تبليغاتX
حســــــــــــــن زبـــــــــــــــــــل
از ایمیل قبلی استفاده نکنید ایمیل من حسن زبل در جیمیل است hasanzebel@gmail.com

تابلویی در آتن که روی آن نوشته دستها از ایران کوتاه ( عکس از سایت بی بی سی )

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

مرضیه دیریست که دیگر مرضیه نیست.

بهزاد علیشاهی

من مرضیه را در بدو ورود به  ارتش آزادیبخش و از نزدیک شناختم دیدیم در نشست اولیه مسعود وقتی که هنوز خیلی ها تا دوماه بعد خبر نداشتند مرضیه آمده و در عراق است ،خواستم از نزدیک با او حرف بزنم  شاید به عشق و رویای حرف زدن با  آن خواننده قدیمی که صدای بوی جوی مولیانش هنوز در گوشم بود ، شاید هم به عشق اینکه به او بفهمانم که مسعود رجوی در باره او گفته که : مرضیه تفاله بورژوازی است  ونیز گفته فقط بخاطر خواهر مریم است که این تفاله ها به ما میپیوندند پس او را تشویق نکنید خواهر مریمتان را تشویق کنید وبجای مرضیه غزلخوان بخوان دوباره بخوان، بگویید مرضیه غزلخوان برای مریم بخوان ؛ من با مرضیه صحبت کردم با هم عکس گرفتیم ، او نمایشنامه های مرا دیده بود و خوشش آمده بود برای همین چندین بار به خانه اش دعوت شدم ، همیشه نیکو خائف مراقب و محافظ او بود که کسی با او چیزی نگوید ، من هم نتوانستم و نخواستم ، چون از همان اول دیدم که او دیگر مرضیه ای نیست که مادرم ترانه هایش را زمزمه میکرد ، او دیگر خواننده بوی جوی مولیان نیست ؛ او شده بود خوانند ه سرود های مجاهدین و به مسعود میگفت سردار زمان و مسخ این دستگاه جهنمی شده بود و بسیار بدتر از بقیه چون از احترام سالیان مردم به خودش داشت  سوءاستفاده میکرد و میخواست آن را به جیب مجاهدین بریزد ، اما عافل از اینکه مردم هوشیار تر از آنند که کسی را فقط برای هنرش تا ابد به یاد بسپارند ؛ اگر تختی ،تختی شده برای مردانگی و در کنار مردم بودنش شده و برای همین الان کسی اسکندرفیلابی را دیگر قهرمان نمیداند چون قهرمانی  به نشان و کمربند نیست ؛ مدال و نشان قلب ملت است . مرضیه الان در صفی ایستاده که از آمریکا میخواهند به ملت ایران حمله کنند ! دیروز در همین صف مزضیه ژنرالهای عراقی را ستود و قبل از معرفی به ارتش آزادیبخش برای آنها خواند و یکبار هم قبل از جشنواره بابل برای پسران صدام ، اذهان این مردم به هیچ صدایی که صاحب صدایش با خائنین باشد دل نخواهد بست . شاید روزی مرضیه خودش را از این چنبره بجهاند اما تا آنموقع و تا پوزش خواهی از خلق قهرمانی که به ضدیت با آن پرداخت باید گفت مرضیه دیریست که مرضیه نیست و خانم میترا یوسفی در موردش چه خوب گفته که :

"   گویا دیگربار منافقین پیشانی سیاه به صرفه بیرون آوردن مرضیه از انبار افتاده اند و لابد یک سری دوپینگ، دود و دم، تمرین و مراقبت های ویژه  برایش تدارک دیده اند تا چند ساعتی برپای دارندش و بتواند مجیز « لیدی مکبث » عصر جدید را هم بگوید. به اضافه ی صحبت های درگوشی به تحریک جاه طلبی، وسوسه ی تداعی روزی که علی آباد هم شهری بود! و مرضیه  راستی راستی هنرمند و خواننده یی با ملاء واقعی و اجتماعی. در ترانه هایش منتظر وفا و یاری بود! ( دریغا حال با 180 درجه تغییر، یار و یاور قلع وقمع عشق و وفا وعاطفه شده، ازهنرمندی به مطربی، به قول پسرش برای« گرگها » نزول کرده است).

بله مرضیه الان این موجود است و نه هنرمند نه ملی و نه حتی خواننده برای همین هم در این کنسرت با اقبالی روبرو نشد ؛ کنسرتی که مجاهدین به گفته خودشان ازیک سال و نیم  پیش  در تدارک آن بودند و همه نفراتشان را با اتوبوس به آنجا رسانده بودند فقط دوهزار و هشتصد نفر جمع شدند ، مقایسه ای با کنسرتهای خوانندگان در خارج کشور که با بیست تا سی هزار شرکت کنند ه بخوبی نشان میدهدکه مرضیه را کسی دیگر مرضیه نمیداند .

 این مطلب از سایت همبستگی را بخوانید :

تدارك براي اين كنسرت كه نزديك به دو هزار و هشتصد نفر آن را در المپيا تماشا كردند, از يكسال و نيم پيش آغاز شده, با هزينه اي نسبتا سنگين, فقط اجاره تالار المپيا بيست و يك هزار يورو بود و البته هزينه دستمزد پنجاه و سه موزيسين فرانسوي عضو اپراي پاريس.

دوستم رویا در وبلاگش به اسم حرف غریب در باره مرضیه مینویسد :

"اخبار ناخوشایندی از اوضاع و احوال مرضیه به گوش می رسد. مرضیه ی خواننده را عرض می کنم، مرضیه ی سیاسی را که من نمی شناسم. خانمی که در آستانه ی هفتاد سالگی به یک گروه سیاسی ورشکسته و مسلح می پیوندد را اصلا نمی شود جدی گرفت. باید روی حساب کبر سن گذاشت. مطمئنم که چنین شخصی حتی اگر در شورای مرکزی هم باشد نمی تواند تصمیمی بگیرد. "

خانم آن سینگلتون هم در کتاب ارتش خصوصی صدام درباره این خواننده خصوصی دربار رجوی و نحوه پیوستنش مینویسد :

"در طول این مدت، مرضیه خواننده برای ملاقات دوستان به اروپا آمده بود. دوستان او با مجاهدین درارتباط بودند و آنان را از سفر وی خبر دار کرده بودند. مجاهدین موقعیت را غنیمت شمردند. آن ها هرچه ممکن بود برای نگه داشتن وی انجام دادند، و به عنوان خواننده مشهور زمان شاه، مرضیه نمی توانست دربرابر این توجه مجدد مقاومت کند. سه نفر به وی داده شدند تا 24 ساعت شبانه روز، هفت روز هفته، هرچه وی می خواست برایش مهیا کنند. به او خانه ای با استودیوی ضبط در پاریس داده شد. مجاهدین هزینه خواندن وی در البرت هال در لندن را پرداختند. او به عنوان رئیس کمیته فرهنگی شورای ملی مقاومت منصوب شد، و جای دکتر هزارخانی، که همراه با متین دفتری، تنها شخص مشهور باقی مانده در شورا بود، را گرفت. هدایت و مریم متین دفتری دربرابر تغییرات شورای ملی مقاومت مقاومت کرده بودند وامیدواربودند که شورا را به سازمانی دموکراتیک تغییر دهند. چندماه بعد آنان از شورا استعفا دادند."

مرضیه ای که روی تانک خواند ، مرضیه ای که برای مریم رجوی خواند ، مرضیه ای که در انتهای خواندنش در المپیاد فرانسه میگوید :" و يك مسئله خيلي خيلي مهم بهتون بگم درسته من خواندم در المپيا ولي گردانندگان اين كار امشب, مجاهدين خلق بود" البته خانم مرضیه مجبور است که این حرف را آخر برنامه به خبرنگار بگوید چون مجاهدین متعهد شده اند که از این کنسرت استفاده سیاسی نکنند و حرفی از مریم رجوی هم نزنند درحالی که تنها خاصیت مرضیه برای آنها همین است که به مریم رجوی اعتباربدهد دریغ که خودش هم دیگر اعتباری نزد مردم و ایرانیان خارج کشور ندارد.مرضیه دیگر نه هنرمند است ؛ نه آنگونه که خودش ادعا میکند ملی و نه جایی در قلب مردم دارد . مگر اینکه خودش را از این منجلاب برهاند و از مردم پوزش خواهی کند.

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

دفاع از شکنجه گر و حمله به شکنجه شده

بهزاد علیشاهی

 

مدتی پیش من درپاسخ مقاله ای که شکنجه گر هار سیستم مجاهدین یعنی جواد خراسان یاهمان اسماعیل مرتضایی نوشته بود مطلبی نوشتم به اسم " دوجلاد در پارک " که دست او و هم پالگی او را که در آن مقاله به تعریف از او پرداخته بود را رو کردم همین امر خشم و سوزش سازمان مجاهدین را به اعلا درجه رسانده و مجبورشان کرده که بعد از مدتها بخود پیچیدن از زبان  "ابراهیم حسینی " شروع دست به فحاشی بزند شایدبتواند کمی با این روش درد و سوزش خویش را التیام بدهد. اما غافل که شنکجه شده دست بردار نیست نه من و نه بقیه دوستان جدا شده ام ، ایشان که مطلبشان به اسم دفاع ازاشرف است و قسمت اول هم هست چنین مینویسد :

"اشرف: كانون مقاومت و اميد و پايداري(قسمت اول) - از: الف. حسيني

مدتي پيش هنگام مطالعه برخي نوشته هاي سايتهاي وزارت اطلاعات آخوندي منجمله سايت اينترلينك با خزعبلات عنصر خودفروخته اي بنام عليشاهي (ملا شاهي) مواجه شدم.

 البته تا جاييكه به فرافكني درونمايه اين عنصر مردارشده برميگردد, مسير تيرخلاص زنها و شكنجه گران را نه در زندان رژيم بلكه با تور وزارت اطلاعات در اروپا طي كرده است و ناگزير بسا شقي تر, از بقيه همكارانش پيشي گرفته است."

خب این هم استدلال جدید آقایان مجاهد خلق که نه پشتوانه ای از خلق دارندو نه عنصری از مجاهدت ، معلوم نیست که چرا میگوید کسی که زندان نرفته و زیر شکنجه نبوده و به اروپا رفته زودتر ندامت میکند و از بقیه پیشی میگیرد ؟ خب با این استدلال آقای داوری و جناب آقای واقف ناراضیان درونی خودتان را چرا زندان میکنید و میکشید ؟ آنها را به اروپا بفرستید تا طبق این استدلال دو آتشه به مدافع تمام عیار تبدیل شوند ، البته خودتان میدانید که اگر پای انها به اروپا برسد پشت گوشتان را ممکن است ببینید اما از عضو خبری نخواهد بود . اما ادامه :

"زوزه هاي عنتري كه براي لوطي مرده اش جست و خيز مي كند

 با نگاهي به ماهيت ادعاها صرفنظر از اينكه براي پوشاندن پيمان شكني خود و كينه حيواني ناشي از آن مدعي شده، اما روشن است كه تكرار مكرر حرفهاي وزيران ابله اطلاعات فعلي و سابق و اسبق رژيم وامانده است كه به او ديكته كرده اند كه از حلقوم كثيف او و امثال او تكرار مي شود. با اين تأكيد كه براي اشرفيان سرفراز اين حرفها حتي به اندازه عطسه بز نيز ارزش نداشته و ندارد."

میگوید به اندازه عطسه هم ارزش ندارد اما معلوم نیست چرا اینهمه سایت و تلویزیون و نفرات شورایی و غیر شورایی را بسیج کرده اند برای این عطسه ها ؛ نه جانم اینها عطسه نیست ، طوفانی است که بینادت را در تاریخ ایران خواهد کند ، باش که باز هم در راه است ؛ ایشان شعر هم نوشته اند ؛ اگر متوجه نشدید که مفهوم شعر چیست اشکال ندارد شعر به سبک مسعود رجوی است :

"گر عوعو سگان با استخواني بگذرد                         اين عرعر دريده بريدگان هم بگذرد

گفتم خوشا كه هويدا شده است كنون                            برج بلند تنزه اين نسل پايدار

در اوج موج بلند سونامي عظيم قرن                          در پي آن تكرار مكرر فريب قرن

گفتا چنين                                                            آنسان كه عوعو سگان با استخواني بگذرد

اين عرعر دريده بريدگان هم بگذرد                           گفتم چه شد كه ملا بر سوژه هاي اعدام خود شده گريان

گفتا كه اين پرده فريب هزار پاره هم بگذرد                 گفتم چه شد كه جاي ظالم و مظلوم شد بدل

گفتا چنين كنند رجالگان, چون يزيد آنچنان                   گفتم يقين

 گر عوعو سگان با استخواني بگذرد                         اين عرعر دريده بريدگان هم بگذرد "

زیاد به شعر فکر نکنید باور کنید بی معنی است برویم سراغ بقیه مقاله که سراسر  کشف و شهود جدید است مسعود گفته بود ارتش آزادیبخش نوین و انقلاب نوین اما رزمنده نوین تازه کشف شده ، آنهم رزمنده پیر سال که گاهگاهی با همان چوب جارویی که بعنوان عصا استفاده میکند رژه هم میرود.:

"اما تا جايي كه به اشرفيان قهرمان برمي گردد ما با افتخار تمام گفته ايم و باز هم خواهيم گفت (چنانچه همه بازديدكنندگان ايراني و غيرايراني به اشرف هم صدها بار گواهي داده اند) ما رزمندگان نوين آزادي و دموكراسي بعنوان پديده اي نو و حرف تازه, نه با كينه بلكه با عشق مي جنگيم و با سرفرازي اعلام مي كنيم آري در قلب ما اگر چه عشقي فروزان به خلق مظلوم و وطن در زنجير مان با رهبري بيمانندش چون دريايي عميق و خروشان موج مي زند و ما را در هر شرايطي به پيش مي برد"

بعد هم من که از بی رمقی و مرگ در چشمهای این دو دژخیم گفته بودم را مخاطب قرار داده و میگوید :

"اين گول سفله را بين كه نسبت به مجاهداني كه حتي مهمانان خارجي و اروپايي و عراقي هم از برق چشمان و عزم سترگ شان سخنها گفته اند و تأثيرها پذيرفته اند, با سيه دلي فرافكني كرده و كريه و زشت (درشكل ودرمحتوا) چون دلقكي مسخ شده براي لوطي مرده خود خوشرقصي مي كند و ياوه مي بافد! خائن زبون و فرومايه اينگونه بي مايگي و بي شرافتي خود را با ندامت مستمر از تمامي گذشته خويش با چنگ زدن به چهره قهرمانان مقاوم شهر اشرف اين دژ شرف و مقاومت پايدار ايران و ايراني مي پوشاند."

گویا سی ان ان و بی بی سی و رادیو فردا و دیدبان حقوق بشر همه از برق چشم جلادان در اشرف تعریف کرده اند که این چیزها را نوشته است ؛ اما سر آخر به دفاع از شکنجه گران بطور مستقیم پرداخته و مینویسد :

"در اينجا مي خواهم به نكته اي در ياوه هاي اين عنصر پليد اشاره كنم:

 برادر بزرگوار و فرمانده محبوب در ارتش آزادي اسماعيل مرتضايي (جواد خراسان) كه من افتخار آنرا داشتم مدتي در سال60 و مدتي هم درسالهاي تحت مسئوليت ايشان بودم و بخاطر دارم كه او همواره مجاهدي مايه گذار و خستگي ناپذير بود كه با شجاعت خود را به آب وآتش مي زد و در بحبوبه دستگيريها و كشتار توسط پاسداران رژيم در سال 60 او چون پلنگي چالاك تمامي توانش را براي سروسامان دادن تشكيلات شهرمان بكار مي گرفت. و يا در اوج بالا و بلندتري در عمليات بزرگ آفتاب نيروهاي تحت مسئوليت او در موضع فرمانده ي يگانهاي جديد مكانيزه دمار از روزگار نيروهاي دشمن در آوردند. پس از انقلاب ايدئولوژيك, در ارتش آزادي كمتر برادري است كه از رشادتها و دلسوزيها و مسئله حل كني هاي ايشان در صحنه رزم ايدئولوژيك مطلع نباشد.

 اما ابله وقيح ملاشاهي را ببينيد كه در كينه كشي حيواني عليه او, چگونه فرافكني كرده است. او از ليچارگويي عليه برادر مجاهد علي خلخال از زندانيان سياسي زمان شاه (پدر يك شهيد مجاهد) استوار و پايدار در شهر اشرف ايستاده است و به پيمان خود با خدا و خلق وفادار است هم نمي گذرد."

هر اسمی برای من بگذاری ، من همانطور که گفتی از هیچ جلاد وشکنجه گری نمیگذرم ، حتی با این تهدید آخرت هم که گفته ای :

"پاسخ اصلي را صد البته كه در روز ميعاد با خلق در دادگاه عدالت و با شعله هاي سركش انتقام خلق بر بالاي گور ديو جماران با انفجار خشم خلق خواهيم داد."

و برای اینکه بدانی نمیگذرم و تهدیدات تروریستی ات دیگر کارایی ندارد ،لازم است که خدمتت عرض کنم بزودی در باره همه این شکنجه گرانی که عکسشان را در زیر میبینی مطالبی خواهم نوشت و از جنایتهایشان خواهم گفت طبعا بقیه دوستان جدا شده هم خاطرات تلخی از این شکنجه گران دارند که بازگو خواهند کرد .

....و ادامه دارد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 

 

اطلاعیه انحصار وراثت

 

 

   در تاریخ 29/01/1385 خانم مریم قجر عضدانلو متولد 1332 در شعبه 15 دادگاه حضور یافته و طی دادخواست شماره 30/3/1360 اعلام داشته نظر به اینکه همسر مشارالیها به نام آقای مسعود شهرت رجوی فرزند مرحوم حسین شغل فرمانده گروهان خصوصی ارتش به اسارت درآمدۀ آزادیبخش از تیپ پنجم لشکر دوم ارتش سابق عراق بیش از هفتصد روز است از انظار مخفی شده لذا برابر قانون مدنی درخواست صدور گواهی فوت و انحصار وراثت برای نامبرده نموده است . حالیه وراث رسمی متوفی مسعود رجوی عبارتند از :

 

1-        خانم مریم قجر عضدانلو ( معروف به رئیس جمهور منتخب مریم رجوی ) بعنوان همسر سوم و نیمه رسمی و کفیل متوفی .

2-         آقای مصطفی رجوی فرزند متوفی مسعود متولد 1360

3-         هزار و یک خواهر همردیف مسئول اول سازمان .

4-         کلیه خواهران عضو ارتش به اسارت درآمدۀ آزادی که در حریم سابق رهبری جا خوش کرده بودند .

5-         جناب حجت الاسلام جلال گنجه ای به عنوان تابلوی اسلام انقلابی متوفی مسعود و مبلغ جامعه بی طبقه توحیدی .

6-         خواهران و برادران یتیم و بی سرپرست عضو شورای ملی مقاومت بعنوان دم و دنبالچه های متوفی مسعود رجوی .

 

الف ) لیست دارائی :

 

بنا به اظهارات خانم قجر عضدانلو بعنوان کفیل متوفی صورت دارائیهای وی عبارتست از :

 

1-        یک قطعه زمین 4*6 قلوس در 70 کیلومتری عراق شمالاً بطول 4 کیلومتر مماس با دیوار زندان ابوغریب ، جنوباً بطول 3.8 کیلومتر دارای معارض از نوع معارضین شیعه ، شرقاً بطول 6.1 کیلومتر در امتداد مرزبانی جمهوری اسلامی ایران و غرباً بطول 3.6- کیلومتر موازی با خطوط ضد امپریالیستی سابق بدون سند رسمی و یا قولنامه ، واگذاری از سوی رئیس جمهور جانی و مخلوع عراق صدام تکریتی .

2-        چندین حساب بانکی مسدود و توقیف شده در کشورهای مختلف .

3-        چند خشاب خالی سلاح های متفاوت .

4-        یک قطعه سکه شانس .

5-        انواع رنگ موی مشکی چند کارتن .

6-        یکدست لباس کهنه و مندرس نظامی متعلق به ارتش عراق .

7-        انواع بازداشتگاه و سلول انفرادی جهت نفرات خودی .

8-        چند نخ سیگار نصف شده .

9-        یک قطعه قیچی کوچک .

10-      چند میلیون دلار بلاتکیف موضوع پرونده خانم قجر در محاکم قضائی پاریس .

 

ب ) لیست بدهیها :

 

بنا به اظهارات خانم قجر عضدانلو بعنوان کفیل متوفی و سایر معاشرین صورت طلبکاران وی عبارتست از :

 

1-       خلق قهرمان ایران .

2-       کل رها شدگان از سازمان .

3-       خانوادۀ اعضاء سازمان .

4-       خانوادۀ جداشدگان از سازمان .

5-       سازمان دیدبان حقوق بشر .

6-       دادگاه رسیدگی به جنایات جنگی صدام و همدستان وی .

7-       خانوادۀ قربانیان خشونت و ترور در کشور ایران .

8-       تمامی تبخیرشدگان سازمان .

9-       احساسات جریحه دار و اعتمادهای خیانت شدۀ بسیار .

علی ایحال برابر مقرارت دادرسی موارد طی سه نوبت در روزنامه های کثیرالانتشار داخل و خارج کشور به اطلاع عموم رسیده تا :

1-      چنانچه آقای مسعود رجوی در قید حیات بوده از شدت خجالت و شرمساری عاجلاً اقدام به خودکشی نماید .

2-       چنانچه وارث یا وراث دیگری مدعی هستند رسماً به دادگاه اعلام نمایند .

3-       چنانچه کسان دیگری از متوفی طلب دارند با ادله و مستندات قانونی جهت درخواست تأدیه حقوق خود اقدام نمایند .

  

                                           دادگاه شماره 15 مستقر در مجتمع وجدانهای بیدار

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 

تعبیر جدید ضرب المثل های قدیمی

قسمت دوم  "حرف ب"

حسن زبل

 

ضرب المثل : با اين ريش ميخواهي بري تجريش ؟

وقتی سازمان مجاهدین با این مناسبات ضد دمکراتیکش از ایجاد دمکراسی در ایران حرف میزنه باید بهش این ضرب المثل را گفت

ضرب المثل :با خوردن سيرنشدي، با ليسيدن نميشي !

به سازمان مجاهدین وقتی که با حمایت و ارتش صدام نتونسته سرنگون کنه و حالا چشم به امریکا دوخته باید این ضرب المثل را گفت

ضرب المثل :باد آورده را باد ميبرد !

وقتی که سازمان هوادارانش و منابع مالی اش را از دست میده و مجبوره با کنسرت پول دربیاره باید بهش گفت باد آورده را ....

ضرب المثل :با دست پس ميزنه، با پا پيش ميكشه !

طرح راه حل سوم و رفراندم را از مریم رجوی که بشنوی باید بهش این ضرب المثل را گفت

ضرب المثل :بار كج به منزل نميرسد !

این ضرب المثل کلا به همه جای ارتش آزادیبخش و سازمان مجاهدین میخوره و هرجا خواستید میشه استفاده کرد

ضرب المثل :با سيلي صورت خودشو سرخ نگهميداره !

این ضرب المثل وقتی مجاهدین با چوب رژه میروند خیلی به درد میخوره

ضرب المثل :با گرگ دنبه ميخوره، با چوپان گريه ميكنه !

ظهر میبنید که مجاهدین برای مردم ایران دل میسوزانند و شب به آمریکا میگویند حمله کن که بلافاصله باید این ضرب المثل را استفاده کرد.

ضرب المثل :بالابالاها جاش نيست، پائين پائين ها راش نيست !

وقتی مبینی مریم رجوی تو نشست شورای اروپا بعنوان ناظر میشینه که هر کسی میتونه اینکار را بکنه و بعد باز هم میبینی که بین مردم هم جایی نداره با دلسوزی باید از این ضرب المثل استفاده کنید.

ضرب المثل :بالاتو ديديم ، پائينتم ديديم !

وقتی در مقابل گزارش دیدبان حقوق بشر میگویند ما قبلا نقض کردیم حقوق بشر را ولی از بعد از حمله آمریکا آدمهای خوبی شدیم باید از این ضرب المثل استفاده کرد.

ضرب المثل :تا گفته اي غلام توام، ميفروشنت !

اگه به هر دلیل پاهاتون رو توی اشرف بگذارید مفهوم این ضرب المثل دستگیرتون میشه

ضرب المثل :با همين پرو پاچين، ميخواهي بري چين و ماچين ؟

وقتی فرهنگ فحاشی و جیغ و داد مجاهدین را میبینی باید بهشون این ضرب المثل را یادآوری کنید .

ضرب المثل :بايد گذاشت در كوزه آبش را خورد !

وقتی با آب و تاب خبر حمایت لردهای انگلیسی را از مجاهدین توی تلویزیونشون میگن این ضرب المثل را بکار ببرید .

ضرب المثل :بدعاي گربه كوره بارون نمياد !

به درخواست مجاهدین نه آمریکا حمله میکنه و نه تو عراق رژیم دلخواه اونا سرکار میاد .

ضرب المثل :به روباهه گفتند شاهدت كيه ؟ گفت: دمبم !

وقتی خواهر مریم برا تایید حرفهاش از برادر مسعود فاکت میاره میفهمید که این ضرب المثل بیخودی اختراع نشده .

ضرب المثل :بزك نمير بهار مياد --- كنبزه با خيار مياد !

اینو خود مجاهدین در اشرف برای نفرات ارتش آزادیبخش استفاده میکنند .

ضرب المثل :به كيشي آمدند به فيشي رفتند !

خلاصه ای از تاریخچه مجاهدین در این ضرب المثل نهفته است .

ضرب المثل :بگير و ببند بده دست پهلوون !

شعار سرنگونی رژیم ایران با درخواست حمله آمریکا

ضرب المثل :بيله ديگ، بيله چغندر !

وقتی هواداران و اعضا شورای ملی مقاومت را میبینی این ضرب المثل تداعی میشه

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 

آیا مریم رجوی عروس می شود؟

سعید حضرتی

15.04.2006

به نظر می رسد که مریم رجوی دچار"الزایمر" شده و به هذیان گویی مشغول است و شاید هم که بیمار نیست و کماکان خط تبلیغات دروغین را دنبال می کند، زیرا وی مجدداً از حمایت میلیونی قبایل و شیوخ عراق از گروه تروریستی مجاهدین سخن می گوید. مشخص نیست اگر دو میلیون و پانصد هزار نفر از مردم عراق بیانیه نوشته و با انگشتان خود در حمایت از گروه ترویستی مجاهدین این بیانیه را امضا کرده اند، پس چرا در پای صندوق های رای در انتخابات عراق به بقایای رژیم صدام حسین و استاندار سابق دیاله و... رای ندادند؟

مریم رجوی به دروغ از حمایت هزاران وکیل در عراق از مجاهدین سخن می گوید، البته در این نیز تردیدی نیست که رجوی ها برای بقای خود در عراق پول هایی را که در پاداش جاسوسی خود در جنگ ایران و عراق و همینطور  عملیات کردکشی بدست آورده اند، باید برای بقایای صدام حسین هزینه کنند.

سازمان تروریستی و جاسوسی مجاهدین که افتخار مزدوری خود را به ثبت رسانده و بازیچه دست قدرتهای بزرگ شده و اخبار فعالیت های هسته ای ایران را که توسط کشورهای بیگانه در اختیار آنها گذاشته می شود، به نام خود اعلام می کنند و می گویند که ما افشا کرده ایم.

باید به مریم رجوی گفت شما که خودتان را به دکتر محمد مصدق پیشوای نهضت ضد استعماری مردم ایران می چسبانید، چطور از استعمار و لردها انگلیسی کسب حمایت می کنید؟

آقای مسعود رجوی الان کجا هستی؟ یادت هست در تهران استادیوم امجدیه فریاد می زدی، ای گلوله ها بگیرید مرا!!

مگر در پرواز تاریخساز!! به جوار صدام نگفتی، می روم تا برافروزم آتش در کوهستان ها. اما دیدی که صلح طناب دار خودت شد. بنابراین اگر تو توانستی با کمک صدام حسین داماد شوی، مریم رجوی هم می تواند با استراتژی اتکا به بیگانگان و کوبیدن بر طبل جنگ طلبی عروس شود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

کلاهبرداری هنرمندانه! تروريست ها برای سرکيسه کردن ايرانيان


گروه تروریستی مجاهدین خلق که گویا به طرز فجیعی با بحران مالی و از دست دادن نیروهای خود دست وپنجه نرم می کند، به روش جدیدی برای سرکیسه کردن ایرانیان مقیم فرانسه دست زده است.

۲۵ فروردين ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۶:۱۴ تعداد بازديد: 7879 كد خبر: ۳۷۴۱۷

گروه تروریستی مجاهدین خلق که گویا به طرز فجیعی با بحران مالی و از دست دادن نیروهای خود دست وپنجه نرم می کند، به روش جدیدی برای سرکیسه کردن ایرانیان مقیم فرانسه دست زده است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب» ، این گروه به تازگی با همگاری یک گروه اروپایی برای برگزاری یک کنسرت تبلیغ می کند و برای کشاندن مردم به آن، مدعی شده که عواید این برنامه در اختیار کودکان مظلوم عراقی قرار می گیرد.

البته این کنسرت هم توسط «مرضیه»، خواننده پیر تروریستها اجرا می شود که پس از پیوستن به مجاهدین خلق اعتبار هنری خود را بکلی از دست داد.

آنها امیدوارند از این کنسرت که قرار است در روزهای آینده در سالن المپیای پاریس برگزار شود، پول هنگفتی به دست آورند و از این رو تبلیغات گسترده‌ای در این باره در نشریات فرانسوی انجام داده اند.
گفتنی است این گروه در حالی قصد دارند تحت فریب «کمک به کودکان عراقی» اقدام کنند که مردم عراق به دلیل سابقه جنایات بی رحمانه شیعه کشی و کردکشی این گروه با دستور صدام خواستار اخراج هرچه سریعتر تمام عوامل این گروهک از عراق هستند.

حالا با این حساب باید بجای  "شعار مرضیه قهرمان برای مریم بخوان " که تو اشرف باید همه میدادند میشه گفت : "مرضیه قهرمان برای کاسبی بخوان "  و یا با توجه به سن خانم مرضیه باید گفت : "مرضیه قهرمان اگه صدات در اومد بخوان"

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

تعبیر جدید ضرب المثل های قدیمی

قسمت اول  "حرف الف و آ"

حسن زبل

ضرب المثل : آب نمي بينه و گرنه شناگر قابليه !

خانم مریم رجوی را میگن که تو اشرف دم از انقلاب میزد و دعای حضرت زینب میخوند اما تو اور سوراز با شهردار دست میده و الی آخر

ضرب المثل : آنقدر بايست، تا علف زير پات سبز بشه !

رزمندگان مقاوم در اشرف را میگویند که قرار است همچنان در اشرف بمانند .

ضرب المثل : آنوقت كه جيك جيك مستانت بود، ياد زمستانت نبود ؟!

وقتی که دستور حمله به افراد بیگناه میدادی فکر نمیکردی میری تو لیست تروریستی ؟!

ضرب المثل : از درد لا علاجي به خر ميگه خانمباجي !

تلاش مجاهدین برای جلب حمایت آمریکایی ها و انگلیسی ها  و تعریف از آنها در تلویزیون خودشان  مصداق این ضرب المثل است .

ضرب المثل : ازشما عباسی از ما رقاصی     

استراتزی خط موازی مچاهدین با آمریکا و رابطه سیاسی مجاهدین و امریکا .

ضرب المثل : اگه باباشو نديده بود، ادعاي پادشاهي ميكرد !

شخص مسعود رجوی وهمسر او مریم که رییس جمهور شده و  نه پادشاه

ضرب المثل : اگر داني كه نان دادن ثواب است --- تو خود ميخور كه بغدادت خرابست !     

راه حل سوم خانم مریم رجوی برای ایران و بی راه حلی برای مشکل خودش را میگویند.

ضرب المثل : اگه زري بپوشي، اگر اطلس بپوشي، همون كنگر فروشي !

این ضرب المثل از تعویض لباسهای رنگارنگ مریم رییس جمهور شورا در مراسم مختلف  گرفته شده .

ضرب المثل : انگور خوب، نصيب شغال ميشه !

قسمت اولش ربطی به مجاهدین ندارد چون چیزی گیرشان نیامده اما قسمت دوم چرا .

ضرب المثل : اول برادريتو ثابت كن، بعد ادعاي ارث و ميراث كن !

ادعای حمایت از مردم ایران و درخواست از آمریکا برای حمله به این مردم توسط مجاهدین را میگویند .          

ضرب المثل : اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد !

 آلترناتیو، اونم یگانه آلترناتیو شدن مجاهدین را میگویند در مقابل ادعای سرنگونی قریب الوقوع رژیم ایران

ضرب المثل : اين قافله تا به حشر لنگه !

 کلا سازمان مجاهدین خلق ایران

ضرب المثل : اينهمه چريدي دنبه ات كو ؟

 نتایج اینهمه مبارزات که مدعی هستی کجاست ؟

ضرب المثل : اينهمه خر هست و ما پياده ميريم !

 بعد از سخنرانی خانم رجوی در شورای اروپا (البته در ساختمان شورا نه در جلسه آن) این جمله از دهن آدم بی اختیار خارج میشه

ضرب المثل : استخري كه آب نداره، اينهمه قورباغه ميخواد چكار ؟!

 وقتی میشنوی در اشرف هنوز یکی دو هزار نفر هستند ولی مبارزه مسلحانه خبری نیست آدم با خودش باید این ضرب المثل را تکرار کنه .  

ضرب المثل : اسب و خر را كه يكجا ببندند، اگر همبو نشند همخو ميشند !

  کلا سازمانهای وابسته به شورا وقتی مسئولانش از دمکراسی حرف میزنند و اصرار دارند که با مجاهدین نیستند  مصداق این ضرب المثل است

ضرب المثل : اسب خونه به صاحبخونه ميره !

قبلا آقای رجوی به صدام میگفت صاحبخانه، الان به آمریکایی ها میگه . خب این معنی همین ضرب المثله

ضرب المثل : از خر ميپرسي چهارشنبه كيه ؟!

درخواست مناظره و گفتگو و یا پرسش و پاسخ با مجاهدین تداعی کننده این ضرب المثل است .

ضرب المثل : از اين ستون بآن ستون فرجه !

سیاست فعلی مجاهدین ( هم استراتژی هم تاکتیک) را میگوین

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

تظاهرات ملیونی مجاهدین در تمام کشورها

مجاهدین در این تظاهرات شگفت انگیز ملیونی که عکس آن را در زیر میبینید خواستار حمله بلادرنگ آمریکا به ایران شدند

به عکسهایی از این تظاهرات بزرگ توجه کنید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

حفظ جان مریم رجوی وظیفه مبرم جداشدگان

بهزاد علیشاهی

 

قبل از مراسم هشتم آوریل در فرانسه سازمان مجاهدین اعلام کرد که این مراسم زمینه چینی برای ترور مریم رجوی است ، اصل نوشته سازمان این بود :

" اين جلسه بخشي از كارزار شيطانسازي رژيم آخوندي عليه مقاومت ايران و زمينهسازي براي اقدامات تروريستي عليه مقر اقامت خانم مريم رجوي، رئيس جمهور برگزيدة مقاومت ايران، در اورسوراواز ميباشد. "

اما وقتی ببننده مادران پیر و خواهران قربانیان سرکوب در سازمان را با چشم گریان در این جلسه میبیند ، نمی تواند این حرف را باور کند ، شاید این جیغ و داد و فریاد قبل از برنامه همان تاکتیک قدیمی باشد که برخی ازخانم هایی مثل خانم رجوی برای متهم کردن بقیه و وادار کردن آنها به سکوت و یا پذیرش درخواست انجام میدهند ( خواندن داستان یوسف و زلیخا به فهم این مطلب کمک میکند بخصوص تهمت زدن زلیخا به یوسف ) اما یک واقعیت پنهانی هم در این اطلاعیه شورا وجود دارد ؛ اینکه شورا میگوید این جلسه و مراسم زمینه چینی برای ترور و قتل خانم رییس جمهور محبوب است تا حد زیادی درست است ،  چرا ؟ به دلیل خیلی روشن چون این جلسه و مطالب مطرح شده و دادن اسم و مشخصات نزدیک به صد نفر از قربانیان سرکوب درونی در سازمان ، برای خانم رییس آن کشنده و مرگ آور است و این خود نوعی ترور است .و چه بسا که این فشارها به خانم رجوی باعث سکته و یا دق مرگ شدن ایشان بشود . البته حجم فشار را هم با فشار سنج سایت ها و مطالب نوشته شده از طرف مجاهدین بعد از این مراسم میشود اندازه گرفت که واقعا عقربه روی قرمز است .

البته من به خانم رجوی تاکید میکنم که ما جدا شدگان سازمان بسا بسیار بیشتر از خود شما و شورای شما و افراد شما در اشرف نگران سلامت و طول عمر شما هستیم ، و نه تنها نمیخواهیم خدای نکرده گزند و آسیبی به شما برسد بلکه حاضریم حفاظت از جان شما را تقبل نماییم ؛ چون شما میبایست آنقدر زنده باشید که در یک دادگاه صالح و معتبرمحاکمه شده و به تمام جنایات خود و همسر سابق و جدید تان اعتراف کنید. پس از بابت ما نگرانی نداشته باشید ما نگران سلامت شما هستیم خدا به مسعود هم همین اندازه طول عمر بدهد .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 

انباری شورای اروپا ،خانم رجوی وجناب چرچیل

 

بهزاد علیشاهی

خانم مریم رجوی که برخلاف اصول انقلاب درونی که برای مجاهدین ترسیم کرده بود بطرز مسخره ای آرایش کرده و حتی ماتیک هم زده بود امروز وارد یک ساختمان در شهر استراسبورگ شد، جایی که شورای اروپا هم در آن حوالی است ، ساختمان به محل شورای اروپا شباهتی نداشت ولی با تیتراژ و فیلم و دیزالو  و داد و بیداد تلویزیون مجاهدین که این برنامه را زنده پخش میکرد اصرار داشت که بگوید این همان شورای اروپا است ، پس میشود نتیجه گیری کردکه این محل باید یکی از انباری های این شورا باشدحاضرین هم که همان خدم و حشم همیشگی خانم رجوی بودند و نه اعضا این پارلمان ؛خانم رجوی با طنازی خاصی که گویا قبل از برنامه مدتها راه رفتن مانکن ها را در فشن تی وی نگاه کرده بود مسیر انباری را طی کرده و بعد به ایراد سخنرانی آنهم به زبان فرانسه پرداخت . معلم فرانسه بنده که حاضر بود قسم میخورد که این زبان ابدا فرانسه نیست ، در فیلم هم معلوم بود که همین فرانسه خانم رجوی مجددا برای فرانسه زبانان ترجمه میشود ، جالب اینکه زیر نویس فارسی این صحبت ها که از اشرف در زیر تصویر میامد زودتر از متن فرانسه خانم رجوی نوشته میشد ، در دقایق آخر که خانم رجوی گفت مقسی بکو معلم فرانسه بنده با شادمانی گفت این فرانسه بود ، اما از این مطالب بگذریم مهم سخنان خانم مریم رجوی بود که جانانه به دفاع از مجودیت اسراییل پرداخت و جنایت بزرگ و نابخشودنی رژیم ایران را تلاش برای محو اسراییل عنوان کرد.در آخر هم خانم رجوی با نگاه معنی داربه آقای مایک هنگاک و لبخندی معنی دار تر از زنده یاد چرچیل نقل قول کرد و اورا بانی شورای اروپا خواند .البته که خانم مریم رجوی به اسناد سازمان جاسوسی انگلیس که تازگی منتشر شده اشاره ای نکردکه همین چرچیل محبوب ایشان چطورفرمان قتل گاندی را داده بود و گفته بود که در زندان مانع اعتصاب غذای گاندی نشوند تا بمیرد گاندی آنموقع بخاطر مبارزات خود علیه استعمار انگلیس و بنیانگذاری جنبش استقلال‌طلبی هند بازداشت شده و در زندان بود ، البته این اقای چرچیل مورد نظر خانم رجوی اولین شخصیت انگلیسی بود که  اهميت نفت ايران را شناخت و تدابير و حيله هائی به کار برد که امتياز نفت ايران از دست بخش خصوصی خارج شد و در دست دولت [شرکت بی پی] قرار گرفت . شاید هم این اشاره  خانم مریم رجوی همان معنا را بدهد و تلویحا پیام دادن امتیاز نفت باشد ، اگر هم این اشاره به چرچیل معنی اش این نباشد باور کنید معنی لبخند ایشان همین بود . ولی گویا چرچیل به خانم رجوی بدجوری خردل را خورانده باشد  ، لابد میپرسید داستان خردل چیست خب میگویم : در دوره پایانی جنگ دوم جهانی استالین، روزولت و چرچیل رئیس سه کشور اصلی متفقین علیه هیتلر ، برای تقسیم جهان پس از جنگ، به تهران آمده بودند. و یک عکس سه نفره هم انداختند آنروزها  این طنزسر زبان همه بود که در کنفرانس تهران هر سه رهبر دور یک میز نهار خوری نشسته بودند و غذا صرف می‌کردند. سگی هم در کنارشان نشسته بود و به دست آنها نگاه می‌کرد. استالین به خردل روی میز اشاره کرد و از روزولت پرسید اگر لازم باشد این خردل را شما چگونه به خورد سگ می‌دهید. روزولت گفت، دست و پای‌اش را می‌بندیم و می‌ریزیم توی گلوی‌اش تا بخورد. روزولت پرسید خود شما چه کار می‌کنید. استالین پاسخ داد. می‌گویم بخور. اگر خورد می‌شود رئیس بخش سگها وگرنه غذای او را قطع می‌کنیم. هر دو از چرچیل پرسیدند. چرچیل بجای جواب از سر میز بلند شد قاشق را از خردل پر کرد و مالید زیر دماغ سگ. سگ بیچاره برای اینکه دماغ اش نسوزد. تند و تند شروع کرد به لیسیدن خردها و تمام‌اش کرد.

اما خانم مریم رجوی با بیان دید گاههایش برای آینده ایران به خوردن خردل ادامه داد و دیدگاهها را چنین بیان کرد :

1-     احزاب و اجتماعات و ابراز عقیده وبیان در ایران آزاد است ( البته الان که هنوز به قدرت نرسیده اند معلوم است که چقدر به این دیدگاه اعتقاد دارند و به زمین و زمان مارک مزدور میزنند و تهدید به مرگ میکنند خوب بود که قسم هم میخورد تا حتما باور کنیم )

2-     سانسور ممنوع ( به این یکی حتما معتقدند چون در برنامه های ارتباط مستقیم واضح است که هر صحبت مخالفی بلافاصله سانسور میشود )

3-     حکم اعدام ممنوع ( این شامل احکام اعدام که در سازمان داده شده و هشتم مارس یادبود آن قربانیان بود نمیشود )

4-     جدایی دین از دولت ( البته قبلا قرار بود جمهوری دمکراتیک اسلامی برقرار کنند که نشد بعد سکولار و لائیک شدند تا فردا باد از کجا بیاید )

5-     برابری کامل زن و مرد ( البته اگر مسعود رجوی از سوراخ بیرون بیاید صاحب همه زنان است و این برابری آنجا حاکم نیست چون ایشان کما کان خاص الخاص هستند )

6-     نظام قضایی مدرن ( مثل همان که در اشرف درسال 1373 اجرا شد و نادر رفیعی نژاد و دیگر حقوقدانان اساس آن را تدوین کردند )

7-     بیانیه جهانی منع شکنجه ( البته تا آنموقع فکر کنم جای شکنجه هایی که سازمان روی من و یقیه انجام داده از بین برود )

8-     مالکیت شخصی و بازار آزاد ( الان هم همه اجناس مورد نیاز خانم رجوی منجمله لوازم تروریستی برای اقدامات از بازار آزاد تهیه میشود )

9-     صلح و همکاری با سایر کشورها و دولت ها ( البته فکر کنم منظور مشخص همان اسراییل باشد که قبلا اشاره هم کرد وگرنه تمایلی به همکاری با دولت عراق و فلسطین و لبنان و غیره در کار نیست)

10-ایران غیر اتمی و عاری از سلاح (مبارک باشد ، فکر کنم مثل شاه صفوی  که در زمان حمله دشم به ایران به انها گفتند که  ایران را گرفتند و تجزیه کردند فرمود که ما به اصفهان قانع هستیم ،خانم رجوی و همسرش  فقط  به تهران تنها هم راضی باشند ، اما دریغ که گندم ملک ری خوردن به این سادگی ها نیست .)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 تقاضای محاکمه سران مجاهدین توسط خانواده قربانیان سرکوب درونی در این فرقه 

در روز هشتم آوریل طی یک همایش بزرگ در فرانسه ، اعضای جدا شده و خانواده قربانیان سرکوب درونی در فرقه مجاهدین ضمن  بزرگداشت یاد این عزیزان ،بر ضرورت تلاش برای کشاندن عاملان این جنایات و سران این فرقه بخصوص مسعود و مریم رجوی به پای میز محاکمه تاکید کردند .

این مراسم با سخنان مسعود خدابنده شروع شد و ایشان ضمن خوشامد به حضار به معرفی کتابی شامل اسم و مشخصات و عکس نزدیک به صد قربانی سرکوب درونی این فرقه که از طرف انجمن ایران پیوند منتشر شده بود پرداخت .

سپس خانم ژانت و آقای رافائل اعضای افتخاری انجمن PERSEET AVENIR که مجریان این برنامه بودند به اعلام برنامه پرداختند و از خانواده ها و شاهدان این جنایات برای سخنرانی دعوت به عمل آوردند .

 سخنران این برنامه :مادر رضوان / بهزاد علیشاهی / محسن عباسلو/ خانم نوروزی / عباس صادقی / علی قشقایی و استاد فلسفه آقای امیر عاطفه بودند . همچنین فیلمی نیز از مجلس ترحیم خانم محترم بابایی پخش شد که برخلاف دعاوی سازمان مجاهدین در این فیلم مادر مرحوم محترم بابایی به وضوح به نقش مجاهدین در این جنایات اشاره میکند .

دراین مراسم که بطرز باشکوهی برگزار شد ، تعداد زیادی از ایرانیان ، خانواده های قربانیان ، اعضای جداشده ، شخصیت های سیاسی و احزاب مختلف منجمله احزاب کردی حضور داشتند .

متاسفانه فیلم این مراسم که قرار بود به طور مستقیم از ماهواره پخش شود بدلیل فنی این امکان به وجود نیامد اما همین فیلم در روز دوشنبه از ماهواره تل استار برای ایران و اروپا و آمریکا پخش خواهد شد ، زمان پخش متعاقبا به اطلاع خواهد رسید .

به عکسهایی از این مراسم نگاه کنید.

گزارشات و مقالات کامل تردر روزهای آینده

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

با عرض پوزش

این وبلاگ به دلیل شرکت من درمراسم هشتم مارس  "روز یادبود قربانیان سرکوب داخلی فرقه مجاهدین "  که در فرانسه برگزار میشود ، تا روز دوشنبه  آپدیت نمیشود.  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

مجاهدین ودمکراسی آمریکایی برای ایران

در سایت های مجاهدین نوشته شده :

به دعوت  انجمن آمريكاييان  براي  دمكراسي درخاورميانه   ضيافتي  به مناسبت  آغاز سال جديد در ساختمان  دريسكون سناي آمريكا  برگزار شد.  در اين مراسم نمايندگاني از كنگره آمريكا، تعداد كثيري از مشاورين سناتورها و شخصيتهاي سياسي و اجتماعي آمريكا شركت كرده و حمايت خود را از مقاومت ايران اعلام داشتند.

و در آخر هم مجاهدین به خوشرقصی خودشان اعتراف کرده و مینویسند :

درپايان مراسم, قطعاتي از موسيقي اصيل ايراني و همچنين رقص سنتي ايراني توسط نوجوانان اجرا گرديد كه با استقبال حضار روبرو گرديد.

بله این قسمتی از تیتر درشت سایت های مجاهدین در این روزهاست .

آنها میخواهند با دمکراسی آمریکایی که الگوی آن در عراق و افغانستان اجرا شده درایران به قدرت برسند  و مجاهدین دنبال اجرای این دمکراسی درایران هستند.

برای اینکه با دمکراسی آمریکایی بیشتر آشنا بشید به عکسهای زیر از عراق نگاه کنید. این عکسها از سایت شبکه اخبار عراق است که البته این سایت هم به جرم نشان دادن همین عکسها توسط پنتاگون فیلتر شده . این تازه بعد از چهار سالی است که از اشغال عراق میگذرد ببینید در روزهای اشغال بر این سرزمین چه گذشته است.

 

زن عراقی که فرزندش را هم آمریکایی ها دستگیر کرده اند .

ترس ! این کودکان از نیروهای آمریکایی میترسند یا آنها از کودکان

 هرکس میتواند توسط آمریکایی ها دستگیر شود هر شهروندی یک دشمن محسوب میشود .

بدون احترام به اعتقادات مذهبی مردم، آمریکایی دستور را اجرا میکند.

موشک هایی که ممکن است به هر خانه ای اصابت کند ، با کشته شدن شهروندان آمریکا درنهایت معذرت خواهی خواهد کرد.

نیروهای آمریکایی در شهرهای عراق

پلیس تحت فرمان آمریکا ، شاید مجاهدین میخواهند این نقش را بازی کنند .

 

گارد آمریکایی آرایش گرفته برای یک دشمن خطرناک !

و این هم کمی از آنچه در زندانها گذشته ، ........

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

برنامه یادبود قربانیان سرکوب درونی فرقه مجاهدین

8 آوریل در پاریس

 

 این برنامه بطور زنده

 

 از تلویزیون ایران پیوند پخش میشود .

 

 

               P.TV 

تلویزیون پیوند بر روی ماهواره

 

تلویزیون ماهواره ای انجمن ایران پیوند بر روی ماهواره تل استار 12

برای اروپا و ایران

Telstar 12

Transponder 5

Frequency: 11494

Polarization: Vertical

Symbol Rate: 17469

FEC: 3/4

SID: 8

VPID: 264 

برای آمریکا

Intelsat Americas 5
Transponder 5
Frequency: 11836
Polarization: Vertical
Symbol Rate: 20765
FEC: 3/4
SID: 8
VPID: 6

هر هفته روزهای یکشنبه  از ساعت پنج عصر به وقت اروپا و شش و نیم عصر به وقت ایران

تکرار این برنامه روز بعد در همین ساعات پخش میشود .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

انرژی هسته ای...   دویست تومن بسته ای

 

حسن زبل

 

این هم درباره رفتن پرونده ایران به شورای امنیت که بهتون قول داده بودم درباره اش بنویسم ، همانطور که خودتان هم در نظر سنجی دربرابرسوال چه کسی از رفتن پرونده ایران به شورای امنیت بیشترضرر میکند ؟ بیشترین رای را داده بودید به سازمان مجاهدین که ضرر کننده اصلی است ، سازمان هم خودش فهمید که از این داستان خیلی ضرر کرده ، و با خودش گفت ای کاش این پرونده به شورای امنیت نرفته بود و ما اینجوری وسط زمین و هوا ول نمیشدیم . اما چرا؟

مریم رجوی که یواش یواش داشت متخصص بمب اتم و هسته ای میشد تازه شروع کرده بود درباره کیک زرد و نمک سبز و فلفل قرمز نظر دادن که با رفتن پرونده، بدجوری توی ذوق ایشان خورد .  از آنطرف هم این محمد سید المحدثین دوره افتاده بود و هی کنفرانس میداد و افشاگری میکرد که اینا اینقدر سانتریفوژ دارند و فلان سایت در فلان جاست و بهمان سایت در بهمان منطقه بهمدان کار را میکند که با رفتن پرونده ایران به شورای امنیت خود رژیم ایران اعلام کردکه 164 سانتریفوژ را راه انداختیم باز هم داریم سانتریفوژ میسازیم  و تا آخر سال این سانتریفوژها میشه سه هزارتا ،اون کیک و نمک و فلفل هم بعــــله و به این ترتیب دست سید المحدثین بیچاره ماند تو پوست گردو که حالا چه افشا کند و چه اطلاعاتی لو بدهد که خریدار داشته باشد؟ اما بشنویید از اشرف ، که آنهم عالمی دارد ، چنان در اشرف جوسازی کرده بودند که اگرپرونده رژیم برود به شورای امنیت دوسه شب بیشتر طول نمیکشه و رژیم سرنگون میشه و آمریکا حمله میکنه، که همه داشتند برای رفتن به ایران لباس اطو میزدند ، اما پرونده رفت و خبری نشد و باز هم این استراتژیهای یکشبه و مقطعی به جایی نرسید و همه بقول خود سازمان وا رفتند ( بند واو) این هم از ابداعات سازمانه که برعکس همه، استراتژیهاش یکشبه است اما تاکتیکش دراز مدته. که همان تاکتیک کلک و جوسازی و تبلیغات است . اما حالا یه عده تو اشرف میگن خب چی شد پرونده رفت شورای امنیت اما اونجا خورد بن بست و خبری نشد مگه قرارنبود سرنگون بشه ما بریم پس ما تا کی قراره تو اشرف بمونیم ؟ پوسیدیم بابا ؛ یه عده هم میگن اااهه ! چی شد شما میگفتید که آخوندها مرتجع هستند و با پیشرفت مخالف و مغزها فرار کردند وسوزن هم نمیتونه بسازه، پس این سانتریفوژها چیه ؟ البته این هر دو عده این سئوالات را فقط توی دل خودشان و زیرپوستی میپرسند چون در اشرف سئوال کردن ممنوعه ؛  اما کار سازمان چنان تو این قضایای هسته ای بی ریخت شده بود که به عنوان پیروزی اعلام کرد که تو جشن چهارشنبه سوری جوانان ایرانی شعار میدادند "انرژی هسته ای  دویست تومن بسته ای"  حالا این شعار چه ربطی به سازمان و موفقیت اون و سرنگونی داره ما که نفهیمیدیم ،ولی این شعار منو به فکر دستکاری یه شعر برا هسته ای انداخت ، اینم  اون شعر هسته ای برای سازمانی که فکر میکرد با تبلیغاتش بار خود را بسته و تو این داستان یه کلاهی گیرش میاد و  به یه جایی میرسه بقیه چیزایی که نگفتم تو این شعرباید باشه .

ای که دیپلم و لیسانست هسته ای

بحث  داغ  کنفرا نست  هسته ای      

هر خبر درهر مکانت ،هسته ای

تخم لق بود در دهانت ، هسته ای                         

فکر کردی  بار خود را بسته ای؟

گشته ای پرفسور بمب اتم

بهرشیره سرفروبردی به خم

جای حمله، به تهران و به قم
گیر دادی تو به بمب هسته ای          

فکر کردی بار خود را بسته ای؟

سازمان و، هزار، درد  بیشمار

رهبرش مخفی و باقی درحصار

لیست و، پاس و، دادگاه و، زهرمار

فکر کردی حل شود با هسته ای؟

فکر کردی بار خود را بسته ای؟       

سه هزار تن دراشرف در غمند                  

دائما در بند و درگیر ، در همند

 بعضی ها هم، ازهمانجا میرمند

کردی یکچند هوا , فیل هسته ای

فکر کردی بار خود را بسته ای؟       

رهبرت شیر است ولی شیر علم

هسته ای اندیش، ولی با عقل کم                                   

تا به كي در زير بار جهل خم؟                            
اي همه تير و كمانت هسته‌اي

فکر کردی بار خود را بسته ای؟       

 ای همه شام و ناهارت  هسته ای

پیش جرج بوش افتخارت هسته ای   

ای شعارت ، سرنگونی یکشبه

چه شده که گشته کارت هسته ای؟

فکر کردی بار خود را بسته ای؟

 و اما جواب سازمان پرافتخار در یک بیت کم افتخار خلاصه میشود که :

صدقافله رفتند و به مقصود رسیدند      ما این خرک لنگ ز جویی نجهاندیم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

مجاهدین با دزدیدن عکس از خبرگزاری مهر و چاپ آن به اسم تجمع نیروهای مقاومت در پارک ملت یک آبروریزی دیگر برای خودشان درست کردند ؛ این لینک از نگاه نو را ببینید.

http://www.negaheno.net/akhbar/1385/Farvardin/40.htm

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

برای برگزاری مراسم یادبود قربانیان سرکوب درونی در فرقه مجاهدین تاکنون انجمن های زیر و اشخاص مختلف اعلام حمایت و پشتیبانی کرده اند .

شما هم با اعلام حمایت به این اقدام بزرگ انسانی بپیوندید.

بگذارید برای یاری کسانی که ناشناخته مانده اند و کسی تاکنون از آنها یادی نکرده است دستهایمان را بهم بفشاریم .

با فرستادن ایمیل یا گذاشتن نظر در این قسمت حمایت خودتان را از این اقدام اعلام کنید .

کسانی که تاکنون اعلام حمایت کرده اند :

 انجمن ایران باستان، آینده درخشان (فرانسه )

 

 ایران اینترلینک (بریتانیا)


ایران پیوند       (هلند)

 

ایران پارس      (کانادا)


نگاه نو            (نروژ)


شبکه خانواده    (سوئد)


ایران آینده        (آلمان)


کانون رهایی     (هلند)

 

 انجمن پوراندخت ( کانادا)

 

انجمن سپیده ( نروژ )

 

انجمن فلق ( آلمان )

 

دریچه نو ( سوئد )

 

 و سی وسه وبلاگ و شخص دیگر شامل

 

وبلاگ سلمان خان

 

وبلاگ منهج التحریص السیاسی

 

وبلاگ تحلیل های یک جوان بیست و دوساله

 

وبلاگ بدون شرح

 

وبلاگ بینش

 

وبلاگ آرمان سرخ

 

وبلاگ جک

 

وبلاگ شبکه اخبار عراق

 

وبلاگ رکن آباد

 

و اشخاص زیر

 

میلاد / سلمان / سعید / هاشم / مسیح/ آرش/ سمیرا و مجید/ زهرا/

 

اصغر/ سارا/ شهین / دنا / مهوش/ رسولی/امیر قلی / مسعود/ اصغر /

 

 راهی/هاشم محمد ابو فائق/ فاطمه/ سلامت / رکن آباد / علی / امیر /

 

ناهید/ شاهین

 

و منتظر اعلام حمایت شما هم هستیم ، برای حمایت از این اقدام بزرگ

 

به ما بپیوندید... این لیست همچنان در حال اضافه شدن است .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

شتر را گفتند : چرا گردنت كجه ؟ گفت : كجام راسته !؟

بهزاد علیشاهی

 

اگه دروغ باعث ترقی و بالارفتن کسی میشد الان سر سازمان مجاهدین به آسمان رسیده هفتم رسیده بود و ایران که سهله الان خاورمیانه و قسمتهایی ازآفریقا را هم تسخیر کرده بود وعکس برادر مسعود و خواهر مریم تو همه قبایل بومی به تنه های درخت بود و همه نشست غسل و عملیات جاری تو همه جنگلها هم داشت برگزار میشد اما حیف که برای مسعود و مریم فعلا اشرف شش در چهار کیلومتری مانده و چند نفری هم توش .  اما از آنجا که این جماعت مثل اون شتره که در بالا گفتم نمیشه بهشون بگی چرا گردنت کجه. وقتی هم به اسم نقد و بررسی به هم مطلب میبافند نمیشه گفت بابا دروغه ، خب لابد باید جواب بده که کجام راسته !؟ سایت فحشاگر به مدیریت بی نظیرخواهر فرشته یگانه برا مصارف داخلی تو اشرف هم که شده دروغ گویی و از قول دیگران چیزهای غیر واقع نقل کردن شده کارش و بهش مزه داده ، از محمد البرادعی گرفته تا ابی زید و تا این حقیر .

اخیرا هم مواردی از مصاحبه بنده با تلویزیون هما را نقل کرده که بیا و ببین !، معلوم میشه طرف حساب کرده که مصاحبه منو تو اشرف که کسی نمیبینه و نمیخونه اما این چیزایی رو که میگیم همه میبینن ،پس هرچه دلت میخواد بگو،

اومیگوید

"مزدورخودفروخته عليشاهي باز هم بند را آب داده و نقش مجاهدين رادر افشاگری اتمی تأييد مي كند و با بلاهت مي گويد:”اينها براي 75 ميليون دلاري كه فلان كشور وعده داده اين كار را مي كنند, در دوران نظام سابق عراق هم اين كار را مي كردند”. برخلاف انتظار خبرنگار مربوطه اين مزدور با درماندگي تائيد مي كند كه عامل اصلي همه اين مشكلات و بدبختي هاي رژيم در زمينه اتمي, مجاهدين هستند و بس.با توجه به وضعيت بحراني كه رژيم جنايتكار آخوندي در اين زمينه دارد و يك اجماع جهاني عليه آن شكل گرفته و بالاخره پرونده آن را به شوراي امنيت برده شد, بخوبي مي توان حدس زد كه تا كجا از عامل اصلي بوجود آورنده اين وضعيت, يعني مجاهدين كينه حيواني به دل دارد و بنابراين تمام تلاش و تقلاهاي آنان براي گريز از اين وضعيت قابل فهم است, هذيان گويي و پرت و پلا گفتن هاي آنان ديگر دست خودشان نيست, مجبور هستند كه مدام تناقض بگويند."

درحالی که من گفته ام( از متن مصاحبه با هما ) :

"عرض کنم خدمتتان خب این به اصطلاح ماراتن خیانت، این پیشی گرفتن این که امتیاز خیانت مال من باشد یا نه، این الان من خودم فکر می کنم به خاطر آن بودجه 75 میلیون دلاری کمک امریکا به اپوزیسیون است که اینها الان تشنه شدند و خودشان را می خواهند  نشان بدهند که آره این خیانت را اولین بار من کردم. از این که اگر سازمان مجاهدین بتواند این کار را بکند می کند، هیچ بحثی در این نیست. کما این که از کوچکترین اطلاعاتی که داشت، چه در دوران صدام حسین از اطلاعات شهرها، اطلاعات مناطق نظامی، حتی حضور مقدم برای نشان دادن این کارها را می کند، کرده و اگر بتواند خواهد کرد. کما این که در همین وین یکی از سخنرانانشان به اسم علیرضا آثار اصلاً مستقیماً گفت اگر امریکا به خاک ایران حمله بکند، من ازش پشتیبانی می کنم. از این که اینها می خواهند خب هیچ بحثی نیست.اما توانش را ندارند . مثلاً من خودم آنجا بودم یک ستادی دارد برای خبرگیری. تنها اخبارش از داخل ایران همین است. یک ستادی دارد که با تلفن به ایران وصل است. مثلاً می گویند یک جایی هست به اسم نطنز نمی دانم تأسیسات هسته ای است. شروع می کند شماره تلفن های نطنز را پیدا کردن. بعد به خانه های مختلف زنگ می زند، بعد در پوش و غالب به اصطلاح رسانه های معتبر مثلاً می گوید من از رادیو فردا زنگ می زنم، شما آنجا دیدید که یک کامیون نظامی به طرف نطنز می رود؟ چون اخباری به ما رسیده که اینجوری است! اینها می گویند نه ندیدیم یا می گویند آره دیدیم. خب این سؤال و جواب ها را از چندین و چند خانه و شبانه روز کلی هم آدمهای بیکار آنجا هستند انجام می دهند و به قولی می خواهند مثلاً یک تحلیل بکنند. این نمی شود. ولی خب بله امریکا یا اسرائیل اطلاعاتش را می دهد. چون اینها می دانید که در اولینش که دارند می گویند عکسهای ماهواره ای رو کردند، عکسهای ماهواره ای نشان دادن سازمان مجاهدین که الان هیچ سلاحی ندارد. چطور مثلاً ماهواره دارد که بتواند عکسهای ماهوارهای از تأسیسات مختلف بگیرد؟ کما این که بعداً که بازی خوردند و بعداً که دستها روتر شد و بعداً که به اصطلاح محمد البرادعی رفتند و دیدند و مشخص شد که چی به چی است، دیگر این اطلاعات به سازمان نرسید و الان سازمان وضعش به جایی رسیده که واقعاً مسخره است. مثلاً در آخرین افشاگری هایشان می گویند که ایران از تونل استفاده می کند، تونل ها سه نوعند، یک تونل عمودی است یک تونل افقی است یک تونل هم رویش خاک می ریزند. انگار که مثلاً بحث تونل شناسی دارد می کند. خب به هر کسی بگویی تونل چند نوع است، می گوید که این تونل این انواع مختلف است. بعد می گوید در این تونل ها کارهای مختلف می کنند. در بعضی تونل ها دارند تحقیقات می کنند، در بعضی تونل ها ذخیره کردند، در بعضی تونل ها دارند کار اتمی می کنند. یعنی کار به اینجا رسیده. از آن عکس و آن به اصطلاح شما می گویید کار رسیده به اینجا چون دیگر آن طرف حساب دیگر این را کار ندارد. دیگر دنبال این نیست که منابعش لو نرود. دیگر دنبال این نیست که مثلاً حالا بگوییم مجاهدین که نفهمند مثلاً جاسوس اسرائیل این کار را کرده. الان دیگر خیلی آشکار شده، خیلی از مطالب را خود حکومت ایران عنوان کرده، خیلی از مطالب را بازرس ها آمدند دیدند، یعنی دیگر بحث پوشیده ای نیست که این کار را بکند. ولی نهایت کاری که می کرد با تلفن زدن یک سری مثلاً اخباری جمع و جور می کرد که آن هم که من شاهدش هستم آن هم به جایی نرسید یعنی کاری نتوانست از پیش ببرد."

بازهم در این سایت آمده که :

"اما در قسمت ديگري از برنامه تلويزيوني فوق, به رسم و رسوم باقي مانده از خميني مدفون, همه تلاشهاي ديوانه وار آخوندها و لجن پراكني عليه مجاهدين, البته متوجه رهبري اين مقاومت است. باز هم حربه زنگ زده خميني يعني كيش شخصيت را بيان مي كنند. اين تلاش همواره طي 25 سال گذشته ادامه داشته و دارد. مزدوران اطلاعات آخوندها هر از گاهي در تلاش هستند واكنش مجاهدين را ببينند. به تجربه ساليان و در پس هر نوع تلاش از اين دست, يك اقدام رذيلانه تروريستي خوابيده است, اما مجاهدين هميشه با هوشياري, توطئه هاي كثيف آخوندها را نقش بر آب كرده اند. "

ای بابا یکی نیست بگه این یارو دیگه کشتن داره اونو خدا کشته کسی که تو سوراخ موشه همین بسشه. بعدش هم ما داریم تروریست را نفی میکنیم خودمون از دست تروریست شما فرارکردیم  حالا  این تروریست میگه ازما میترسه مثل اینه که ایدی امین مرحوم گفته باشه اینا که به من میگن آدم خوار یه توطئه برا ترور منه . اما من تو مصاحبه چی گفتم ، من گفتم :

"مسعود رجوی تا آخرین روزها در عراق مانده بود و این ماندنش در عراق نه دست خودش، بلکه به دستور صدام حسین بود. یعنی دستوری که صدام حسین داده بود کما این که شامل حال بقیه فرماندهانش می شد، یعنی هیچ فرمانده نظامی صدام حق نداشت عراق را ترک کند، صدام به عنوان یک دیکتاتور این را خواسته بود و نمی گذاشت. مسعود رجوی را هم نگذاشت که عراق را ترک کند. در حالی که مسعود رجوی در همه جنگ ها و همه مواقع خطیر عراق را ترک کرده بود و رفته بود. ولی بقیه در همان حول و حوش توانستند عراق را ترک کنند. مریم رجوی، بسیاری از فرماندهان بالاتر، مهدی ابریشمچی، مهوش سپهری، نسرین، اینها همه توانستند عراق را ترک کنند به جز مسعود رجوی که مسعود رجوی تنها راه را این دید، قرار بود که بعد از حمله امریکا نیروهای مجاهدین به خاک ایران حمله کنند و ایران را به تسخیر در بیاورند و آن بحث هایی که مسعود رجوی در نشست های آخر می گفت. حتی می گفت اگر امریکا جلوی ما را گرفت، ما که قرار است بعداً با امریکا بجنگیم، اول با امریکا می جنگیم، بعد حمله می کنیم به ایران و به ما دستور داده بود. ولی دستورها یک دفعه برگشت و گفتند به هیچ سرباز امریکایی شلیک نکنید. اگر سرباز امریکایی آمد شما سلاح هایتان را زمین بگذارید. مسئله مسئلۀ برادر است. یعنی مسعود رجوی اصطلاحی که آنجا استفاده می شد. ما از اینجا فهمیدیم که مسعود رجوی خودش را تسلیم نیروهای امریکایی کرده بود. یعنی در همان به اصطلاح بدو ورود امریکایی ها، تسلیم کرده بود و همانطور که من وقتی در کمپ امریکایی ها بودم، یکی از فرماندهان امریکایی می گفت، می گفت که خدمات زیادی هم به ما کردند و خیلی از پاسبان های صدام حسین، خیلی از ذخایر مهمات صدام حسین آدرس هایش را به ما دادند که ما توانستیم بمباران کنیم و توانستیم موشک کروز بزنیم. بلافاصله شروع کرد به پایبوسی امریکا. اصلاً نظرات برگشت. به ما گفتند هر چه سند ضدامریکایی هست از بین ببرید. از نشریات قدیمی، همه را شروع کردیم از بین بردن و بعد فهمیدیم که خب یک پایگاهی سابق داشت مجاهدین در نزدیک بغداد به اسم پارسیان که الان اسمش عوض شده و پایگاه، پایگاه مرکوری گفته می شود توسط نیروهای امریکایی. که تعدادی از به اصطلاح سرکردگان گروه های تروریستی مثل مسعود رجوی و چند نفری همراهش فکر کنم ده دوازده نفر می شود از محافظین و اشخاص همراهش یا گروههای تروریستی دیگری که فعال بودند، سرکردگانش آنجا تحت الحبس نیروهای امریکایی هستند و نیروهای امریکایی ازشان استفاده می کنند. مثلاً برای خلع سلاح خب خیلی ها این انگیزه اش را داشتند که سلاح را حفظ کنند. خیلی از کسانی که در اشرف بودند، می گفتند ما سلاح را نمی گذاریم زمین و مقایسه می کردند با ستارخان که این سلاح این طور است ما پرچم سفید را بالا نمی بریم که خود مسعود رجوی پیام داد و پیامش آمد که یعنی معلوم بود این پیام را امریکایی ها ازش خواستند و از آن قرارگاه مرکوری این پیام در آمد که سلاح هایتان را زمین بگذارید و خط و استراتژی ما با امریکا خط موازی است. ما با امریکا پیش می رویم. یعنی پا به پا، قدم به قدم، شانه به شانه امریکا موازی با امریکا پیش می رویم. می گفتند که سلاح هایمان را درست است که می دهیم، ولی ما با سلاح های امریکایی خواهیم رفت و ایران را خواهیم گرفت که بعد حالا در همان زندان ماند و از طرفی هم وضع به اصطلاح تشکیلاتی سازماندهی از طرفی که خود مسعود رجوی نبود، حاضر نبود، نشست هایش نبود، از طرفی حضور نیروهای امریکایی توی قرارگاه و کنار دستشان نبودن صدام باعث شکستن یک فضا شد. باعث شکستن فضایی شد که من و تعدادی دیگر، 500 نفر از آن سازمان توانستند فرار کنند"

بعد هم گفته که تلاش من برای بیرون آمدن مجاهدین از اشرف است نه خانم تلاش من برای نجات بقیه دوستانم از اونجاست وگرنه تا آنجا که به شما شکنجه گران برمیگردد من که دلم میخواهد آنقدر در اشرف بمانید که علف زیر پایتان سبز شود وخودتان هم بپوسی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 

پرسیده بودی که هشتم آوریل چه خبر است و چه روزی است ؟

و دوستم آقای "خدا بنده"  نوشت که :

میگن کوه به کوه نمیرسه آدم به آدم میرسه. رجوی فکر کرده بود این خون هایی که ربع قرن ریخت و خیانت ها و جنایت هایش همینطوری رفت و کسی هم به یادشون نخواهد بود ولی تاریخ فراموش نمی کند ماهم همینطور. هشتم آوریل روز قربانیان سرکوب درونی در فرقه رجوی.

و بعد هم میلاد گفت و چه خوب هم گفت:

واقعا دست شما درد نکنه که این کار بزرگ را میخواهید بکنید بزرگداشت کسانی که هیچ کس تا الان به فکر اونا نبوده برا کسی هم مهم نبوده مجاهدین میگه دشمن بودن خوب شد رژیم ایران میگه دشمن بودن خوب شد آمریکا براش مهم نیست حتی خانواده آنها هم نمیتونن براشون مراسم بگیرن آقا مسعود آفرین به عزم و همت شما و غیرت و ابتکار شما برای این کار بزرگ من دایی ام در مجاهدین است اما نمیدانم زنده است یا جز این کشته شدگان

مراسم یاد بود

 یاد بود قربانیان سرکوب داخلی در سازمان مجاهدین خلق

 یاد بود خاطره مردان و زنانی که برغم خواسته خود در سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود و مریم رجوی اسیر، ترور و یا وادار به خودکشی شده اند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل 

شعر زری رو دزدیدند

 

چندی قبل خانم زری اصفهانی جاروجنجالی راه انداخت که شعر ها و ترجمه های منو یک نفر در ایران دزدیده و اسمش هم سعید احمد زاده اردبیلی است و با خبرگزاری فارس هم مصاحبه کرده ، عکس این آقا را هم در سایت های زنجیره ای مجاهدینی چاپ کرده بود و خلاصه چنان چادر به کمر بسته بود و داد میزد که بیا و ببین بعد هم شروع کرد به ارسال نامه به سایت های فرهنگی و هنری و چاپ تو وبلاگ های ریز و درشت مجاهدی ، من البته به کل قضایا مشکوک بودم چون این خانم نه چندان پر مایه هستند که کسی هوس دزدی از آثار ایشان به ذهنش بزند و نه چندان کسی سایت هایی که ایشان در آن مینویسند را میخواند ، یاد آن شاعر افتادم که میگفت معانی اشعار مرا دیگران میدزدند که یکی گفت راست میگویی من هرچه شعرت را خواندم معنی نداشت حتما معانی اش را دیگران دزدیده اند ! .

البته این شک من با اینکه زری خانم گفتند که اشعار حمید نصیری و محمد مشیری هم توسط همین شخص دزدیده شده به یقین تبدیل شد که موشی زیر نیم کاسه است ( البته درستش باید کاسه ای زیر نیم کاسه باشد اما اینجا زیر نیم کاسه موش بود) چون لااقل مد تها با این دو شخص محترم بوده ام و میدانم که چیزی که بلد نیستند ترجمه و شعر است و ادبیات اگر مثلا میگفت که دستمال یزدی این دو دزدیده شده من باورم میشد چون در نشست ها دیده بودم که دستمال دستشان بود ، اما شعر و ادبیات نه اصلا ؛ خب لابد زری خانم بغیر از دمب شاهدی گیر نیاوردند.

 این کار البته از سنت های مجاهدی است که خودشان میبرند و خودشان میدوزند مثل رفراندم که بعد از پنج سال از طرح شدنش در ایران حالا که سلاح ندارند خانم رجوی میگوید ابتکار ماست و لابد پنج سال پیش آن را دزدیده اند   اما دلیل این  کار زری خانم چه میتواند باشد؟

1-    از مصاحبه آقای اردبیلی با خبرگزاری حسودیش شده که چرا با یک جوان مصاحبه میشود اما من اینهمه نوشتم کسی تره هم برایم خرد نکرد.

2-    میخواهد وانمود کند که نوشته های سایت های آنها در ایران خریدار دارد؟

3-     برای مطرح شدن است و تبلیغ سایت و وبلاگ های خودش؟

4-    نیش عقرب نه از ره غرض است       بلکه اینم خودش یک مرض است

اما هرچه هست این خانم چنان فحاشی کرده که حتی اگر مال باخته هم بود  نیاز به این همه فحاشی نبود ولی خودمانیم اگر دادگاهی باشد با دیدن این فحاشی ها حتما تایید میکند که این خانم کجا و ادبیات کجا؟ اینقدر آش شور شد که حتی هوادارش هم دادش در آمدکه خانم بس کن ! گفتند مجاهد اما نه اینقدر. بهتر است به این نوشته نگاهی بیندازیم اول ایشان نوشته اند که :

"یادداشتی خواندم از سرکار خانم دکتر زری اصفهانی، که سخت عصبانی بودند، از جانوری به نام سعید احمدزاده اردبیلی."

ملاحظه میکنید خودشان هم درمکتب مجاهدین آموزش دیده اند اما در مقابل زری خانم کم آورده و در آخر هم به او توصیه میکند که :

"و کلام آخر! از «شیرآهن کوه» مبارزی چون شما انتظار سعه ی صدر دارم.با پوزش از «زشت آوازی» و «ناخوش نوا»ییم."

ایشان به زری خانم میگه اگه دزدیده عیب نداره چرا ؟خودش میگوید:

"برای این که اگر خانم اصفهانی و آقای نصیری و بسیاری دیگر، از جمله خود من، همه ی دار و ندارمان را هزینه کنیم، قادر نیستیم، حتی یک خط مطلب در نشریات ایران درج کنیم."

که معلوم میشود ایشان هم نویسنده و ادیبی مثل زری خانم هستند که البته باید خودم از نحوه فحاشی میدانستم.

البته گفتم که این نامه زری خانم برای خیلی از سایت های ادبی ارسال شدکه شاید همه او را به اسم ادیب بشناسند اما بهتر است جواب یکی از این سایت ها را باهم بخوانیم :

 

"چند روز پیش نامه‌ای از خانم دکتر زری اصفهانی دریافت کردیم که به دلیل تقاضای انتشار فوری ایشان و به دلیل دفاع از حقوق‌شان به عنوان مترجم و نویسنده در مانیها منتشر شد. از سوی دیگر این متن در بسیاری از سایت‌های دیگر ادبی و حتی سیاسی منتشر شد.

متن درباره‌ی یک سرقت ادبی نوشته شده است و در آن ادعا شده است یکی از شاعران جوان ایرانی به انتشار ترجمه‌های سه مترجم به نام خود اقدام کرده است. اگر چه به باور ما حتی در صورت حقیقت داشتن این ادعا، متن مورد نظر لحن بسیار تند و بدی دارد، "

بعد هم جمشید پیمان از خواهر ایدئولوژیکش دفاع کرد واصلا گفت کار رژیم بوده من هم برای روشن شدن قضیه با زری خانم و آقای احمد زاده اردبیلی تماس گرفتم , زری خانم که اصلا جواب نداد ولی آقای اردبیلی ضمن تکذیب این قضیه و ارائه مدارکی جهت اثبات گفتند که بزودی خودشان جواب خواهند داد که من جواب را میگذارم به عهده خودشان اما نکته آخر اینکه  آقای جمشید پیمان خبر داده بودند که وبلاگ آقای اردبیلی تعطیل شده که با مراجعه متوجه شدم که اینهم ادامه همان دروغ هاست و وبلاگ جدیدا هم به روز شده است .

اما چند نکته جالب هم در آخر از نوشته های مدافعان زری خانم

1- جمشید پیمان تصریح میکندکه همه با مجاهدین هستند و ظاهر سازی سایت و وبلاگ های مستقل را نادیده میگیرد او میگوید "

"خیلی هم دلم میخواست قبول کنم که آقای احمد زاده اردبیلی کاملا تصادفی سراغ متن هائی برای ترجمه رفته است که قبلا توسط سه تن از یاران و هواداران سازمان مجاهدین خلق در سایت ها و نشریات این سازمان و یا پشتیبانان آن انتشار یافته است."

2- خیلی ها به زری خانم ایراد گرفتند که این چه ننه من غریبم بازیه که در آوردی چون همین جمشید خان میگه "

":در این میان عده ای با خواندن نامه ی دکتر زری اصفهانی منقلب شدند و با ناباوری وشگفتی یا او را مورد انتقاد( بعضا شدید) قرار دادند و یا آرزو کردند که این قضییه یا حقیقت نداشته باشد و یا سوئ تفاهمی بیش نباشد. عده ای هم در حمایت از جناب سعید احمد زاده تا آنجا پیش رفتند که مال باختگان را با انواع و اقسام تهمت ها و توهین ها نواختند و حتی به تفتیش عقاید پرداختند تا مساله را لوث کنند. "

3- مجاهدین تصریح کرده اند که مطالبی تند تر از مطالب آنها در نشریات ایران چاپ میشود همین آقای پیمان میگوید:

دو فقره نامه هم بود که هم ارزش خواند داشت و هم نکته های عجیب و غریب. یکی نامه ی نویسنده و روزنامه نگار گرامی آقای ستار لقائی بود . ایشان در نامه خود با حسن نیت و دلپاکی، این کش رفتن از کار های یاران مقاومت و مجاهدین را بسود مقاومت دانسته اندو از خانم زری اصفهانی خواسته اند که نه تنها ناراحت نباشند بلکه شادمان هم باشند که مطالب ممنوعه ایشان و دیگران ولو با اسمی دیگر در نشریات رژیم درج شود و مورد استفاده قرار گیرد.( نقل به مضمون) .من شخصا با این کار مخالفم. اگر کسی موضع گیری های سیاسی و مبارزاتی یک گروه اپوزیسیون را ولو بصورت شکسته بسته و غیر مستیقم بتواند بنام خودش در داخل کشور منتشر کند شاید بتواند منظور آقای ستار لقائی را برآورده کند. اما ترجمه یک متن ادبی و اجتماعی که شاید از آنها تند و تیز ترش را در داخل رژیم و حتی بوسیله خود رژیم منتشر میشودرراهی به مقصود آقای لقائی نمی برد."

4- یکی از نویسندگان و ادیبان مجاهد با چند فقره غلط املایی و انشایی نشان داد که چقدر آثارشان جان میدهد برای دزدیدن ایشان  خطاب به زری خانم گفته اند:

"حکومت دستار به سران به همان اندازه از نام شما و ما نفرت دارند و می ترسد، که جن از بسم الله...

شما و من هر دو می دانیم که منشقآت شما و شمایانی از این دست، هرچه باشد، اعم از ترجمه و یا نوشته، هر جمله اش، میخی است بر جنازه ی نیمه جانِ «حکومت آخوندی تبهکار». چراکه هدفمند هستید.

من و شما قادر نیسیم و حاضر هم نیسیم که این میخ را در ورق پاره ها و یا سایت های درون کشور، بر جنازه ی متفعن بکوبیم. پس اگر شخص یا اشخاصی یافت بشوند که میخ ما را بر جنازه ی حیوانات بکوبند، به نظر من باید از آن ها تشکر کرد.

شما از این طریق ارطزاق نمی کنید. آقای «دزدِ مطلب» هم از این طریق روزگار نمی گذراند.

اجازه بدهید آثار شما در داخل ایران منعکس بشود. به هر نامی.

... و اما من به همه ی مطلب دزدان اعلام می کنم، تمام نیروی خودم را به کار می گیرم و تا آن جا که در توان دارم می نویسم و در اختیارشان می گذارم، مشروت بر این که بدون کاستن و یا افزایش حتی یک کلمه بر آن، به نام خودشان و فقط در نشریات ایران منتشر کنند. شوخی هم نمی کنم. قسم می خورم که در آینده نیز به احدی نگویم فلان مطلب به قلم من است.

و به بچه های ایران اختیار می دهم هر یک از خزعبلات مرا خواستند، به نام خودشان، فقط در نشریات ایران و پیش از سقط شدن حکومت آخوندی به طور کامل، و بدون سانسور و یا ویراستاری، چاپ کنند."

اولا منشقات نیست ومنشآت است شاید منظور منشآت قاطی دار باشد که شده منشقات که در آن صورت هم باید میشد منشقاط.

دوما میخ را برجنازه نمیکوبند به تابوت میزنند

سوما ارتزاق ما اینجوری است شما نمیدانم چطوری با ط دسته دار ارتزاق میکنید.

چهارما شما که تاکید کرده اید که خزعبلات میگویید دیگر پس ادامه ندهم بهتر است .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

مجاهدین برای جمع کردن نفر در تظاهراتهایی که راه می اندازند ، از هر شیوه ای استفاد ه میکنند .پول دادن و حتی آوردن پناهندگان کشورهای دیگر. تهدید کردن و وعده و وعید دادن و خلاصه اینم از عکس زیر با تشکر از مهداد

                  

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

پیام نوروزی مسعود رجوی

بنام خودم و بنام خانمم و به نام بقیه خانم ها !

آهای بچه های اهواز و تهران و کرمانشاه و اصفهان و رشت که به شما گفتم وظیفه مبرم انقلابی شما همانا بردن خواهر مریم به تهران است ولو شده با چنگ و ناخن و دندان ، امروز از اینجا از قلب مرکوری شما را خطاب و مخاطب قرار میدم و حرف خودم رو پس میگیرم. پس میگیرم  پس گرفتنی؛ بردن خواهر مریم به تهران بدون من نمیتواند ونباید عملی شود ،من امسال و امروز نیز همانگونه که از سال 1357 به بعد هرساله اعلام کرده ام ، اعلام میکنم که رژیم حاکم برایران رفتنی است و امسال سال پایان و سال سرنگونی است،اما خدا کند سال سرنگونی ما نباشد، من یک روز هم به زندگی ام مانده باید که طعم قدرت را بچشم ، خب دلم میخواد چه کارکنم ، خواهرمریم گفته میتوان و باید البته غلط کرده که گفته، این اراجیف را خودم یادش دادم .این مریم از هرکی یه ذره یاد گرفته بعد هم همه جا خرجش میکنه ، از اون شوهر گوربه گورشده اولش اون مهدی ابریشمچی ذلیل شده زبان انگلیسی یاد گرفته البته چند کلمه چون اونم زیاد بلد نبوده بهش یاد بده از منم که شوهر بعدی اش بودم زبان زرگری یاد گرفت البته من زیاد بلد بود اما باز هم اون فقط چند کلمه یاد گرفت ، اما نمیدونم این زبان فرانسه را که تو عید امسال تو اور چند کلمه گفت از کی یاد گرفته ؟ اگه بفهمم ,پوستش رو میکنم، باید این شهردار اور یادش داده باشه !

البته سال گذشته سال بسیار موفقیت آمیزی برای من بود ، طی ملاقات مهمی با مقامات آمریکایی من توانستم امتیازات بزرگی به دست بیاورم ، وتوانستم از آنها یک نقشه و یک چوب اشاره بگیرم و الان مدام در حال تمرین هستم و از همه مسیرها تاکنون صدبار فرمان حمله به ایران داده ام و صد بار هم توانسته ام رژیم ایران را سرنگون کنم .من بارها گفته ام که کبوتر افعی نخواهد زایید و اگر کبوترافعی بزاید حتما باید فاکت آن را در نشست غسل هفتگی بخواند ؛ و همینطورکه بارها گفته ام ،بار دیگر تاکید میکنم که یگانه جایگزین ویگانه اپوزسیون و آلترناتبوفعلا بلا استفاده همانا ارتش آزادیبخش ایران و فرمانده کل قوای آن یعنی بنده میباشد .پس به ارتش آزادی بپیوندید ولااقل اگر نمیپیوندید و یا قبلا پیوسته اید از آن فرارنکنید.من به وضوح صدای گامهای ارتش آزادیبخش را میشنوم هرچند که دکتر میگوید اشکال به گوش من برمیگرددو صدایی نمیاید .روزپیروزی محتوم ما، نمیدانم کی است .سلام برمریم و آذرو پری وسلام به همه شورای رهبری .

اول فروردین هشتادو پنج 

فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران

رهبر عقیدتی سازمان مجاهدین

رهبر خاص الخاص

مسئول شورای ملی مقاومت

یگانه جایگزین و آلترناتیو

شوهررییس جمهورشورای ملی مقاومت

مسعود رجوی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 

پیام نوروزی رییس جمهور ثابت و غیر قابل تغییر خانم مریم رجوی

 

بنام خودم و بنام مسعود و بنام خلق قهرمان ایران، البته به شرطی که از ما حمایت کنند وگرنه که اونها هم مزدور هستنند.

من رییس جمهور محبوب ایران پیام نوروزی خود را به این ترتیب اعلام میدارم .

سال گذشته سال سراسر پیروزی برای مقاومت ایران بود چون اولا در سال گذشته دادگاه من برگزار نشد و این دادگاه در سال 1385 است.

 دوما پاسپورت من در سال گذشته تمام نشد و در سال 1385 تمام میشود،

 سوما در سال گذشته بلغاریها به اشرف نیامدند و در سال 1385 میایند،

 چهارما در سال گذشته ارتش آزادیبخش منحل نشد و در سال 1385 میشود،

پنجما در سال گذشته مراسم انتخاب مسئول اولی سازمان در اشرف برای اولین بار بدون حضور من برگزار شد، که این پیروزی بزرگی بود چون اگر با حضور من می بود معنی اش این بود که من بیچاره هم در اشرف گیر کرده بودم  و همین که من اونجا نیستم یک پیروزی برای مقاومت بشمار میرود.

 ششما در سال گذشته دشمنان ناخواسته باعث خوشحالی من شدند شاعر میگوید عدو شود سبب چی نمیدانم اگرچی باشد.....به هر حال... دشمنان اعلام کردند که مسعود در قرارگاه مرکوری زندانی است و این باعث شد که من از نگرانی دربیایم و بدانم که مسعود کجاست و بخصوص اینکه چون فهمیدم که با مجبوبه جمشیدی است توانستم با تهدید او جلوی یک انقلاب ایدئولوژیک زودرس دیگر را بگیرم که این امر باعث شورو شعف زیادی هم در اشرف شد چون اگر این انقلاب  رخ میداد ساکنان شهر اشرف باید فاکت میخواندند و دوباره به دردسر میافتادند.

 در سال گذشته همچنین من اشرف را بعنوان شهر اعلام کردم که الان درسراسر جهان به این اسم مشهور است و هرکس هم نگوید لااقل خودمان میگوییم همینجا فاش کنم که چون هر ساله باید سطح و مدار اشرف ارتقا پیدا کند،  اگر امسال هم اشرف از دست نرود در روز سی خرداد یعنی سالگرد ازدواجمون با مسعود ( توضیح دادم که دشمنان سوءاستفاده نکنند بک وقت بگویند ما سالگرد مبارزه مسلحانه را میخوایم بگیریم نه خیر این سالگرد ازدواج ماست ) بله در سالگرد ازدواجمون من اشرف را اینبار بعنوان"کشور بزرگ اشرف" معرفی کنم و هرکدام از قرارگاههای اونجا تبدیل یه یک شهر میشوند و هر کدام از شورای رهبری هم میشوند یک شهردار،اونوقت این صدیقه هم میشود وزیر کشور اشرف، همچنین از یپروزی های بزرگ سال گذشته پیروزی ما درزمینه هسته ای بود.البته نه اینکه ما به هسته ای برسیم نه خیر! رژیم ایران پیشرفت داشت که این باعث ترس جهان شد و ما هم دامن زدیم و خلاصه توانسیتم از آب گل آلود ماهی بگیریم اما چون آب خیلی گل آلود بود بعدا فهمیدیم که اونیکه گرفتیم ماهی نبوده و قورباغه بوده اما عیب نداره برا مقاومت قورباغه هم یک پیروزی سیاسی استراتزیک است . همبنجا با تبریک مجدد و با یک شعر از شاعر بزرگ میهنمان پیام خودم را تمام میکنم ، شاعر میفرماید گل اومد بهار اومد میرم به صحرا !آه ... و در جای دیگری اضافه میکند : یه امشب شب عشقه همین امشب و داریم یه امشب شب عیده همین امشب و داریم ...

مریم رجوی مهرتابان و رییس جمهور دائمی ایران همان میبریمش به تهران سابق

اوسورواز عید سال 1385

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل