازمان تروریستی شناخته شده بود، ایشان در آستانه سرنگونی ارباب بزرگ(صدام حسین) جنایتکار با تعدادی از مسئولین سازمان از عراق فرار کرد و به دامن کسی پناه آورد که قبل از آخرین خروج از فرانسه به او هشدار داده بود که، اگر رفتی حق ورود شما به فرانسه لغو خواهد شد اما دیدیم که ورود ایشان لغو نشد و دولت فرانسه تنها به بازداشت موقت ایشان تن داد و بعد هم آنها را در گوشه اوورسورواز مثلا محدود کرد و در اصل می خواست از آنها ترشی بگیرد .
اما اشکال کار در کجاست؟ روشن است که این زیک زاک رفتن دولت فرانسه نشان از ضعف و عدم قاطعیت آن در برخورد او با ترویست است. تروریستی که دولت فرانسه بارها اعلام کرد باید با آن قاطعانه برخورد شود ولی در عمل عکس آن را شاهد هستیم.
اگر دولت فرانسه هم می خواهد رژیم ایران را از لولوخورخوره بترساند و تحت پوشش دمکراسی از رژیم باج بگیرد، بحث جداگانه ای است اما پیشاپیش باید به دوستان فرانسوی گفت شما برای رسیدن به منافع کوتاه مدت، افسار این لولو را شل کرده اید اما غافل از آن هستسد که حتی اگر آن را باز هم کنید، برای شما هیچ سودی به غیر از ضرر چیزی نخواهد داشت چرا که دیر زمانی است که پشم و کلک این لولو ریخته یعنی از روزی که ارباب بزرگ سرنگون شد و رهبر بی بد یل هم غیب شد .
راي دادگاه 16ژوئن، شكست يا پيروزي!
عليرضا ميرعسگري
روز جمعه 16ژوئن برا ساس راي دادگاه استيناف؛ برخي از محدوديت ها از روي اعضاي سازمان مجاهدين برداشته شد كه از طرف اين گروه به عنوان يك پيروزي بزرگ قلمداد شد كه بلافاصله سران سازمان مجاهدين و درراس آنها مريم عضدانلودست به مصاحبه با راديوهاي خارجي زدند، آنهم با راديوهايي كه بارها توسط اين گروه مورد فحاشي و تهمت قرار گرفته بودند (راديو فرانسه،راديو فردا،راديو آمريكا) . جالب اينجاست زماني كه اين راديو ها منعكس كننده نظرات اين گروه هستند كاملا دمكرات هستند ولي هنگامي كه منعكس كننده نظرات مخالف آنان ميباشند به يكباره تبديل به مزدور و .. ميشوند.
اينكه به چه دليل دادگاه استيناف فرانسه چنين تصميي را اتخاذ كرد خود نياز به بحثي مجزا دارد وليكن بايد ديد كه بر سر سازمان مجاهدين چه آمده كه تنها اجازه سفر و ديدار اعضا آن با يكديگر به مثابه يك پيروزي بزرگ تلقي ميشود. جا دارد در همين جا به سخنان برخي از سران سازمان مجاهدين در همين رابطه اشاره كرد و فارغ از تبليغات و هياهو به اين مطلب پرداخت كه آيا راي دادگاه چيزي را در اصل پرونده عوض ميكند يا خير ؟
محمد محدثين در مصاحبه با صداي آمريكا اعلام ميكند كه :
"در روز 17 ژوئن 2003 درست 3 سال پيش بعد از آنكه دولت فرانسه در يك معامله با رژيم ايران بسياري از اعضاي و هواداران مقاومت ايران را دستگير كرد و در راس آنها خانم مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده اين مقاومت را دستگير كردند, بلافاصله دادگاههاي فرانسه بدليل اينكه هيچ مدركي و سندي عليه مقاومت ايران وجود نداشت در كمتر از 2 هفته همه دستگير شده گان و قبل از همه خانم مريم رجوي را آزاد كردند."
آري دراين كه دولت فرانسه مريم عضدانلو را كمتر از 2هفته آزاد كرد حرفي نيست ولي بي شك دليل آن نداشتن مدرك و سند نبود بلكه دقيقا حركات وحشيانه اي بود(خودسوزي ها) كه به دستورمريم عضدانلو ترتيب داده شد و جامعه اروپايي كه كشش همچنين صحنه هايي را نداشت ناچارا درمقابل اين سازمان تروريستي تن به عقب نشيني و آزاد كردن مريم عضدانلو داد و سران سازمان نيز به اشتباه آن را يك پيروزي قلمداد كردند حال آن كه همين اقدامات سازمان مجاهدين (خودسوزي هاي) به كشورهاي اتحاديه اروپا ودر راس آن دولت فرانسه اين مسئله را تفهيم كرد كه اين سازمان داراي چه پتانسيلي در رابطه با اقدامات تروريستي در غرب است .
مريم عضدانلو درمصاحبه با راديو فرانسه چنين از اين به اصطلاح پيروزي سخن مي گويد:
"این تصمیم بار دیگر اثبات میكند كه پرونده ما خالیست و محدودیتها نیز ناموجه بوده اند. هربار كه قضات فرانسوی در باره فعالیتهای ما تحقیق كرده اند به این نتیجه رسیده اند كه سازمان ما دارای یك چهره انسانی است."
اينكه ربط برداشته شدن محدوديتها( كه البته آنگونه هم كه بزرگ كردند نيست) به چهره انساني سازمان مجاهدين چيست سوالي است كه خانم مريم عضدانلو بايد به آن پاسخ دهد ولي تا آنجا كه به واقعيت بر ميگردد اعمال شكنجه و زندان و كشتن اعضاي مخالف درون سازمان مجاهدين و اعمال تروريستي كه به دستور سركردگان اين فرقه و درراس آن مريم عضدانلو و مسعود رجوي صورت گرفته چيزي نيست كه بشود آن را به دست فراموشي سپرد كما آن كه جداي از پرونده 17ژوئن كه هنوز هم باز ميباشد خانم مريم عضدانلو شاكيان خصوصي هم دارند كه اعضاي جداشده ازهمان سازماني ميباشند كه به قول وي( چهره انساني دارد!؟) ودر درون زندانهاي اين سازمان مورد شكنجه و اذيت و آزار قرار گرفته اند .
ولي جداي ازتمام تبليغات و هياهو كه توسط دستگاه تبليغاتي اين فرقه بپا شد واقعيت را بايد اززبان يكي از مسئولين خودشان شنيد ، ابولقاسم رضايي در مصاحبه با راديوفردا چنين مي گويد :
"در این سه سال من از رفتن به دفتر شورای ملی مقاومت محروم بودم، حق مسافرت نداشتم. خوشبختانه با حکم دادگاه استیناف این نوع محدودیت ها برداشته شده اما پرونده هنوز بسته نشده است. ما حالا با اطلاع مقامات می توانیم سفر کنیم. اموال شخصی سازمان هنوز عودت داده نشده است. 8 میلیون دلار، 200 دستگاه کامپیوتر، و اموال دیگر هنوز پس داده نشده است."
آري واقعيت اين است كه ابوالقاسم رضايي گفت اموال آنان ! پس داده نشده و مهمتر از همه پرونده هنوز بسته نشده است، ولي تنها چيزي كه مريم عضدانلو و سران فرقه ميتوانند براي آن جشن بگيرند و شادي كنند اين نكته است كه ابوالقاسم رضايي به آن اشاره كرد: آنان ميتوانند با اطلاع مقامات سفر كنند .!!!
Alireza_mirasgari@yahoo.com
مجاهدين، تغيير دموكراتيك ، حمايت مردمي
علیرضا میر عسگری
بعد از تغيير حكومت در عراق و سرنگوني صدام حسين كه شريك و حامي شماره يك مجاهدين بشمار ميآمد سازمان مجاهدين و بازوي نظامي آن در عراق مجبور به تحويل سلاح هاي خود شدند وبا تغييراتي كه درحكومت عراق به وجود آمد ديگر استفاده از خاك عراق براي پيشبرد خط مبارزه مسلحانه(كه توسط رجوي تئوريزه ميشد ) و سرنگوني حكومت جمهوري اسلامي ديگر امري غير ممكن به نظر مي آيد. بعد از مدتي سكوت ودر انزوابودن ،سازمان مجاهدين اين بارتوسط مريم عضدانلو خط و تئوري را عرضه كرده به نام تغيير دموكراتيك در ايران توسط مقاومت ايران ! و اخيراهم خانم عضدانلو در برنامه اي در پاريس در همين رابطه به سخنراني پرداخت كه متاسفانه به جاي پرداختن به اصل مطلب و توضيح در مورد برداشت سازمان مجاهدين در مورد تغييرات دموكراتيك، مجددا به سخناني پر از تناقض پرداخت و به جاي رفع ابهام به ابهامات گذشته اضافه كرده است .
درقسمتي از سخنان خود اينطور عنوان ميكند كه:
" فارغ از هر اختلاف نظر، كسي نميتواند كتمان كند كه شوراي ملي مقاومت سازمانيافتهترين نيروي مقاومت در مقابل رژيم ملايان است. ولي متأسفانه حتي براي ابراز نظراتش بايد از موانع مختلف بگذرد. آيا اين معني دموكراسي است؟ به چه اتهامي آزاديهاي بنيادين ما محدود ميشود؟ آيا جز اين است كه ميخواهند پلها را با رژيم حفظ كنند؟ اين سياست نه تنها ناقض پرنسيپهاي شناخته شده كشورهاي دموكراتيك است، بلكه از زاويه صرف اقتصادي نيز از هرگونه آيندهنگري بهدور است. " ود رقسمت ديگري ازصحبتهاي خود اينچنين ادامه ميدهد كه:
"اما سياست مماشات غرب تا كنون راهبند اصلي تغيير بوده است. در قلب سياست مماشات برچسب تروريسم عليه سازمان مجاهدين خلق، نيروي اصلي تغيير در ايران ميباشد. بدين ترتيب پتانسيلهاي مقاومت ايران براي تغيير را بلوكه كردهاند."
در واقع خانم عضدانلو با ظرافت خاصي دولتهاي غربي را به يك معامله فرا ميخواند و آن اين است كه ما را از ليست تروريستي در بياوريد و ما را به حكومت برسانيد بعد از آن ما در را براي شما باز ميگذاريم ، در واقع قبل از رسيدن به حكومت! بر سر منابع و منافع ايران به معامله پرداخته است .
وليكن آنجا كه بايد توضيح دهد كه ابزار وي براي پيشيبردتغيير دموكراتيك در ايران چيست با تعريف از مقاومت ايران ! كه در سازمان مجاهدين خلاصه ميشود اينچنين ادامه ميدهد كه :
"بااينحال مهم است كه ماهيت اين مقاومت را بشناسيم. مقاومت ايران با برخورداري از پايگاه گسترده مردمي، يك شبكه سراسري مقاومت در داخل، يك نيروي متمركز سازمانيافته در شهر اشرف در مرز ايران و عراق و يك آلترناتيو سياسي با برنامه مشخص، توانمندي لازم را براي ايجاد تغيير دارد."
خانم عضدانلو! تا آنجا كه به تعريف جهاني از تغيير دموكراتيك برميگردد ،تغيير دموكراتيك بر پايه حمايت مردمي و بر اساس تغيير بر پايه آگاهي هاي فرهنگي و فهم دقيق از دموكراسي توسط تشكلهاي دانشجوي ، كارگري ،زنان وياسنديكاههاشكل ميگيردنه براساس تكيه بر يك نيروي نظامي در تبعيد كه تعداد آنان بالغ بر 3هزار نفر ميباشد.شما كه صحبت از حمايت مردمي ميكنيد آيا نيم نگاهي به تعداد نفرات شركت كننده درتظاهراتي كه به تازگي توسط نيروهاي شما بر گزارشده كرده ايد؟( در عكس هايي كه در سايت موسوم به همستگي ملي چاپ شده تعداد شركت كنندگان به اندازه انگشتان دست مي باشد )آيا همين مثال به تنهايي بيانگر حمايت مردمي از شما نيست ؟! شما صحبت از يك نيروي سازمان يافته در داخل كشور ميكنيد ،ولي به راستي بعد از سرنگوني صدام حسين و بسته شدن مرزها به روي نيروي هاي شما چرا ديگر خبري از آن ستاد داخله! با عملياتهاي آنچناني و غيره نيست . آري بعد از روشنگري هاي اعضاي جدا شده از فرقه شما همگان به خوبي ميدانند كه تمامي آن صحبت هاي سرابي بيش نبود و تمامي آن حركات توسط خاك عراق وتوسط نيروهاي مستقر در خاك عراق شكل ميگرفت. براي يك نظر سنجي ساده ميتوان به سادگي از روي دفترچه تلفن به تلفن هاي ايران زنگ زد وبه سادگي ديد كه اساسا خيلي از مردم اصلا حتي اسم سازمان مجاهدين را نشنيده اند و اگر هم شنيدند به همكاري با دشمن و معامله بر سر منافع ايران و.. شنيده اند.
جالب است كه مريم عضدانلو در قسمتي از سخنانش ادامه ميدهد:
"آزادي و دموكراسي براي ما يك آرمان، يك استراتژي، و يك ضرورت اجتنابناپذير سياسي ، اجتماعي و تاريخي است. ما معتقد به يك جمهوري كثرتگرا مبتني بر جدايي دين و دولت، برابري كامل زن و مرد، احترام به آزاديهاي فردي، سياسي و اجتماعي، احترام به كنوانسيونهاي بينالمللي از جمله در زمينه حقوق بشر، آزاديهاي مدني و زنان، بازار آزاد، همزيستي مسالمتآميز و رابطه با همه كشورها ميباشيم. ما در ايران آينده از لغو مجازات اعدام دفاع ميكنيم و به آن پايبنديم."
تا آنجا كه به ادعاي شما به پايبندي به اين اصول مي باشد حرفي نيست و حق مسلم شما براي اين ادعا است ولي در تك تك ادعاهاي شما هزاران سئوال نهفته كه اعضاي سابق شما به حق مطرح كرده اند و به همين دليل موجبات خشم و نفرت شما را فراهم كرده اند ،خانم عضدانلو شما كه صحبت از آزادي هاي فردي ميكنيد چطور هنوز به حكومت نرسيد ه بساط تفتيش عقايد فردي تحت نام عمليات جاري به راه مياندازيد شما كه صحبت از لغو مجازات اعدام ميكنيد چگونه بساط زندان و شكنجه آنهم براي نيروها و اعضاي خود براه مي اندازيد و حتي در زير شكنجه افراد را به قتل مي رسانيد ( خود شخصا شاهد كشته شدن پرويز احمدي در سلول جمعي در زندان سال 1373بودم كه به دليل آسيب هاو جراحات وارده توسط شكنجه گران سازمان در سلول و جلوي چشمان من و باقي هم سلولي هايم درگذشت . روحش گرامي باد) خانم رجوي آري گناه ما اين است كه اسرار هويدا ميكنيم و به همين دليل است كه توسط گشتاپوي شما تهديد ميشويم ودر نشريات و برنامه هاي مختلف مورد فحاشي و غيره قرار ميگيريم .خانم عضدانلو درتمام سخنانتان فقط به يك نكته به درستي اشاره كرديد كه البته آنهم ربطي به شما و سازمانتان ندارد وآن اين نكته بود:
" كه مردم ايران آزادي و دموكراسي ميخواهند. آنها حاضر به پذيرش هيچ نوع ديكتاتوري نيستند. آراي مردم تنها ملاك مشروعيت است."
آري مردم ايران آزادي ميخواهند ولي بهترين ملاك هم در اين رابطه مردم هستند همان مردمي كه شما حتي براي رسيدن به خواسته هاي خود حاضرين تحت تحريم هاي اقتصادي قرار گيرند و اين خواسته را هم در تمامي سخنان خود تئوريزه ميكنيد .
در پايان خوب است به اين نكته اشاره كرد كه تغيير دموكراتيك بر پايه حمايت مردمي ميسر ميباشد نه براساس حمايت كشور آمريكا و اسرائيل و خوب است كه سازمان مجاهدين و رهبري آن به جاي دم زدن از دموكراسي و .. پاسخگوي عملكرد خوددر دو دهه گذشته در قبال مردم ايران باشند.
Alireza_Mirasgari@yahoo.com
پانا - دره شهر - زهرا منصورنیا :
دوست می دارم این ها را/ پیرمردان گیوه در پا را
پیرزنان ساده وروشن / که بلد نیستند الفبا را
کودکانی که تازه می فهمند/ معنی آب و نان وبابارا
دخترانی که رنج می بافند / دیده هایی پر از تماشا را
نی چوپان را که میشکند / بغض کوه وسکوت صحرا را
من و گل های آتشین هر شب / می کشیم انتظار فردا را
سلام حسن آقا میخواهم یه نمونه از شارلتان بازی مجاهدین را بگویم اینها در یکی از سایت هایشان عکسی را برای افشاگری رژیم زدند که زنی تابلویی دستش بود که رویش نوشته بود صیغه شیرین ترین لذت زن است و از حضرت فاطمه من خیلی نارات شدم و به آن زن بیچاره فحش دادم که چنین تابلویی دستش گرفته بعد دنبال کردم دیدم حضرت فاطمه این حرف را نزده بعد عکس را دنبال کردم دیدم این بی شرافتی محض مجاهدین است که اینکار را کرده اند در دلم از فحشی که به آن زن داده بودم معذرت خواهی کردم حالا هر که هست ومن هم حتی شعار او را هم قبول ندارم و زن خودم هم بی حجاب است اما دیدم مجاهدین چطور اسلام و حضرت فاطمه و مردم یعنی همون خلق قهرمانی را که خودشان میگویند وشعار میدهند بازیچه مطامع خودشان کرده اند گفتم به شما بگویم در وب سایت خودت بزنی که همه بفهمندبا کی ها طرفند. ممنون شما امیر
این هم عکسی که مجاهدین درسایت کانون هنرمندانشان گذاشته اند

در عکس زیر امیر نشان داده که اصل عکس چیز دیگری است ومجاهدین با دستکاری آن را به این شکل در آورده اند در سمت چپ اصل عکس را مشاهده میکنید


تکدی یا پولشویی
بهزاد علیشاهی
دیشب تلویزیون مجاهدین از شب تا صبح برنامه زنده داشت و کارش شده بود جمع کردن پول وکمک مالی برای ادامه کار تلویزیون اینکار البته کار عجیب و غریبی نیست خیلی ها به این شیوه دارندکاسبی میکنند بعضی تلویزیونها کارشان شده فروش قالی و قاب عکس و این چیزها ؛ بعضی ها هم علنا درخواست پول میکنند اما اینکه رجوی مثل فرود فولادوند از انجمن پادشاهی به جمع آوری پول پرداخته، تازه و جالب است و سئوالاتی هم به همراه دارد .
اولا اینکه بعد از بیست سال که از کار تلویزیون مجاهدین میگذرد چرا الان مجاهدین به فکر پول افتاده اند و این مدت پول برنامه از کجا می آمده ؟
خودشان میگویند تلویزیون ماهواره ای دقیقه ای 80 یورو خرج دارد یعنی ساعتی 9600 یورو و روزی 230400 یورو و هفته ای 1612800 یورو ، و خلاصه سالی 7741400 خب این پول تا الان از کجا میامده و منبع اش کجا بود ه ؟ البته این همه پولی نیست که خرج تلویزیون میشود این فقط پول اجاره ماهواره است و پول دستگاهها و دوربین و نورو برنامه های پرخرچ که برای فیلم برداری راه اندازی میشود در اینجا محاسبه نشده
مجاهدین البته که هنوز پول به اندازه کافی دارند، کافی است که به فیلم پول گرفتن مسعود رجوی از صدام نگاه کنید و جعبه های پول را بشمارید که البته اون مشتی از خروار بود و البته که همانموقع هم مجاهدین باز در کوچه خیابان پول جمع میکردند ، پس این جمع آوری پول ربطی به پول داشتن یا نداشتن ندارد ، گرچه خب منطقا الان دیگر آن سرچشمه خشکیده مجاهدین از جیب خرج میکنند و جیب تمام شدنی است و از صدام هم خبری نیست ، دست و دل بازی اسراییل و پنتاگون کجا و بخشش صدام کجا ؟
یکی از دلایل البته میتواند این باشد. اما من فکر میکنم دلیل اصلی دو چیز میتواند باشد، یکی برای جمع و جور کردن ذهن هواداران بخصوص بعد از پخش فیلم گرفتن پول توسط رجوی از صدام که بگویند از این خبرها نیست و ما پول را از هواداران و مردم میگیریم و دلیل دوم هم اینکه با این کار مثل حساب سازی های ایران اید و غیره از این بازی برای پول شویی استفاده کنند
که البته مصداق این حرف هم خود اسکندر فیلابی پهلوان برگزیده مقاومت بود که بند را آب داد و گفت که اونهایی که میگویند اینها پول از کجا میاورند بیایند و ببینند ودیگر حرف نزنند.
البته این کارمجاهدین به اندازه زیادی هم مسخره بود و از تلفن ها معلوم بود که همه قرار بوده تلفن بزنند و بعضی هم گویا دوبرابر پولی را که میگویند گرفته اند .
و دیگر اینکه در این برنامه برای هر کدام از اعضای شورا قیمتی تعیین شد مثلا ما دیدیم که موقعی که بهزاد نبوی آمد دوهزار یورو جمع شد و محمد شمس و حمیدنصیری روی هم سه هزار یورو حساب شدند .سهیلا صادق بیشتر چون شورای رهبری است و حسن نایب آقا یک کمی از محمد و حمید گران تر بود لابد بخاطر خوش رقصی اش .اما بشنوید از عرضه محصولات برای تشویق به کمک مالی و یا فروش عالیوندی قرار شد نقاشی هایش را بفروشد و یا به کسی که بیشترین کمک را کرد داده شود و نایب آقا پنج جلد کتابش را قرار شد امضا کند وبه کسی که بیشترین کمک را بکند بدهد کتابی که تا دیروز روی سایت بود و کسی نمیخواند و نصیری شعرش را و شمس هم ده تا سی دی اش را که البته هیچکدام خود مجاهدین هم میدانند که هیچکدام خریداری ندارند شاید بهتر بود که مریم رجوی هم میامد روی خط و لباسهایش را میفروخت .نکته مضحک دیگر این بود که بنده بعضی از مهمانانی که برای تشویق مردم به پول دادن وارد استودیو میشدند را میشناختم و میدانم که خرج و پولی که برای آمدن آنها صرف شده چند برابر پولی است که که با تشویق آنها جمع خواهد شد و اگر بخواهم ساده تر بگم خرجشان به دخلشان نمی ارزد. اما نکته دیگر اینکه خیلی ها که به اصطلاح هنرمند بودند از هنر خودشان مایه گذاشتند و محصولات هنری خودشان را به پنج یا شش نفری که بعد از تماس آنها روی خط بیایند هدیه کردند ، خانم مرجان خواننده و بازیگر هم روی خط آمد باور کنید اگر ایشان چند تا از فیلم های قبل از انقلابشان را هدیه میدادند سیل تلفنها شروع میشد فیلمهایی مثل غلام ژاندارم و یا وقتی که کلفت خوشگل باشه که خانم مرجان بازیگر اصلی اش بوده اما خب این فرصت طلایی را سازمان از دست داد .
اما با اینهمه پولهای جمع شده کم نبود و فکر میکنم مجموع پولهای جمع شده پول دودست لباس و یک عمل کشیدن پوست برای مریم رجوی خواهد شد.
اینم یه پوستر فیلم از خانم مرجان

اگر حمله به ايران آورد بوش
نماند بهر او شاخ و دم و گوش
کند برگشت با شاخ شکسته
دمش در گچ، دو گوشش باند بسته
تو که بر حمله ي او بسته اي دل
گمانم هستي از يک نکته غافل
سيا هرگز به فکر نفع ما نيست
وگر باشد، دگر اسمش سيا نيست
عزيز من! سيا در طول تاريخ
کجا ديکتاتوري را کرده توبيخ؟
رژيمي گر که مال ملّيون است
ز اعمال سيائي سرنگون است
ولي وقتي که شد جبار و خونخوار
سيا شد آن حکومت را نگهدار
بنابر اين مپنداري که شايد
سي آي آ. بهر تسکينت بيايد
که تا وقتي که شير نفت بازست
سيا از اين حکومت سرفرازست!
وليکن گر نداري دانش و هوش
بمان باقي به عشق حمله ي بوش
نامه ای سرگشاده
به :مقامات و مسئولین دولت جمهوری اسلامی ایران و انجمن نجات بعنوان وکیل مدافع قربانیان و خانواده های فریب خوردگان اعمال تروریستی رجوی
با سلام و ادای احترام
خدا را شاکریم که بعد از سرنگونی د یکتاتوری صدام بعنوان تنها حامی فرقه رجوی عده ای از موقعیت پیش امده توانستند به بهترین نحو برای پاره کردن بند های جسمی و روحی اسارت استفاده کردن و نه تنها خود را رها و ازاد سازند بلکه با شرکت در تریبونهای ازاد رسانه ایو راه اندازی سایتهای خبری اینترنتی - حقایق را برای میلیونها نفر فارسی زبان بعد از گذشت چهل سال از مخفیگاه ها و نحوه رفتار و اعمال منافقین خبر رسانی و افشاگری نمایند
که از این بابت بسیار تشکر و قدردانی می نماییم چراکه اگر مطالب شما به جامعه ایرانی دیرتر میرسید چه بسا در همان ایان هزاران نفر دیگر فریب دنیای خیالی رجویرا می خوردند و در راه اهداف شوم و کثیف رجوی اسیر و نه تنها خود بلکه خانواده های بی گناه انان نیز وارد بازی ناخواسته ای می شدند
گر چه جای تشکر دارد ولی ایکاش با استفاده از امکانات و هماهنگی با مسئولین به سخنرانی در دانشگاه ها و مجامع کارگری و حتی تهیه فیلم و تاتر می توانستید بیش از پیش در این راه فعال تا رجوی خائن هیچگاه نتواند به فکر فریب و شکار جوانان ما در هر کجای این جهان باشد
انچنانکه از خاطرات و حقایق بازگو شده از طرف عزیزان رها شده درسایتها استنباط میشود دلالان و قاچاقچیان انسان برای باند رجوی همه در شهرهای مختلف ایران و خارج کشور جوانان عزیزی که مشکلات اقتصادی یا گرفتاریهای اجتماعی داشتند را شکار و با وعده د نیا یی از ارزوها انان را به زندانهای مخوف و استالینی گروه رجوی (اشرف )روانه میکردند
و سپس با ارعاب و کنترلهای شدید - زندان و شکنجه تحقیر و تهدید و بخصوص در بی اطلاعی و اگاهی نگه داشتن انان از حقایق و اخبار روز ایران و جهان هر چه خود می خواستند به انان تزریق و تحت بمباران تبلیغاتی خود نگه می داشتند همچنانکه میبینیم همین اکنون که از طریق تلویزیون انان در ماهواره مرتبا از اعدام و حبس های ابد برای بازگشت کنندگاه اعضا سابق خود در ایران به باقی کماندگان در اشرف خبر میرسانند
در حالیکه میلیونها نفر در ایران شاهد و ناظر بوده اند که دولت و مسئولین ایرانی حتی برای بازجویی یکروز انان را نگه نداشته و ازادانه در جامعه به روال عادی زندگی خود قبل از اسارت ادامه میدهند
چراکه اگر حقایق بازگو شود یکنفر دیگر در اشرف باقی نخواهد ماند مگر نوکر و جاسوس صفتانی از جنس خود رجوی همیشه خائن مزدورو بیگانه
معذالک انچنانکه خود بهتر واقفید اصلی ترین و بیگناهترین قشر قربانیان رجوی و دارو دسته او خانواده های فریب خوردگان هستند که بدون اینکه کوچکترین گناهی مرتکب شده باشند سالیان سال است که از 2-3 سال تا 2-3 دهه هیچ خبری از بستگان خود ندارند و اکنون نیز نمی دانند که انان در کجا بسر می برند
لذا ما جمعی از خانواده ها بعنوان عده ای دیگر از قربانیان حقیقی رجوی ملعون از شما بعنوان وکیل مدافع خانواده های تقاضامندیم با کمک سایر اعضا جدا شده از این فرقه -مسئولین نظام جمهوری اسلامی - دولت عراق و بلغارستان و مجامع بین الملل و حقوق بشر و سایر ارگانها ذیربط و مسئول و سایر انجمن های مدافع حقوق بشر در جهان
1- لیست و اسامی واقعی الباقی افراد فریب خورده مستقر در اردوگاه اشرف را بطور رسمی در سایر روزنامه ها و سایتهای خبری جهت اطلاع خانواده ها و بستگان انان منتشر فرمایید
2- و ازانجایی که ارتباط با انان به هیچ عنوان مقدور نمی باشد و از این عدم ارتباط این فرقه هنوز در حال سو استفاده و فریب عده ای قلیل دیگر هستند لذا تقاضا داریم
تا با کمک خانواده ها بعنوان شاکیان اصلی رجوی و اهداف ضد بشری و تروریستی
او با کمک دولت جمهوری اسلامی موقعیتی فراهم گردد که این خانوار ها بطور حضوییا تلفنی با انان ارتباط برقرار کرده و ضمن بازگو کردن حقایق به انان و بخصوص از این فرصت پیش امده که دولت امکان بازگشت انان را فراهم کرده و انان می توانند ازادانه و بدون کوچکترین ترس و نگرانی به میهن و کانون خانوادهایشان بازگردند استفاده و حداقل بقیه عمر خود را در خدمت ملت و میهن خود باشند
ما ازشما تقاضامندیم ضمن ترجمه - چاپ و انتشار این در خواست و رساندن این نامه سرگشاده بد ست مسئولین ایرانی و خارجی و سایر ارگانهای مسئول و حقوق بشری خواستهای ما را ضمن اعلام به تمامی ازادیخواهان جهان جامه عمل بپوشانید
با نهایت تشکر و سپاس فراوان
از طرف جمعی از خانواده های قربانی اعمال کثیف
و ضد بشری رجوی
1385-2-21
نماینده خانواده ها
سید مهدی علوی
توضیح :
لازم به توضیح است برای پیشگیری از تحلیلات تو خالی و پوچ سایتهایزنجیره ای انان باید اعلام کنیم که این بنا به در خواست خانواده هایی که سالیان سال است هیچ خبری از بستگان خود ندارند به سایر سایتها و بخصوص انجمن نجات بعنوان نماینده و وکیل مدافع خانواده ها در کمال ارامش و صحت و ازادانه نوشته شده و بدا ما به مسائل مربوط به سیاسی نه اشنایی داشته و نه مداخله ای داریم و تنها مسائلی را که عینا در جامعه دیده و شنیده ایم را بازگو کرده و حق قانونی خود می دانیم که از این فرصت و عفوی که مقامات دولت ایران برای انان در نظر گرفته اند برای بازگشت انان اقدام نماییم
|
ترجمه: | |
![]()
دو مطلب هم زمان در باره بلغاری ها و مجاهدین
بهزاد علیشاهی
خبرگزاری سوفیه، جمعه پنجم می ساعت دوازده و بیست و شش دقیقه نوشت
در کنفرانسی ویدئویی اعلام گردید که واحد های گارد بلغارستان فردا ششم می مصادف با "روز ارتش بلغارستان"، کنترل کمپ اشرف در عراق را تحویل خواهند گرفت.
کلنل مرین مارنوف، فرمانده واحد اعزامی در کنفرانس ویدئویی گفت که سربازان بلغاری تا کنون از کمک امریکایی ها برخوردار بودند ولی از ششم ماه می (فردا) مسئولیت گارد کمپ را به تنهایی عهده دار خواهند شد.
واحد غیر رزمی بلغارستان که ماموریتی نظامی- بشردوستانه را در کمپ اشرف در عراق به عهده گرفته است روز یازدهم آوریل گذشته به منطقه کمپ وارد شدند.
سایت مجاهدین هم چند ساعت قبل از این خبرکه ایران اینترلینک آن را ترجمه کرده بود مطلب زیر را نوشت که با توضیحاتش با هم میخوانیم:
الان چند وقتي است كه بلندگوهاي وزارت اطلاعات از اينور و انور همه يكصدا در حال اعلام اين خبر مهم هستند كه نيروهاي بلغار كنترل قرارگاه اشرف را دست گرفته اند.(معلوم میشود که خبرگزاری سوفیه بلغارستان هم به خدمت وزارت اطلات در آمده است و به شمار ماموران بیشمار وزارت اطلاعات اضافه شده )
يكي از آخرين نمونه آن كه در يكي از سايتهاي وزارت اطلاعات موسوم به اينترلينك درج شده به شرح زير است:
”نيروهاي ارتش بلغار بعد از چند روز تاخير بعلت طوفان شن در مسير بغداد به خالص وارد قرارگاه اشرف شدند.
بنا بر گزارش يكي از مقامات وزارت دفاع بلغارستان نيروي 153 نفره ارتش بلغارستان روز يازدهم آوريل وارد قرارگاه شده و مسئوليتهاي خود را كه شامل حل و فصل مسائل داخلي و انتظامات قرارگاه اشرف و همچنين حفاطت درورني از اين كمپ موقت ميباشد را به عهده گرفتند.”
اولين سوالي كه براي هر عنصر سياسي ايجاد ميشود اينست كه مگر نيروهاي بلغار چه خطري ايجاد ميكند و در صورت ورود آنها به قرارگاه اشرف چه اتفاق ناگواري رخ خواهد و خلاصه چرا رژيم اينقدر اصرار دارد كه حتما بايد از اين بابت نگران شد؟ و ضمنا چه اصراري دارد كه حتما آنها را وارد قرارگاه اشرف كند؟!!( آنها وارد اشرف شده اند ولی اینکه چه خطری برای مجاهدین ایجاد میکنند را این عنصر سیاسی باید از مسئولین مجاهدین بپرسدکه این خطر چیست که اینهمه ترس سازمان را در برگرفته چون سازمان در برابر حوادث ناگوار معمولا سکوت میکند مثل این خبر و یا خبر پخش برنامه تلویزیونی جدا شدگان روی تل استار)
البته اولين سوالي كه براي ما در اشرف مطرح ميشود اينست كه اين نيروهاي بلغار كه الان در واقع چند هفته است در اشرف مستقر هستند و بطور روزانه رفت و آمد خيابانهاي اشرف را هم تحت كنترل دارند, لباسشان چه رنگي است و دقيقا در چه نقاطي مستقر هستند؟ چون الان بعد از چند هفته ما كه كسي رو پيدا نكرديم. البته يك احتمال هم اين هست كه فعلا بخاطر اينكه ما نگران نشويم, زياد آفتابي نميشوند و فقط شبها و اونهم بطور پنهان كنترل اشرف را در دست دارند.
( و احتمال دیگر که محتمل تر هم هست این است که شما چندان اجازه تردد به خیابانهای همان اشرف را هم ندارید و در فاصله بین اتاق و آسایشگاه و سالن غذاخوری قطعا تا صد سال دیگر هم نیروی بلغاری یا حتی آمریکایی و احیانا بعد ها عراقی را نخواهید دید)
ولي اولين سوالي كه در قدم اول ذهن افراد معمولي رو بخودش مشغول كرده اينست كه عجب طوفانهاي خطرناكي در اطراف اشرف وجود دارد كه يك ارتش را پشت خودش نگه داشته, چه برسد به يك آدم عادي كه بخواهد به اشرف سر بزند!سوال بعدي براي مردم عراق ايجاد شده كه آيا اين طوفان شن هم تحت تاثير طوفان كاترينا بوجود آمده و امسال موجب بارون بيشتر ميشه يا نه؟
( خب علی القاعده این باید سوال دوم بشود ولی به هر حال تفاوت طوفان شن و طوفان کاترینا را میتوانی از خانم رییس جمهورتان بپرسید ، اگر هم باعث ریزش بیشتر باران هم بشود باز به نفع شماست چون زودتردر اشرف میتوانید رویش علف را زیر پایتان ببینید.)
سوال مهمتر براي مردم بلغار ايجاد شده كه ميگن نكنه بعد از ماجراي تحريم شيرنيهاي دانماركي نوبت به پنير بلغار رسيده, و با ورود نيروهاي بلغار به اشرف از فردا پنير بلغار هم مشمول برچسب تروريستي ميشه؟!
( قطعا که با ورود بلغاری ها شما اشرفی ها برای آنها هم سنگ تمام گذاشته وبه اجرای رقص بلغاری و خوراندن کباب بلغاری و غیره به آنها مینمایید اما پنیر بلغاری را چه عرض کنم امیدوارم که به دست و پایتان نچسبد و با شما وارد لیست تروریستی نشود )
اما نگراني بيشتر براي نيروهاي ارتش بلغار ايجاد شده, چون وزير دفاع بلغارستان در 27 دسامبر سال گذشته به صراحت اعلام كرده بود كه نيروهاي بلغار براي هميشه عراق را ترك كرده اند و بلغارستان هيچ نيروي مسلحي در عراق نگه نمي دارد. بنابراين سوال اساسي تر براي مقام وزير دفاع بلغارستان ايجاد شده كه كدام ”يكي از مقامات وزارت دفاع” گزارشاتش را قبل از اينكه به وي بدهد مستقيم به سايت اينترلينك ميدهد؟
( البته ایران اینترلینک هم که از قول خبرگزاری سوفیه خبر را نقل کرده قید کرده که این نیرو مسلح نیست و احتمالا با باتوم به حفاظت و کنترل اشرفی ها بپردازد بالاخره از قدیم گفتند خلایق هرچه لایق)
بهرحال ما كه هر چي فكر كرديم نفهميديم هدف از اين خبر سازي چيست, ولي اگه مثل ساير خبرسازيها هدف حداقلش را صرفا ايجاد سوال در اذهان در نظر بگيريم, فكر كنم كه در اين مورد كمي بيش از هدفش را هم بدست آورده است! چون الان خوانندگان خبر را كه هيچ ، مردم عراق را كه اكنون در حال تحقيق بدنبال طوفان شن هستند كه هيچ، ما را كه هر شب منتظر ديدن شبح يكي از نيروهاي بلغار هستيم كه هيچ، حتي وزارت دفاع بلغار را هم دچار سوال كرده است و دارد تحقيق ميكند كه كدام واحد 153 نفره اش در طوفان شن گم شده است. بنابراين مي بينيد كه غير از عوامل وزارت اطلاعات كه در ارتباط مستقيم! با اين يكان بلغاري هستند، همه دچار ابهام و بهت و حيرت شدهاند.
( البته سوال شما که تا ابد باقی میماند و حل نمیشود مردم عراق هم با طوفان شن کاری ندارند به ارتش عراق هم بگویید واحد 153 نفره ارتش غیر مسلح اش در اشرف هستند و جای نگرانی است .)
تاریخ شوخ و شنگ
چند ساعت پیش گفت و گوی داریوش سجادی و بهزاد شاهی ( از اعضای جدا شده سازمان مجاهدین خلق) را در شبکه هما می دیدم که از آنچه بر آن سازمان رفته است و اینکه چگونه سازمان بر آن است تا گوی سبقت را از تمامی خائنین به ملک و ملت در همه ازمنه برباید و به تعبیری در ماراتن خیانت به پیروزی دست یابد سخن می گفتند و اینکه خباثت و ددمنشی آدمیزاده تا کجاها که نمی تواند رسید!
هر چند که پیش از این هم بر همین باور بودم اما گویی این حکایت نیز از هر زبان که می شنوی نامکرر است و درد بود که آمد و بر سینه جا خوش کرد. خواستم بیایم و بار غم با شما به شراکت نهم اما این قصه به فرصتی دیگر می نهم.
این بار از شخص شخیص مسعود خان رجوی می نویسم که برترین صفتش بوقلمون گونگی است و بس. در وصف او و امثال او که استاد رنگ عوض کردن و قالب دیگرگون کردنند باری یادداشتی فراهم آورده بودم که مجالی برای عرضه نیافت. اینک آن یادداشت:
تاریخ شوخ وشنگ
اطراف ما اتفاقاتی رخ می دهد که جای تأمل بسیار دارد. رخدادهایی که تعجب برانگیز است و سوال آفرین.
اطراف ما پر است از آدمهایی که هر روز در حال عوض شدن هستند. آدمهایی که حرفشان با عملشان همخوانی ندارد. همیشه در حال استحاله خود هستند. آرمانهایشان را می فروشند و عقایدشان را به معاوضه می گذارند. حقایق را دگرگون می کنند و خود در دامهای درهم تنیده زر و زور و تزویر الینه می شوند.
آدمهایی که هر بار برای توجیه گذشته خود، بار محتوایی واژگان را واژگون می کنند و چندی بعد برای نیل به خواسته سطحی دیگری، دست به تغییر مکرر می زنند. کسانی که در دهان باز هیجان، دروغ می گذارند و پس از فرو نشستن موج، به تور خالیشان می نگرند.
و البته این اتفاقات و این تغییر و تحولات چیز جدیدی نیستند و در همیشه تاریخ شاهد چنین رفتارهای دردآور مضحکی بوده و خواهیم بود. به قول سینوهه( پزشک مخصوص فرعون) « هر واقعه ای که در جهان اتفاق بیفتد، حتماً سابقه دارد.»
در این برداشت از تاریخ شوخ و شنگ می خواهم به تغییر مواضع و چرخش 180 درجه ای منافقین و سرکرده آنان « مسعود رجوی» اشاره کنم که به طمع داشتن سهمی در حاکمیت پس از انقلاب، به ظاهر مسلمانی چند آتشه بود و پس از بی کلاه ماندن سرشان، به آن سوی مرز شتافته و نه تنها با حاکمیت که با کل دین با عنوان « دیو ارتجاع» به مخالفت برخاستند تا شاید با افتادن به دامن غرب، منافعی کسب کنند.
پیدا کردن مدلهای جدید تر رجوی در جامعه امروز ایران با شما...

« پدر بزرگوار، حضرت مجاهد اعظم آیت ا.. طالقانی؛
تحصن حضرتعالی و سایر عظام و روحانیون ارجمند در دانشگاه به خاطر اعتراض به مخالفت از ورود قائد عظیم الشأن و رهبر عالیقدر جنبش ما حضرت آیت ا.. العظمی خمینی، بار دیگر ثابت کرد که مردم ما و به ویژه روحانیت مجاهد و حق طلب که از فیوضات گواهانی چون حضرت آیت ا.. العظمی خمینی و شخص آن حضرت بهره مند است، قاطعانه تصمیم دارد که بر تمام توطئه های ارتجاعی و امپریالیستی ضد خلق فائق گردد.
از این رو فرزندان مجاهد شما که به تازگی در خاتمه یک مرحله خونین مبارزات مردمی از بند رها شده اند، اکنون سرافرازند که تحسین و تعظیم خود را از این تحصن دلیرانه به شخص شما و کلیه آیات متحصن دیگر به عرض برسانند.» مسعود رجوی، کیهان، 11/11/57
« اجازه بدهید کلمات تاریخی امام خمینی را در بدو ورود ایشان به میهن یادآوری کرده و عزم راسخ ایشان را در موضع ضد استعماریشان ستایش کنیم. ایشان تصریح کردند که تازه در آغاز راه هستیم. فقط یک قدم برداشته ایم و گفتند که اکنون باید به محو سلطه خارجی و قطع نفوذ استعماری اجانب پرداخت. این یک رهنمود بسیار حیاتی و مهم است که بایستی آویزه گوش تمام خلق ما باشد.» مسعود رجوی، مصاحبه با کیهان، 18/11/57
« هنوز بیانات تاریخی آقای خمینی که در سالن فرودگاه مهرآباد ایراد شد، در گوشم طنین دارد. آن کلمات، فریاد رسای مظلومیت و حقانیت تمام مردم ایران بود. بیایید دعا کنیم و از خدا بخواهیم که به آقای خمینی سلامت و طول عمر عطا کند.....دشمن نهایت تلاش خود را برای به جان هم انداختن نیروها از هم و منحرف کردن مبارزه به کانالهای فرعی به عمل خواهد آورد. امپریالیستها هر کاری که ممکن باشد خواهند کرد و به هر لباسی برای پیش بردن مطامع ضد انقلابی در خواهند آمد.» مسعود رجوی، کیهان، 21/11/57
« پدر گرامی مان؛
اکنون که انقلاب رهایی بخش اسلامی و ضد امپریالیستی ایران در مسیر حقیقی مردمی خود مجدداً اوج گرفته و بر آن است تا ریشه های استعماری و آمریکایی شاه خائن را از بن انداخته و راه هرگونه بازگشت را بر آنها سد کند، فرزندان مجاهد شما که اکیداً خواستار ادامه رسالت ضد استعماری شما هستند، جانهای نا چیز خود را که کمترین فدیه رهایی این میهن و این خلق و مکتب است، بر کف گرفته و آمادگی نثار کردن آنها را با همه توانایی های ناچیز تر سیاسی و نظامی شان اعلام می دارند.
به انتظار فرمان قاطع امام در ریشه کنی همه بنیادهای امپریالیستی و صهیونیستی.» مجاهدین خلق ایران، نشریه مجاهد، 21/8/58
« آمریکا مدتها به اصطلاح خودش از جنبشهای آزادیبخش حمایت می کرد و به ظاهر پز حمایت از جنبشهای آزادیبخش و کشورهای جهان سوم را می گرفت ... اینها همه به خاطر بیرون کردن حریف غارتگر و جایگزینی خود می باشد. تصور نکنیم که به راستی آمریکا حامی خلقهاست و به خاطر خلقهاست که از آنها حمایت می کند.آمریکا گرگی است که هرگاه گرسنه می ماند و تلاشهایش به جایی نمی رسد، در لباس میش ظاهر شده و با عوض کردن شکل و رنگ، در فکر بلعیدن خلقها می باشد.» نشریه مجاهد، شماره 10
« پاسخ و موضعگیری مقامات رسمی امپریالیسم جهانخوار آمریکا در قبال آخرین پیشنهادات ایران برای آزادی گروگانها اگر چه هنوز رسماً اعلام نشده، یکبار دیگر ماهیت فاشیستی و متجاوز آمریکا را نشان داده و روشن می کند که همانطور که در پیام اخیر برادر مجاهدمان (مسعود رجوی) آمده است، هر قدر هم که در برابر آمریکا کوتاه بیاییم، آمریکا به علت ماهیت متجاوز خود مواضع سخت تری را در پیش خواهد گرفت .... مجاهدین خلق ایران در رابطه با این جهانخواران بین المللی و امپریالیسم جنایتکار آمریکا هشدار می دهند که علیرغم تمامی مشکلات و مسایل درونی ایران، اینک در این میهن خونبار، نسلی انقلابی به انتظار آنان نشسته است تا با استقبالی خونین، گورستان هرچه وسیعتری برایشان تدارک ببینند و آنان را در همان لجنزاری که به دنبال شکست در ویتنام تا گردن بدان فرو رفته اند، تا فرق سر غرق نماید.
مرگ بر امپریالیسم آمریکا، زنده باد وحدت ضد امپریالیستی خلق» نشریه مجاهد، شماره 103، 9/10/59
و حالا نمونه ای کوچک از تغییر مواضع!!
« دیوی که در اعماق تاریخ ایران نزدیک به 1400 سال به خواب رفته بود، در اوج محبوبیت توده ای و در اوج اقتدار معنوی و مذهبی در تاریکخانه زمان آزاد شد .. در این موضع رهبری بلا معارض قرار گرفته بود و می رفت تا همه چیز را در زیر سم ستوران وحشی خود ریشه کن سازد. آن دیو، ارتجاع و قشریت محض و مشروعه خواهی شیخ فضل اللهی بود که اکنون در رأس توسط خمینی نمایندگی شد.» مسعود رجوی، نشریه ایرانشهر، شماره 5
« آقای بیل کلینتون، رییس جمهور منتخب آمریکا
با خوشوقتی بسیار از سوی مقاومت عادلانه مردم ایران برای صلح و آزادی که علیه دیکتاتوری تروریستی مذهبی حاکم بر ایران مبارزه می کند، پیروزی شما را که بر حسب آرمانها و اهداف اعلام شده تان یک پیروزی برای دموکراسی و حقوق بشر در دنیای امروز به شمار می رود، تبریک می گویم.
از آنجا که طی مبارزات انتخاباتی مستمراً بر روی دموکراسی و حقوق بشر در نقاط مختلف دنیا تأکید نموده اید، بسیار طبیعی است که امروز تمامی نیروهای دموکراتیک و مدافعان و مبارزان حقوق بشر از پیروزی شما خرسند شده و در آن احساس اشتراک کنند.
با بهترین آرزوها و با ایمان به آزادی میهن اسیرم.» مسعود رجوی، بولتن خبری 234، دیماه 71

اطلاعیه انحصار وراثت
در تاریخ 29/01/1385 خانم مریم قجر عضدانلو متولد 1332 در شعبه 15 دادگاه حضور یافته و طی دادخواست شماره 30/3/1360 اعلام داشته نظر به اینکه همسر مشارالیها به نام آقای مسعود شهرت رجوی فرزند مرحوم حسین شغل فرمانده گروهان خصوصی ارتش به اسارت درآمدۀ آزادیبخش از تیپ پنجم لشکر دوم ارتش سابق عراق بیش از هفتصد روز است از انظار مخفی شده لذا برابر قانون مدنی درخواست صدور گواهی فوت و انحصار وراثت برای نامبرده نموده است . حالیه وراث رسمی متوفی مسعود رجوی عبارتند از :
1- خانم مریم قجر عضدانلو ( معروف به رئیس جمهور منتخب مریم رجوی ) بعنوان همسر سوم و نیمه رسمی و کفیل متوفی .
2- آقای مصطفی رجوی فرزند متوفی مسعود متولد 1360
3- هزار و یک خواهر همردیف مسئول اول سازمان .
4- کلیه خواهران عضو ارتش به اسارت درآمدۀ آزادی که در حریم سابق رهبری جا خوش کرده بودند .
5- جناب حجت الاسلام جلال گنجه ای به عنوان تابلوی اسلام انقلابی متوفی مسعود و مبلغ جامعه بی طبقه توحیدی .
6- خواهران و برادران یتیم و بی سرپرست عضو شورای ملی مقاومت بعنوان دم و دنبالچه های متوفی مسعود رجوی .
الف ) لیست دارائی :
بنا به اظهارات خانم قجر عضدانلو بعنوان کفیل متوفی صورت دارائیهای وی عبارتست از :
1- یک قطعه زمین 4*6 قلوس در 70 کیلومتری عراق شمالاً بطول 4 کیلومتر مماس با دیوار زندان ابوغریب ، جنوباً بطول 3.8 کیلومتر دارای معارض از نوع معارضین شیعه ، شرقاً بطول 6.1 کیلومتر در امتداد مرزبانی جمهوری اسلامی ایران و غرباً بطول 3.6- کیلومتر موازی با خطوط ضد امپریالیستی سابق بدون سند رسمی و یا قولنامه ، واگذاری از سوی رئیس جمهور جانی و مخلوع عراق صدام تکریتی .
2- چندین حساب بانکی مسدود و توقیف شده در کشورهای مختلف .
3- چند خشاب خالی سلاح های متفاوت .
4- یک قطعه سکه شانس .
5- انواع رنگ موی مشکی چند کارتن .
6- یکدست لباس کهنه و مندرس نظامی متعلق به ارتش عراق .
7- انواع بازداشتگاه و سلول انفرادی جهت نفرات خودی .
8- چند نخ سیگار نصف شده .
9- یک قطعه قیچی کوچک .
10- چند میلیون دلار بلاتکیف موضوع پرونده خانم قجر در محاکم قضائی پاریس .
ب ) لیست بدهیها :
بنا به اظهارات خانم قجر عضدانلو بعنوان کفیل متوفی و سایر معاشرین صورت طلبکاران وی عبارتست از :
1- خلق قهرمان ایران .
2- کل رها شدگان از سازمان .
3- خانوادۀ اعضاء سازمان .
4- خانوادۀ جداشدگان از سازمان .
5- سازمان دیدبان حقوق بشر .
6- دادگاه رسیدگی به جنایات جنگی صدام و همدستان وی .
7- خانوادۀ قربانیان خشونت و ترور در کشور ایران .
8- تمامی تبخیرشدگان سازمان .
9- احساسات جریحه دار و اعتمادهای خیانت شدۀ بسیار .
علی ایحال برابر مقرارت دادرسی موارد طی سه نوبت در روزنامه های کثیرالانتشار داخل و خارج کشور به اطلاع عموم رسیده تا :
1- چنانچه آقای مسعود رجوی در قید حیات بوده از شدت خجالت و شرمساری عاجلاً اقدام به خودکشی نماید .
2- چنانچه وارث یا وراث دیگری مدعی هستند رسماً به دادگاه اعلام نمایند .
3- چنانچه کسان دیگری از متوفی طلب دارند با ادله و مستندات قانونی جهت درخواست تأدیه حقوق خود اقدام نمایند .
دادگاه شماره 15 مستقر در مجتمع وجدانهای بیدار
آیا مریم رجوی عروس می شود؟
سعید حضرتی
15.04.2006
![]()
به نظر می رسد که مریم رجوی دچار"الزایمر" شده و به هذیان گویی مشغول است و شاید هم که بیمار نیست و کماکان خط تبلیغات دروغین را دنبال می کند، زیرا وی مجدداً از حمایت میلیونی قبایل و شیوخ عراق از گروه تروریستی مجاهدین سخن می گوید. مشخص نیست اگر دو میلیون و پانصد هزار نفر از مردم عراق بیانیه نوشته و با انگشتان خود در حمایت از گروه ترویستی مجاهدین این بیانیه را امضا کرده اند، پس چرا در پای صندوق های رای در انتخابات عراق به بقایای رژیم صدام حسین و استاندار سابق دیاله و... رای ندادند؟
مریم رجوی به دروغ از حمایت هزاران وکیل در عراق از مجاهدین سخن می گوید، البته در این نیز تردیدی نیست که رجوی ها برای بقای خود در عراق پول هایی را که در پاداش جاسوسی خود در جنگ ایران و عراق و همینطور عملیات کردکشی بدست آورده اند، باید برای بقایای صدام حسین هزینه کنند.
سازمان تروریستی و جاسوسی مجاهدین که افتخار مزدوری خود را به ثبت رسانده و بازیچه دست قدرتهای بزرگ شده و اخبار فعالیت های هسته ای ایران را که توسط کشورهای بیگانه در اختیار آنها گذاشته می شود، به نام خود اعلام می کنند و می گویند که ما افشا کرده ایم.
باید به مریم رجوی گفت شما که خودتان را به دکتر محمد مصدق پیشوای نهضت ضد استعماری مردم ایران می چسبانید، چطور از استعمار و لردها انگلیسی کسب حمایت می کنید؟
آقای مسعود رجوی الان کجا هستی؟ یادت هست در تهران استادیوم امجدیه فریاد می زدی، ای گلوله ها بگیرید مرا!!
مگر در پرواز تاریخساز!! به جوار صدام نگفتی، می روم تا برافروزم آتش در کوهستان ها. اما دیدی که صلح طناب دار خودت شد. بنابراین اگر تو توانستی با کمک صدام حسین داماد شوی، مریم رجوی هم می تواند با استراتژی اتکا به بیگانگان و کوبیدن بر طبل جنگ طلبی عروس شود.

تعبیر جدید ضرب المثل های قدیمی
قسمت اول "حرف الف و آ"
حسن زبل
ضرب المثل : آب نمي بينه و گرنه شناگر قابليه !
خانم مریم رجوی را میگن که تو اشرف دم از انقلاب میزد و دعای حضرت زینب میخوند اما تو اور سوراز با شهردار دست میده و الی آخر
ضرب المثل : آنقدر بايست، تا علف زير پات سبز بشه !
رزمندگان مقاوم در اشرف را میگویند که قرار است همچنان در اشرف بمانند .
ضرب المثل : آنوقت كه جيك جيك مستانت بود، ياد زمستانت نبود ؟!
وقتی که دستور حمله به افراد بیگناه میدادی فکر نمیکردی میری تو لیست تروریستی ؟!
ضرب المثل : از درد لا علاجي به خر ميگه خانمباجي !
تلاش مجاهدین برای جلب حمایت آمریکایی ها و انگلیسی ها و تعریف از آنها در تلویزیون خودشان مصداق این ضرب المثل است .
ضرب المثل : ازشما عباسی از ما رقاصی
استراتزی خط موازی مچاهدین با آمریکا و رابطه سیاسی مجاهدین و امریکا .
ضرب المثل : اگه باباشو نديده بود، ادعاي پادشاهي ميكرد !
شخص مسعود رجوی وهمسر او مریم که رییس جمهور شده و نه پادشاه
ضرب المثل : اگر داني كه نان دادن ثواب است --- تو خود ميخور كه بغدادت خرابست !
راه حل سوم خانم مریم رجوی برای ایران و بی راه حلی برای مشکل خودش را میگویند.
ضرب المثل : اگه زري بپوشي، اگر اطلس بپوشي، همون كنگر فروشي !
این ضرب المثل از تعویض لباسهای رنگارنگ مریم رییس جمهور شورا در مراسم مختلف گرفته شده .
ضرب المثل : انگور خوب، نصيب شغال ميشه !
قسمت اولش ربطی به مجاهدین ندارد چون چیزی گیرشان نیامده اما قسمت دوم چرا .
ضرب المثل : اول برادريتو ثابت كن، بعد ادعاي ارث و ميراث كن !
ادعای حمایت از مردم ایران و درخواست از آمریکا برای حمله به این مردم توسط مجاهدین را میگویند .
ضرب المثل : اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد !
آلترناتیو، اونم یگانه آلترناتیو شدن مجاهدین را میگویند در مقابل ادعای سرنگونی قریب الوقوع رژیم ایران
ضرب المثل : اين قافله تا به حشر لنگه !
کلا سازمان مجاهدین خلق ایران
ضرب المثل : اينهمه چريدي دنبه ات كو ؟
نتایج اینهمه مبارزات که مدعی هستی کجاست ؟
ضرب المثل : اينهمه خر هست و ما پياده ميريم !
بعد از سخنرانی خانم رجوی در شورای اروپا (البته در ساختمان شورا نه در جلسه آن) این جمله از دهن آدم بی اختیار خارج میشه
ضرب المثل : استخري كه آب نداره، اينهمه قورباغه ميخواد چكار ؟!
وقتی میشنوی در اشرف هنوز یکی دو هزار نفر هستند ولی مبارزه مسلحانه خبری نیست آدم با خودش باید این ضرب المثل را تکرار کنه .
ضرب المثل : اسب و خر را كه يكجا ببندند، اگر همبو نشند همخو ميشند !
کلا سازمانهای وابسته به شورا وقتی مسئولانش از دمکراسی حرف میزنند و اصرار دارند که با مجاهدین نیستند مصداق این ضرب المثل است
ضرب المثل : اسب خونه به صاحبخونه ميره !
قبلا آقای رجوی به صدام میگفت صاحبخانه، الان به آمریکایی ها میگه . خب این معنی همین ضرب المثله
ضرب المثل : از خر ميپرسي چهارشنبه كيه ؟!
درخواست مناظره و گفتگو و یا پرسش و پاسخ با مجاهدین تداعی کننده این ضرب المثل است .
ضرب المثل : از اين ستون بآن ستون فرجه !
سیاست فعلی مجاهدین ( هم استراتژی هم تاکتیک) را میگوین