|
از ایمیل قبلی استفاده نکنید ایمیل من حسن زبل در جیمیل است hasanzebel@gmail.com
|
دیشب چهارشنبه سوری نبود.حسن زبل
طبق اطلاعیه سازمان قرار بود مثل سالهای گذشته این چهارشنبه هم در خیزش بزرگ مردمی رژیم جمهوری اسلامی سرنگون شود
و چطور ؟
لطفا به این لینک مراجعه کنید
http://www.iran-iran.ir/300.html
روی لینک زیر کلیک کنید
روی نقشه کشور محل اقامت خود را پیدا کنید
با کلیک روی کشور خود روز و ساعت دقیق سال تحویل را مشاهده کنید
سندی از تبعیض مثبت در مورد زنان
بهزاد علیشاهی
مریم رجوی دوست دارد علاوه بر سمت ریاست جمهوری ........
اگر میخواهید بدانید به این لینک نگاه کنید حتما برایتان جالب خواهد بود.
http://blog.bazaremali.com/blogfiles/2007/02/imm_ref-immigration-refugees.htm

بیرون ازاجلاس پارلمان اروپا
بهزاد علیشاهی
درباره اجلاس اخیر پارلمان اروپا گزارشات متعددی ارسال شده ، قصد من گزارش از برگزاری این اجلاس و سخنان گفته شده در آن نیست بلکه میخواهم به بیان وضعیت مجاهدین و حامیانشان دربیرون از این اجلاس بپردازم .
شکی در این موضوع نیست که سازمان مجاهدین هفته ها قبل از تشکیل چنین اجلاسی با خبر بود چون سه چهار هفته قبل وقتی نماینده حزب سبزها از آقای حقی و آقای علی اکبر راستگو برای شرکت در این اجلاس دعوت بعمل میآورد تاکید داشت که مجاهدین هم هستند و نماینده و حقوق بگیرآنان در پارلمان یعنی شخص کازاکا به آنان اطلاع داده است ، اما سازمان مجاهدین برخلاف معمول نه تنها به تبلیغ حول این اجلاس نپرداخت بلکه در مقابل آن سکوت وحشتناکی را پیش گرفت ، گویا جناب کازاکا از وخامت اوضاع و اینکه برگزاری این جلسه اصلا به نفع آنان نخواهد بود برای سازمان متبوعش صحبت کرده بود . اما به هر حال ایشان ماموریت داشت که هرطور شده یک پیروزی از این اجلاس برای مجاهدین کسب کند ، گرچه کار سختی به نظر میرسید اما کازاکا تمام سعی خود را کرد.
تعدادی از هواداران در بیرون اجلاس جمع شده بودند آنها منتظر بودند که درصورت موفقیت کازاکا یعنی بیرون کردن جداشدگان از سالن با هو کردن آنان به جشن و شور و شادی بپردازند و با فیلم برداری از صحنه ، آن را در امتداد نوار پیروزی های کاذبشان جا بزنند ؛ کازاکا هم طبق قرار قبل از جلسه اعلام کرد که نباید جداشدگان در سالن باشند ، درباره این خواست کازاکا رای گیری شد اما به مصداق روباه و دمب مبارکش فقط دونفر به خروج جداشدگان رای دادند کازاکا و دستیارش، مجاهدین که در بیرون اجلاس دلشان برای پیروزی تنگ شده بود با تلفن از کازاکا سئوال کردند که چه شد؟ کازاکا هم جواب داد : شرمنده هستم نشد ، شاید بعدا بتوانم کاری بکنم ، که البته بجز بردن آبروی خودش نتوانست کاری بکند . هوادارن که در بیرون اجلاس خمار پیروزی بودند با دیدن من به ذهنشان زد که میتوانند به خواستهای خودشان برسند ، خانمی با فحاشی به من نزدیک شد ( عجبا ، فحشهایی که بطور معمول ازیک زن شنیده نمیشود و نه حتی از خیلی از مردها این است انسان طراز مکتب مجاهدین) من در بهت فحشهایی که شنیده بودم و تجزیه و تحلیل آن فرورفته بودم که دیدم تعدادی اطرافم را گرفته اند وتهدید به خبر کردن پلیس میکنند، آنها بی صبرانه انتظار میکشیدند که فرار کنم تا صحنه پا به فرار گذاشتن جداشدگان را بجای آن پیروزی که از دستشان رفته بود به تصویر بکشند.
من به طرف آنها رفتم و خواستم که حتما به پلیس زنگ بزنند و با دادن رد خودم در کافه ای روبروی پارلمان به خوردن قهوه مشغول شدم و گفتم منتظر میمانم ، خانم مجاهد وارد کافه شد اما یادش افتاد که اصول تشکیلاتی به او اجازه این کار را نمیدهد پس لاجرم برگشت، کمی پشت شیشه منتظر ماند و بعد ناپدید شد، درست مثل عملکرد سازمان در قبال این اجلاس یعنی ابتدا سکوت و داشتن انتظار پیروزی سپس منتظراقدام حامیان ماندن و بعد عقب نشینی و ناپدید شدن . فکر میکنم در آخر باید برگزاری این اجلاس رابه همه جداشدگان چه آنها که شرکت داشتند و چه تمام کسانی که به دلایل دوری و یا مشکلات دیگر نتوانستند در این اجلاس شرکت کنند تبریک بگویم . مبارک باشد
طرح مربوط به صدام با این عنوان به چاپ رسیده
برای صدام حسین خداوند بابل
طرح و تیتر و اسم طراح را ببینید

عبدالمالک ریگی ، آمریکا و چهارشنبه سوری
بهزاد علیشاهی
سازمان مجاهدین سالهاست که شیوه ای را برای به اصطلاح مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی در پیش گرفته که نه تنها در جهت آزادی و رهایی مردم ایران نیست بلکه در طول تاریخ ایران، هیچ دشمنی هم از این شیوه ها برای نابودی ایران و ایرانی استفاده نکرده است .
سازمان مجاهدین بجای تکیه بر مردم که آنها را در شعار خلق قهرمان ایران میخواند ، از دشمنان ایران و ایرانی میخواهد که به ایران حمله ور شوند این دشمن خواه صدام باشد یا اسرائیل یا آمریکا برای مجاهدین فرقی ندارد و حتی اینکه در این حمله احتمالی چند نفر از مردم ایران کشته میشوند هم برای سازمان مهم نیست، مهم برای مجاهدین رسیدن به قدرت است ، و این شیوه در مبارزه از یک طرف این سازمان را تبدیل به یک فرقه جاسوسی کرده است و از طرف دیگر به شدت آنها را از جامعه دور نموده است تا جایی که مورد تنفر هر ایرانی چه موافق و چه مخالف جمهوری اسلامی کرده است .
یکی دیگر از دشمنانی که مجاهدین استراتژی خود را روی فعالیت های تروریستی آنها بنا کرده عبدالمالک ریگی است ؛ سازمان مجاهدین با نام گذاری مبارز بلوچ و پخش اطلاعیه و اعلامیه ومصاحبه آنها سعی کرده و میکند که با دفاع از آنها به تضعیف جمهوری اسلامی بپردازد، اما در این بخش هم نه تنها راه به جایی نبرده بلکه بجای تضعیف جمهوری اسلامی عملا با عملکرد این گروه ، جمهوری اسلامی را در مبارزه با تروریست تقویت هم کرده است .
استراتژی دیگرسازمان استفاده از جشن های ملی و مردمی مثل پیروزی های تیم فوتبال و یا همین چهارشنبه سوری است ، سازمان میخواهد که با به خشونت کشیدن این حرکات اجتماعی برای خودش از این نمد کلاهی بدوزد وبرای طرف مقابل خارجی با منتسب کردن این حرکات به خودش ، آبرویی دست وپاکند . اما در این زمینه هم تاکنون راه بجایی نبرده دلیل آن هم روشن است " نداشتن پایگاه مردمی "
در همکاری با امپریالیست و صهیونیست استراتژی مجاهدین با یک حرف وزیر خارج آمریکا که میگوید حاضر به مذاکره با همتای ایرانی اش است ، به هم میریزد .
در همکاری با اشرار این استراتژی با اعدام عاملان فاجعه و نیزافکار عمومی داخل و بین المللی در تائید آن، به سنگ میخورد.
در سوء استفاده از جشن های ملی و مذهبی هم ، با شرکت گسترده و آرام مردم و حضور خبرنگاران بین المللی در آنها باز هم این استراتژی راه بجایی نمیبرد.
استراتژی ارتش آزادیبخش هم چنان در گل فرورفته است که بجای کمک به برون رفت سازمان از بحران عملا تبدیل به معضلی برای رهبران این فرقه شده است .
و همه این ها نتیجه سالها خیانت به اعتماد مردم است.
پاسخی به نامه ها
دوستان عزیز آقای رضا باقری و حسین و خانم مینا و بقیه دوستانی که در بخش نظرات ازعلت عدم شرکت من در جلسه ای در فرانسه پرسیده بودید، اولا به دلیل مشکلات بنده از برگزاری این جلسه خبر نداشتم و بعد از اتمام جلسه در سایت ها از برگزاری این جلسه با خبرشدم، ثانیا در صورت خبر دار بودن هم فکر نمیکنم که تمایلی به شرکت در این جلسه میداشتم، چرا که برگزار کنندگان جلسه و دیدگاه و نظرات آنان را قبول ندارم ، و حاضر نیستم که بعد از تجربه تلخی که با سازمان داشته ام دوباره توسط یک گروه سیاسی مدعی اپوزسیون دیگری ، مورد سوءاستفاده قرار بگیرم ، آنهم سازمان یک نفره ای با یک رهبری که در لانسه کردن خودش به هر دستاویزی متوسل میشود ، من نه تنها نوری ، فولاد وند، مسعود رجوی و فخر آور و بقیه را اپوزسیون و خیرخواه مردم ایران نمیدانم بلکه این اشخاص وسازمانهایشان را مانع و مزاحم رهایی و آزادی مردم میبینم و حاضر نیستم برای مقابله با هرکدام به دیگری خدمت کنم . بقول زنده یاد جلال آل احمد " وفاداری در راه تقوای بیشتری میطلبد تا وفاداری به هدف"
البته به این موارد باید اضافه کنم که متوسط سابقه سیاسی و صداقت مبارزاتی هرکدام از جداشدگان بسا بیشتر از این اشخاص بوده و هیچکدام تاکنون خود را قیم مردم ایران معرفی نکرده اند و مثل این عالی جنابان برای مردم پیام نداده و هرگز نخواسته اند که دیگران را در زیر پرچم و آرم خودشان مورد سوءاستفاده قرار دهند . پس شرکت در این جلسات را بدور از شان این عزیزان میدانم ،.
اما با معذرت خواهی از این دوستان که پاسخ نامه هایشان را به تاخیر انداختم، در علل تاخیر باید عرض کنم که :
من این سازمان را چندان قابل اهمیت نمیدیدم که برای جلسه اش اقدام به پاسخگویی کنم ، کما اینکه هرگز به مطالبی که در سایت این سازمان از وبلاگ من با اسم دیگری درج شده بود، و یا موارد مغرضانه دیگر اعتراض هم نکرده بودم ؛ اما بعد از تکذیبیه شرکت کنندگان در این جلسه و بعداز اطلاعیه انجمن های آوا و پیوند و نگاه نو لازم دیدم که پاسخ این دوستان را هم داده باشم. با تشکر
بهزاد علیشاهی
لینک به اطلاعیه انجمن ها در این رابطه
http://www.negaheno.net/akhbar/1385/Esfand/14.htm
لینک به تکذیبیه شرکت کنندگان در این جلسه
http://www.iran-sabz.de/2Haupt/0301.HTM

اندر افتادن گذر پوست به دباغ خانه
حکایتی غیر سیاسی از عطار نیشاپوری
عرض شود که این حکایت اصلا ربطی به وقایع سیاسی و سازمان مجاهدین ندارد و مسئولیت هرگونه تشابه به عهده شاعر بوده و نه اینجانب
آن دو روبه چون به هم ،هم برشدند پس به عشرت جفت يك ديگر شدند
خسرویي در دشت شد با يوز و باز آن دو روبه را ز هم افكند باز
ماده ميپرسد ز نر، كي رخنهجوي ما كجا با هم رسيم؟، آخر بگوي
گفت اگر ما را بود از عمر بهر! بر دكان پوستين دوزان شهر
جهت تاکید لازم است توضیح دهم که این دو روباه هیچ ربطی به خانم مریم رجوی و برادرمجاهد مسعود رجوی ندارند و این شباهت که با هم به عشرت جفت شدند ودر سلطه صدام میخرامیدند کاملا تصادفی است .
همچنین این نکته که خسرویی در دشت آمده و دو روباه را دربدر کرده ربطی به دولت فعلی عراق و دربدر شدن این زوج ندارد.
و نیز باید اضافه کنم که وقتی دوروباه با هم قرار ملاقات میگذارند بر در دکان پوستین دوزی و بعد از دباغی شدن، اصلا و ابدا ربطی به گفته های علی دباغ سخنگوی دولت عراق در مورد اخراج مجاهدین از عراق ندارد.