|
از ایمیل قبلی استفاده نکنید ایمیل من حسن زبل در جیمیل است hasanzebel@gmail.com
|
متن زیررا عینا ازابتدای سرمقاله نشریه مجاهد کپی کرده ام , بخوانید ببینید که چه قشنگ داستان مجاهدین را بیان میکند .
"ابتدا حكايتي از ملا را نقل كنيم، البته بامعذرتخواهي از پرسناژ «ملانصرالدين» بهخاطر اين مقايسه و با يادآوري اين نكته كه ازقديم گفتهاند «در مثل مناقشه نيست».
ميگويند روزي ملا وسط روز وسط ده ايستاده بود و دامن قبا را بازكرده، منتظر، بهآسمان نگاه ميكرد. يكي از اهالي كه براي ناهار به خانه ميرفت، پرسيد ملا اين چه حالت است؟ جواب داد امروز ميخواهيم نيمرو بخوريم! رهگذر گفت بسيارخوب، ظهر است چرا خانه نميروي؟ ملا گفت منتظرم مرغي از آسمان رد شود و تخمي بگذارد و آن تخم مرغ در دامن قباي من بيفتد تا براي ناهار به خانه ببرم. رهگذر حيرتزده گفت ملا! از كجا معلوم مرغي ازآسمان رد شود؟ از كجا معلوم وسط آسمان تخم بگذارد؟ و از كجا معلوم كه آن تخم مرغ در دامن قباي تو بيفتد؟! واقعاً كه خوش خيالتر از تو كسي در عالم پيدا نميشود! ملا جواب داد چرا پيدا ميشود و آن عيال بنده است كه الان براي سرخكردن تخم مرغي كه من خواهم برد، ماهيتابه بهدست كنار اجاق آشپزخانه ايستاده است!"
حالا شما خودتان پیدا کنید که چه کسی رو به آسمان ایستاده و دارد نگاه میکند که ببیند کی آمریکا به ایران حمله میکند و یک نیمرویی هم این وسط گیرش میاد و بعد پیدا کنید چه کسی داره روغن داغ میکنه و خوش خیال تره کیه؟
اگر من جای بوش بودم
حسن زبل
در سایت طلیعه سپیده دمان در صفحه بحث و جدل یک مسابقه ای است به این نام که : اگر شما جای جرج بوش بودید چه تصمیمی برای عراق میگرفتید
که بنده خودم را جای جرج بوش قرار داده و از اشرف این متن را مینویسم.
اگر من جای جرج بوش بودم
از آنجا که من در اشرف هستم و معتقد به انقلاب خواهر مریم و گوهر بی بدیل ,حتی وقتی هم خودم را جای جرج بوش قرار میدهم قبل از هرچیز با یک اقدام انقلابی خانم لورا بوش را طلاق میدهم , چرا که خانواده و زن و فرزند همانطور که خواهر مریم گفته خانواده کانون فساد است ؛خلاصه بعد از طلاق لورا و درک رهایی وباز شدن چشمم به دنیای خواهر مریم؛ ابتدا و قبل از تصمصم گیری در باره عراق متن بیانیه بیست سی ملیونی که شیوخ عراق و مردم عراق آن را امضا کرده اند میخوانم و باور میکنم که اینهمه عراقی این بیانیه را امضا کرده اند. و نهایتا هم بعد ازاینکه خودم هم آن را امضا کردم به تصمصم گیری در باره عراق میپردازم .
چون مجاهدین نقش انکار ناپذیری در برقراری آرامش در عراق داشته و دارند و فی المثل در جریان شورش اکراد و شیعیان توانستند امنیت را برقرار کنند , از مجاهدین برای برقراری آرامش در عراق کمک میگیرم و از تجارب آنان برای سرکوب مخالفان خودم استفاده میکنم , چون میخواهم از مجاهدین استفاده کنم برای اینکه کسی ایراد نگیرد که آنها در لیست تروریستی هستند و نگوید که چرا از آنها استفاده میکنی ؟ آنها را از لیست بیرون میاورم , چون ممکن است بعضی از دولتمردان آمریکایی ایراد بگیرند که اینها ژنرالهای آمریکایی را در دوران شاه کشته اند, یک نسخه از کتاب سید المحدثین را که گناه این ترورها را به گردن سازمان پیکار انداخته, تکثیر کرده و در اختیار آنها قرار میدهم و دستور میدهم همه نشریات قبل از انقلاب مجاهدین را که اینکار را تایید کرده از بین ببرند که مشکلی پیش نیاید .
سپس با کمک اسراییل مجاهدین را که خواهان تغییر مسالمت آمیز و راه حل سوم خانم رجوی در ایران هستند, مسلح کرده و آنها را ول میکنم که به ایران حمله کنند ؛ البته ول که نمیکنم بلکه از بالا با هواپیما و کروز و این چیزها حمایت میکنم و سربازان خودم را هم پشت سر آنها قرار میدهم . اما حتما میگویید که من قرار بود خودم را جای بوش قرار داده و در مورد عراق تصمیم بگیرم , خب عجله نکنید وقتی که مجاهدین به حکومت رسیدند و خانم رجوی بعد از دو دهه بالاخره به آرزوی خودش رسید و ریس جمهور شد برای عراق هم تصمیم میگیرم و اگر عراق تصمیم مرا نپذیرفت از خانم رجوی میخواهم به عراق حمله کند, اگر تا آنموقع صدام اعدام نشده بود ممکن است که دوباره بعد از پیروزی مجاهدین بر خاک عراق صدام را روی کار بیاورم, اما بشرطی که قول بدهد مثل اون اوایل گوش به فرمان باشد نه اینکه جفتک چار گوش بیندازد اگر هم صدام تا آنوقت اعدام شده بود خب برادر مسعود را میگذارم بشود والی عراق, گرچه این بیچاره از صدام مردنی تر است .ولی یک نگرانی وجود داردآنهم این است که اینبار دمکراتها رای آوردند و دوسال دیگر هم مدت ریاست جمهوری من تمام میشود ومتاسفانه ریاست جمهوری من مثل خانم رجوی نیست که دودهه طول بکشد والان درحال تمام شدن است . البته مشکلات دیگری هم وجود دارد مثلا اینکه لیست بیست سی ملیونی را که عرض کردم ممکن است من باور کنم اما خود عراقی ها باور نمی کنند, و دیگر اینکه ممکن است ما و دوستان اسراییلی ما مجاهدین را مسلح کنند اما مگه چند نفر در اشرف حال گرفتن سلاح را دارند بقول معروف ما دادیم کی حال داره بگیره؛ البته مشکلات دیگری هم وجود دارد منجمله خانم لورا بوش و اینکه گفتم باید او را طلاق بدهم , اما بعد از اینکه خودم را جای بوش قرار دادم میبینم اینکار زیاد ربطی به مسائل ایران و عراق ندارد و میشود کمی با تاخیر به آن پرداخت اما از آنجا که هر چقدر هم خودم را جای بوش بگذارم شب باز باید بروم نشست عملیات جاری و بعد غسل هفتگی بهتر است از این بیشتر خودم را جای بوش قرار نداده و مشکلات ایران و عراق و لورا بوش را همینجوری که هست بگذارم به حال خودش باشد.
مطلب زیر را از سایت بازتاب انتخاب کرده ام اما نوشته های داخل پرانتز و به رنگ آبی از من و مخصوص رهبر خاص الخاص مجاهدین است.
خودآموز ادعاي ارتباط با امام زمان!
از آنجايي كه اخيرا دوستاران كسب و كار راحت و آسان زياد شده و مطابق اخبار رسيده، بسياري از شهروندان تمايل زيادي نشان ميدهند تا از راحتترين راهها به شهرت و پول و محبوبيت برسند؛ دوربرگردان در يك اقدام بي سابقه، با تحليل يكي از خبرهاي بازتاب خودآموز آسان و سريع ادعاي ارتباط با امام زمان را به مشتاقان ارائه مي دهد:
«فردي كه از چندين سال پيش مدعي بود، خودش امام زمان است، در شهر قم و به دست نيروهاي امنيتي و قضايي دستگير شده است.»
نكته: در شهر قم مي توان دست كم چند سال با ادعاي امام زمان بودن زندگي كرد و به "كسب و كار" اشتغال داشت. اين چند سال بين 3 تا 25 سال ارزيابي مي شود!
( در عراق هم میشود چند سال ادعای ارتباط با امام زمان و حتی امام زمانی کرد و این چند سال بستگی به حمله آمریکا دارد)
«اين فرد كه با حفر گودالي در زير اتاق خود در منزلش، به داخل اتاق ميرفت، با مخفي شدن در داخل گودال از طريق همسر و برادر همسرش به مريدانش اعلام ميكرد كه «آقا» براي زيارت، طيالارض كرده است و مريدان وي با مراجعه به داخل اتاق و نديدن وي، اين ادعا را باور ميكردند.»
مواد لازم: 1- براي اين منظور از همسر و برادرزن خوب استفاده كنيد.
2- اتاقي انتخاب كنيد كه امكان حفر گودال در آن فراهم باشد.
نكته جذاب: براي طي الارض زياد خود را به زحمت نيندازيد. همينكه مريدان شما را در اتاقتان نبينند، مطمئن خواهند شد كه به طيالارض تشريف بردهايد.
( بجای همسر و برادر همسر میتوان از همسر آینده و شوهر او هم کمک گرفت کما اینکه مسعود از مریم و مهدی ابریشمچی خوب استفاده کرد)
«اين مدعي امام زمان بودن، در حالي كه با مريدان خود با پاي پياده به جمكران ميرفت، در كنار پل ورودي جاده جمكران مخفي شده و سپس همسر و برادر همسر وي، مدعي غيبت صغراي وي از چشم مريدان شدند و فرد يادشده به مدت يك سال در منزلش مخفي شد.»
دستورالعمل: پيادهروي يكي از آن بخشهاي مشكل اين برنامه است كه بايد دست كم به طول چند كيلومتر آن را پيشبيني كنيد.
نكته: در صورت خستگي، هركجا كه مايل بوديد به غيبت صغرا برويد!
هشدار: پيش از غيبت صغرا حواستن را جمع كنيد، تا سگها و ولگردان ساكن در زير پل، بلا ملايي سرتان نياورند!
( برای غیبت صغرا ترس از شرایط هم مثل خستگی عمل میکند و در صورت وجود هر تهدیدی مثل جنگ و غیره میشود به غیبت صغرا رفت مثل برادر مسعود , در ضمن بجای زیر پل هم میشود به زندان مرکوری رفت اما درست مثل همان سگهای زیر پل باید مراقب سربازان آمریکایی بود که بلا ملایی سر مدعی سابق نیاورند )
«اين فرد كه به ظاهر دچار روانپريشي است، توانسته بود تعداد قابل توجهي از افراد را كه مناصب نسبتا مهمي نيز داشتند، به حلقه مريدان خود بيفزايد»
نكته اميدواركننده: ادعاي روانپريشي يكي از آن راهدرروهايي است كه هيچ وقت بسته نميشود.
نكته خيلي اميدواركننده: اگر واقعا دچار روانپريشي هستيد، زياد نااميد نباشيد. چه بسيار افرادي وجود دارند كه داراي مناصب مهمي در جمهوري اسلامي هستند و حاضرند مريد شما هم بشوند! ( نه تنها در جمهوری اسلامی بلکه در همه جای دنیا افرادی هستند که مرید روان پریش ها بشوند بخصوص که برایشان منافعی هم داشته باشد)
«اما پس از دستگيري وي به همراه مريدان اصلياش و حبس آنان در زيرزمين ساختماني در قم، مريدان اين فرد از وي ميخواهند با استفاده از قدرت امامت خود براي آزادي آنان كمك كند، اما با ناتواني اين امام زمان قلابي براي كمك به مريدانش، آنان متوجه اشتباه خود شده او را رها مي كنند.»
توجه: بعضيها خيلي زود متوجه اشتباه خود مي شوند!
( خیلی ها هم زود متوجه نمیشوند و با اینکه همه تحلیل های مدعی غلط از آب در آمده و معجزه ای هم نکرده باز منتظر نشسته اند بلکه آبی از ایشان گرم شود )
«آخرين شنيدهها حاكي از آن است كه اين امام زمان قلابي پس از آزادي و گذراندن مدت محكوميت، دوباره مانند گذشته فعاليت امام زماني! خود را از سر گرفته است.»
نكته مهم: كسب و كار تعطيليبردار نيست!
( بعید نیست که مسعود رجوی هم درصورتیکه محاکمه نشود باز به کسب و کار قبلی اش برگردد )


میان ماه تابان و اشرفی ها تفاوت از زمین تا آسمان است .
مریم رجوی برای ماندن در پست کذایی ریاست جمهوری اش و ژست اینجوری اش زنان بیچاره ای را در اشرف گروگان گرفته و به کار کاشت هندوانه و صیفی جات دیگر واداشته است .
گرچه فعالیت های مریم رجوی هم دست کمی از هندوانه کاشتن ندارد
پسران شلغم
حسن زبل
در سایت زری خانم یک مطلبی نوشته بودند که درباره خواهران مجاهدی خلق در اشرف بود که به من یعنی برادری که در اشرف هستم خیلی برخورد و حسابی ناراحت شدم و حالا با این نامه به زری خانم میخواهم کمی از ایشان انتقاد کنم .
سلام زری خانم ؛ اول از زحمات شما میخواستم تشکر زیاد بکنم که اینهمه پول میگیرید و برای ما اشرفی ها و مجاهدین خلق شعر میگویید . ببخشید اشتباه شد منظورم این بود که پول میگیرید و اینهمه شعر میگویید. آنهم چه شعرهایی همه درست مثل شعرهای لورکا و مارکز و بقیه که شما البته زحمت کشیده و بعضی کلمات آن را تغییر داده اید که از این بابت هم تشکر میکنم . البته خود مرحوم لورکا و بازماندگانشان اگر ذره ای غیرت داشته باشند حتما از شما ممنون خواهند بود مگر اینکه آنها هم مامور وزارت اطلاعات باشند .
زری خانم من چند انتقاد کوچک به شما داشتم اولا این شعر آخر شما که اسمش را گذاشته اید "دختران جالیز هندوانه" این زیاد اسم خوبی نیست . حتما شما یادتان هست که همیشه میگفتیم" دختران تانک " اینکه شما اسم تانک را با هندوانه عوض کرده اید کاری است که ممکن است بریده مزدوران و بقیه خلق قهرمان از آن سوءاستفاده کنند , و فردا مثلا برای ما دست بگپرند که سلسله مراتب ارتش آزادیبخش عوض شده و فرمانده دسته شده فرمانده جالیز و فرمانده تانک شده فرمانده هندوانه که اختصارا به آن fh میگویند . و اسم ارتش آزادیبخش شده جالیزبانان ؛ خب برای اینکه اینجور نشود بهتر است اسم شعر را عوض کنید .
اما نکته و انتقاد دوم اینکه در ابتدای شعر نوشته اید که :
ای دختر زیبا درمیان باد و خاک و توفان چه میکنی ؟
این سئوال شما ممکن است که خواهران را مسئله دار کند و به فکر فرو ببرد که راستی راستی چه کار اینجا چه کار میکنم .
زری خانم خودتان هم مستحضرید که هندوانه کاشتن رژیم را سرنگون نمیکند, اگر اینجور بود الان خربزه کاران مشهد که خربزه به اون شیرینی میکارند صد بار رژیم را سرنگون کرده بودند و دولت موقت خربزه کاران هم تمام شده بود و سر هر میدانی یک مجسمه خربزه یا هندوانه هم بود .
اما نکته و انتقاد آخر
زری خانم شما اینهمه از خواهران تعریف کردید چرا یک ذره هم از برادران نگفتید ؟ ما هم اینجا در اشرف داریم چیز میکاریم , یعنی شلغم میکاریم مثلا خود بنده کلی شلغم کاشتم , با شلغم هم عکس گرفتم. شما که برای خواهران شعر نوشتید به اسم دختران جالیز هندوانه خب برای ما پسران شلغم هم یک شعری میگفتی .
تسلیت به خانم رجوی و شورا و اشرف
بالاخره یکبار دیگر در تاریخ یک جانی یه سزای جنایاتش رسید ؛ گرچه این اتفاق به ندرت می افتد ولی خب می افتد ؛ صدام حسین , به قول رژیم صدام یزید کافرو بقول مسعود رجوی صاحبخانه و سید الرئیس و بقول مجاهدین امروزی ریس جمهور سابق عراق به اعدام محکوم شد , بیچاره حتی به مرگ دلخواهش هم نتوانست برسد , خودش بعد از شنیدن حکم گفته بود که میخواهد با جوخه و تیر کشته شود اما قاضی او را به اعدام با طناب محکوم کرد .
مجاهدین چه عکس العملی بعد از اعدام او نشان میدهند ؟؟؟
مجاهدین تا الان در این یک مورد لااقل حق نمک را رعایت کرده اند و به صدام نازکتر از گل نگفته اند , شاید هم حق نمک نبوده چون مجاهدین همچین نمک شناس هم نیستند و مثلا قضیه از این قرار بوده که میترسیدند چیزی به صدام بگویند و صدام عصانی شده و خیلی چیز ها را در دادگاه بگوید . در این صورت از اعدام او خوشحال میشوند.
ممکن است به دلیل دلبستگی زیا د مجاهدین ناراحت شوند و قطره اشکی هم بریزند ولی به دلایل سیاسی اشک خود را پنهان کنند .
ممکن هم هست که مجاهدین رژیم جمهوری اسلامی را به دخالت در روند دادگاه متهم کنند و بعد هم عکس صدام را با طناب دار در سایت ونشریاتشان بزنند (درست مثل عکس ریس باند خفاش ) و علیه حکم اعدام در جمهوری اسلامی شعار بدهند .
ممکن هم هست که سکوت پیشه کنند , نه سکوت از سر رضا بلکه سکوت از این که چه بگویم که نگفتنم بهتر است.
شما چه فکر میکنید ؟؟؟
به هر حال مریم رجوی اول شوهرش را از دست داد حالا هم بزرگترین حامی خودش را .
این ضایعه بزرگ را به خانم رجوی به شورای ملی مقاومت و همه اشرف نشینان و هواداران تسلیت میگویم
به دلیل مشکلات وبلاگ از و نیز طنز بودن نکات و مطالب در این وبلاگ از درج این مطالب معذورم ولی خوانندگان عزیز این وبلاگ میتوانند این مطالب را در سایت خود این عزیزان که لینک آن هم در این وبلاگ هست مطالعه کنند.
نکته :
خانم مرضیه خواننده قدیمی که الان مشاور هنری خانم مریم رجوی است در دیدارش با خانم رجوی گفته بود که :یه دکتری در شوروی سابق منو معاینه کرده و گفته تو تا صد سالگی میتوینی بخونی.
گویا همان دکتربعدا خانم مریم رجوی را هم معاینه کرده و گفته تا صد سالگی میتونی رئیس جمهور باشی
مریم بلژیک , بلژیک مریم
حسن زبل
عرض شود که این رفتن مریم به بلژیک درست مثل رفتن پیروزمندانه ایشان به ایران تاثیرات مثبت داشته و دارد و ما کسانی که در اشرف هستیم را خوشحال میکند .
یکی از دلایل عمده خوشحالی ما این است که باید خوشحال باشیم . بقول خواهر مریم " میتوان و باید" ما که میتوانیم خوشحال باشیم و باید خوشحال باشیم پس چرا نباشیم ؟ و در ثانی وای به حال کسی که خوشحال نباشد , غلفتی پدرش را درمیاورند , اگر کسی خوشحال نباشد یعنی غیر مستقیم میخواهد بگوید که رفتن خواهر مریم به سنای بلژیک زیاد مهم نبوده و یا میخواهد بگوید که ساختمان سنا جای مهمی نیست .
ای یادش بخیر خواهر مریم اولا میخواست یکراست بره سنای ایران و کاخ مرمر و کاخ سبز , اول عملیات فروغ مسعود گفت شما بروید بعد مریم با یه پرواز میاد و در تهران مستقر میشه ؛ نه ما رفیتم و نه اون مستقر شد . اما باز هم بهتر از الان بود بلاخره نروژ و اینجور جاها مریم را دعوت کردند , آی یادش بخیر تازه کنسرت هم میشد گذاشت , حالا از سر نداری باید برای سنای خالی بلژیک ذوق بکنیم . خدا کسی را به این روز نیندازد . به هر حال ما کلیه اشرفیان از رفتن مریم به بلژیک به اندازه رفتن ایشان به ایران خوشحالیم که البته باید باشیم.
به این میگن شعععععر
این شعر بلند بالا را جناب آمیز جبار مجاهدین برای خواهر مریمش نوشته و هنر هم به خرج داده به این قرار که اگر حروف اول همه بیت ها را جمع کنی میشود این جمله که :
"(بنام خدا شعری از م ادلی به شير زن مجاهد خلق مريم رجوی سمبل مقاومت)"
خب ( م ادلی ) در واقع اسم شاعری این جناب " میزا جبار" است که در این مشکلی نیست ؛ و کار خوبی هم کرده , اما در بقیه جمله مشکلاتی وجود دارد که باید در حروف اول شعر تغییراتی داد تا این مشکلات حل شود ,منجمله اینکه مریم رجوی اصلا شیر نیست .چون سر به زنگاه زد و از عراق فرار کرد بعد هم به شکلش وقتی او را در اور گرفتند نگاه کنید به شیر شباهتی دارد؟؟ , در مورد زن بودنش هم سئوال و ابهام هست, چون خودشان در موقع انقلاب ایدئوژیک گفتند که خواهر مریم نه زن است و نه مرد, ما هم که گفتیم لابد برادر مسعود بهتر میداند و پذیرفتیم. در مورد مجاهد خلق بودنش هم برای اینکه برایش مشکلی در غرب پیش نیاید بارها انکار کرده و گفته که ریس جمهور است ونه مچاهد خلق, در مورد رجوی هم بهتر بود که همان قجر عضدانلو گفته شود چون الان که مسعود نیست لااقل دست خواهر مریم باز باشد شاید باز خواست شوهر کند اینجوری که نباید دستش را بست, در مورد سمبل بودنش هم که واقعا تنها چیزی که در این جمله درسته همینه و ایشان واقعا از همان اول سمبل بودند ولی "ب " سمبل را باید با فتحه بخوانید و نه ضمه مقاومت هم که بماند ؛ و اما خود شعر که بیا و ببین چه تشبیهاتی دارد به به ؛ بیچاره شبان داستان مولوی که فکر میکرد خیلی برا ی خدا مایه گذاشته و ازش تعریف کرده ؛ با هم سری به شعر بزنیم اما مثل اون طوطی شاعر شهر قصه که گفت یک قصیده دارد در هزار و سیصد و شصت و سه بیت که بعد گفتند زیاده و هی کوتاه آمد تا سه بیت ؛ من هم چون میدانم حوصله اش را ندارید همه شعر را کپی نمیگیرم ؛ امیدوارم شاعر و یا خانم مریم قجر عضدانلو ناراحت نشوند , اگر شدند اطلاع دهند که شعر را کامل کپی کنم .
این دو بیت یعنی که خانم رجوی به همه دنیا و گردون مینایی ربط داره ونه ایران در واقع دبیر کل سازمان ملل یا بالاتر از اون کنار دست پرودگار کار میکنه
۱ـ بتاب ای مهر عالمتا ب از آفاق پويائی توئی ارابه ران نور در گردون مينائی
۲.ـ نزول جاری نوری به ژرف ظلمت دوران شلال شط خورشيد ازفراز عرش اعلائی
بمیرم براش تا دیروز فرمان آتش میداد ولی حالا دلش چه نرم شده , انگار نه انگار که هم کرد کشته هم ایرانی هم اعضای خودی و دستور همه را همه داده و از همه هم خبر داشته حالا دلش شده مثل برگ گل
۶.ـ دلت ای گل به شفافی ِشبنم های مريم ها ست وبستان تو سرشار از شقايق های بويائـی
دکتر هم که شده , مرده هم که زنده میکنه , والا فکر میکنم این ادلی فیلم را سرو ته دیده ؛ ولی خب امتحانش ضرر نداره این همسایه ما بنده خدا هم پیره هم کلی مریضی داره مثل مریضی بابا قوری و بوا سیر و غیره همیشه هم شکمش نفخ داره هر جا هم رفته خوب نشده , بهش آدرس اورسورواز را دادم
۸.ـ شفای عاجلی بر درد انسان های درد آلود تن بی روح ياران را د م جانبخش عيسا ئـی
گیریم که درست نورش از اعماق اقیانوس هم پیدا باشه اما شاعر چه طوری رفته اعماق اقیانوس که نورش را ببینه , در بیت دوم هم رو دست موسی بلند شده , در بیت های قبلی که عیسی را گذاشته بود جیبش , اینم از موسی
۱۰ـ رخ خورشيديت نقش است خوش در قاب اقيانوس تو آ ن نوری که از اعـما ق اقيانوس پيد ا ئـی
۱۱ـ يـد بيضای دورانی در اوج ظلمت ونکبت نشاط انگيزو نور افکن چنان اعـجاز موسا ئـی
با این شعر معلومه که بعد از پیروزی میخوان شیر و خورشید را از پرچم بردارن و بعد عکس مریم را بگذارن وسط پرچم میگید نه بخونین:
۱۷ـ لوای پا ک ايران رانشان شير و خورشيدی حلول چشمه شعری در اوجا اوج شيـو ا ئـی
گویا در مسلمانی هم رو دست همه مسلمانان دنیاست ؛ حالا خوبه صدبار باهاش نشست داشتیم از سر شب تا فردا ظهر اصلا یاد نماز هم نبوده که کی نماز صبح شده کی نماز ظهر و باز خوبه که تو نشست با زنان خارجی گفت همجنس بازی مجازه و خلاصه گر مسلمانی از این است که مریم دارد ..........
۲۳ـ ز پندارت، ز کردارت ،زگفتارت ، نديدم به مسلمانی به اين آ ئـين گلچين اهــــو را ئـــی
بابا همه دینها را ردیف کرده اینم از زرتشت تازه اگه باران میاد به خاطر این خانمه نه ابر و باد و مه و خورشید و فلک:
۲۴ـ نزول پاک بارانی صدای ساز بيداری سرود سبز آ زادی به آ هنگ اوستا ئــی
قبل از خوندن این شعر خوبه سخنرانی خانم را گوش بدید که بعد به شاعر احسنت بگید که گفته بهترین سخنران دورانه و چه تشبیهات و تعبیراتی دارد ؛ والا ما تو اشرف که نمیفهمیدیم چی میگفت:
۲۰ـ خطيب کشور عشقی شهنشاه سخن رانی به گلتـا جی زتعبيرات و تشبيهات شيوا ئـی
من که دیگه حوصله ام سر رفت چه رسه به شما این چند بیت را هم خودتان فله ای بخوانید و تفسیر کنید :
۳۱ـ لباس مخملين بر قامت عريان ايرانی و بستان وطن را عـندليـبان خوش آوائـی
۳۲ـ قيام شب شکار شاه زرين تاج افـلا کی قيامت قامت نوری عروس عـا لـم آرائــی
۳۳ـ مراد رهروانی راهـيـان سرزمين نور و شعر سينه سرخان مجاهد را تو معـنائـی
۳۴ـ رموز خالص عشقی و در مضمون هر شعری و سر خط قلم رانی ِ شاعـر های دانا ئــی
۳۵ـ يکايک بيت اين شعرم گلستانی زمريم هاست گل نا م تـرا چيـدم به اسلوب الـفبـا ئــی
۳۶ـ مرا ای بهترين مفهوم در تفسير ناب عشق توئـی شيواتـرين شعر از کتاب ناب گويائـی
۳۷ـ رياحين چمن زاران کوهستان البرزی و ناز صد گل صد برگ در اوج شکو فا ئـی
۳۸ـ جهاد موج اقيانوس خلقی،خلق درد آلود و کشتی بان اقيانوس توفان خيز غـو غـا ئـی
۳۹ـ وصال آرزوهائی کليـد قفل آزادی پل رنگين کـما ن عشق برآفاق دل ها ئـی
۴۰ـ يگانه ياور اين فوج مظلو مان دربندی سروش عـالم غـيبی رهائی بخش والا ئـی
۴۱ـ سخای تيره ابری در حريم خشک گندم زار سحاب نعمت ورحمت چو خوان حاتم طا ئـی
۴۲ـ ميان خلق و آزادی پل مستحکم عـشقی بسا، سينای دل ها را تو طوری از تجلا ئـی
۴۳ـ بيابان وطن را قرص لوءلوء های بارانی و چرکين زخم اين تفتيده هامون را مـداوائـی
۴۴ـ لطافت های اين شعر از ظرافت های تو جان يافت به لـوح سيــنـه ء شعرم گلو بـند ثـريـا ئــی
۰۴۵ـ می آئـی چون پری زادی و بر دستان پر مهرت سبد ها ئـی پراز خوشبو ترين گلهای رعـنا ئـی
۴۶ـ قناری های گلشن را عـروس يا سمن ها ئی و دشتستان ايران را گلستان مصفا ئــی
۴۷ـ اسيران وفا دارت فرامستان دورانند فرامستان دوران راشراب ناب گيرا ئـی
۴۸ـ وقنديل سهيلی تکچراغ صبح بيداری ميان ماه و خورشيدی فروزانی هويدائـی
۴۹ـ مبارز های اشرف را تو سردار سرافرازی نهيب با شکوه موج اندرموج دريائی
۵۰ـ تو آن خاتون سرداری که خود سر خط تاريخ است و « ادلی » برگ اين تا ريخ ايران ساز فردائـی
اشاره ها L ( این قسمت از خود شاعر است و نه من )
*اين قصيده موشح است بدين معنی که اگر حرف نخست اين پنجاه بيت به ترتيب از يک تا آخر کنار هم چيده شوند جمله زير حاصل خواهد شد**جمله مربوطه**
« بنام خدا شعری از م ادلی به شير زن مجاهد خلق مريم رجوی سمبل مقاومت »
در بيت۲۳ « به » همان معنی خوب نيک و بهتر است
در بيت ۲۶ جهان ،فانوس = کنايه از خورشيد = مخاطب شعر
در بيت ۲۸ مريم های عـذرائی = اشاره به شير زنان شهر اشرف است
در بيت ۵۰ « ادلی » تخلص شعری وبه معنی آتشين در زبان آذری است
و این قسمت از من است :
والا اینا این قدر وقت مفت دارن که میتونن یه شعری بنویسن که اول حروفش را جمع کنی بشه یه مقاله وقتی ریس جمهورشون چهارده ساله که ریس جمهوره خب شاعرش میخوای وقت نداشته باشه .