تبليغاتX
حســــــــــــــن زبـــــــــــــــــــل
از ایمیل قبلی استفاده نکنید ایمیل من حسن زبل در جیمیل است hasanzebel@gmail.com

تلويزيون CNN براي بردن پرونده ایران به شوراي امنيت  و زمینه سازی حمله نظامی به ایران به يك راي گيري دست زده است, که در لینک زیر میتوانید آن را در سایتش ببینید مجاهدین هم در سایت هایشان تبلیغ کرده اند که هوادارانشان در این رای گیری شرکت کنند و گزینه yes را بزنند برای مشاهده  روي آدرس زير كليك كنيد. و سپس در قسمت راي گيري كه بنام QUICKVOTE است برويد. كه نوشته “ آيا سازمان انرژي اتمي درست است كه ايران را بخاطر برنامه هسته اش به شوراي امنيت ببرد؟“ بعد از دادن رای میتوانید با زدن دكمه VOTE  نتیجه رای گیری را تا الان ببینید .البته کسانی که تاکنون در این رای گیری شرکت کرده اند تاکنون مجاهدین و خائنینی از این دست بوده اند و مردم ایران رای خودشان را به طرق دیگری نشان داده اند ولی با این حال نتیجه رای گیری هم زیاد به نفع این مزدوران نیست. نگاه کنید http://edition.cnn.com/2006/WORLD/meast/02/04/iran.wrap/index.html

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

                                        

 

زنده باد فمنیست

پنج ماه پیش من یک مطلب نوشتم به اسم زنده باد فمنیست که درباره فمنیست شدن

مریم رجوی بود حالا بعد از این همه مدت یک زن مجاهد خلق مجبور به پاسخگویی شده(چه میشود کرد اینترنت اشرف یا همان اشرف نت کمی با تاخیر مطالب را منتشر میکند ) به متن این زن مجاهد خلق و متن اصلی بنده در زیر توجه کنید. 

ایشان که خودشان را  (آ شمسی ) معرفی کرده نوشته

بيچاره خيانتكاران ومزدوراني نظير بهزاد عليشاهي كه  نميدانند,)نگفته چی را نمیدانم (هر از گاهي وزارت اطلاعات رژيم آخوندي در مقابله با مجاهدين، ناگزير پرده ها را به كناري زده و خود در صحنه ظاهر ميگردند و در نتيجه مزدورانش به تمام و كمال افشا و به کارت مصرف شده اي تبديل ميشوند.خانم کارت را مصرف نمیکنند همان کارت سوخته را مینوشتیدبهتر بود( ­­ هر چند مذبوحانه تلاش ميكنند با لجن پراكني و گندگاوچاله دهانيِ آخوندي، صفوف پولادين مجاهدين و ارتش آزادي و زنان پيشتاز آن را مخدوش جلوه دهند. اما به نظر ميرسد كاسهء بچه كفتارهاي امام مدفون فرومايگان بسا بيشتر از اين چيزها خالي است ) اگر فهم جملات سخت بود هر فحش دیگری را میتوانید بجای آن در نظر بگیرید( چرا كه هرچه بيشتر دهان كثيفشان را باز ميكنند بيشتر روسياه ميشوند.)از اظهار لطف مجاهدی شما ممنونم و از خواننده عزیز میخواهم برای فهم گاوگند چاله دهانی و بقیه مطالبی که ایشان فرمودند مطلب بنده و ایشان را یک مقایسه ای بکنند تا بنده بیشتر روسیاه بشوم(

حقيقت اين است كه اينگونه افسار پاره كردن در ايجاد جنگ رواني وزارت اطلاعات آخوندي و مزدوران آن جز نشان وحشت بي منتهاي پاسدارِ تير خلاص زن (احمدي نژاد) و آخوند خامنه اي، از ريشه كن شدن تمامي رژيمشان بدست پر قدرت مجاهدين و ارتش آزاديبخش نيست ) منظور همین یک مقاله من است باور کنید نمیدانستم خانم که این مقاله اینقدر تاثیر دارد  البته این ارتش آزادیبخش مبارزه مسلحانه را نفی کرده و امضاهم داده( و از اين روست كه ارتجاع ضد بشري و مزدوران  آن  در داخل و خارج  كشور  همدم و همنوا با يكديگر عليه اين مقاومت و مجاهدين خلق اراجيفي به هم مي بافند. )من که تکی خودم اونو نوشته بودم (

قابل درك است كه چرا رژيم پليد آخوندي و پادوهاي سياسي اش دشمن خود را در چهره مقاومت مردم ايران ميبينند. رژيمي كه زنان نخستين قربانيان ستم آن هستند و زن را در درون خود) درون چی خانم؟ )  محبوس و زنده به گور ميكند و او را به خودكشي و خود سوزي ميكشاند. ولي پيام خواهر مريم اين هست كه زن ”ميتواند و بايد”( که به حرف تشکیلات گوش بدهد و در اشرف بماند لابد به شما هم گفته اند که میتوانید و باید جواب این مطلب مرا بدهید حالا زمان مهم نیست  بعد از پنج ماه بالاخره باید ! ) آري من يكي از همين زنان هستم.(خوشبختم من هم یکی از آن مردان بودم که بعد فهمیدم و آگاه شدم که آنجا چه خبر است)

حضور زنان در بالاترين سطوح تصميم گيرنده مقاومت ايران بهترين شاخص و معيار دموكراتيسم دروني اين مقاومت ميباشد. (عجب چه تعریفی از دمکراسی به شما داده اند .خانم مهم نیست که چه کسی تصمیم میگیرد این خود تصمیم  است که  دمکراسی را مشخص میکند )هر كس اندكي دست در مبارزه يا حتي مسائل اجتماعي و سياسي داشته باشد, ميداندكه چنين امري جز در يك مناسبات عميقا دموكراتيك كه شرايط بروز استعدادها را فراهم نمايد، امكان پذير نميباشد. (ببخشید من آنجا بودم و هم بروز استعدادها را دیدم و هم قسمت زنان که کاملا جداسازی شده و دمکراسی زیاد هم دلم را زد که مجبور به فرار شدم )

 اراجيف عوامفريبانه  اي كه هر روز توسط سايتهاي وزارت بدنامه اطلاعات عليه مجاهدين و بالاخص زنان مجاهدي منتشر ميشود, از جمله مقاله مشمئز كننده اي با نامِ زنده باد فمنيست كه چندي پيش توسط يكي از مجيزگويان همين رزيم منتشر شده است, (اولا که چندی نبودو پنج ماه بود دوما تو که اولا اسم منو گفتی اینجا هم میگفتی که من نوشتم )  چيزي نيست جز تلاش مذبوحانه خائنين به انقلاب و مردم ايران و مخدوش كردن سپر مقاومت ( سپر چطوری مخدوش میشود نمیدانم) مقابل همه شدائد و فشارها. (یادت رفت خیلی دمکراتیک حکم اعدام منو بدی خانم حتما چون یک زن این حکم را میداد خیلی هم حکم دمکراتیکی از آب در میامد )

به رغم همه تشبثات و توطئه ها ي رژيم آخوندي  و قلم به مزدان مزدور وزارت قتل و كشتار اطلاعات كه در منتهاي بلاهت، ياوه هايي را براي در هم شكستن تشكيلات مجاهدين سرهم بندي ميكنند، ( نمونه ادبیات انقلابی و غیر انحصار طلب مجاهدین) و از توسل به هيچ دروغ و صحنه سازي و دجالگري دريغ ندارند، امروز بعد از قريب به 3سال مقاومت سرفرازانه و ايستادگي و پايداري بر اصول دموكراتيك و استقلال طلبانه، و وفاداري به فلسفه وجودي اشرف يعني سر نگوني رژيم ضد بشري آخوندي حضور فعالانه همين زنان در رأس ارتش  آزاديبخش, پيام حقانيت و ماندگاري اين مقاومت است. ( البته از این سه سال که گفتی بیش از دوسالش را من در خدمتتان بودم)

شكي  نيست كه مزدوراني مانند بهزاد عليشاهي فرومايه، كه دست در دست رژيم دارند با عَلَم كردن يكسري اراجيف آخوندي، ميخواهند تا به خيال خامِ خود پوشي براي بريدگي شان دست و پا كنند و هيزم بيارِ تنورِ تبليغاتيِ رژيم، عليه مقاومت عادلانه سراسري مردم ايران هستند. (اینجا دیگه باید حکم اعدام دمکراتیک را میدادی )

 اين مزدوران ابلهانه تلاش دارند چهره زن ستيز رژيم را در صحنه داخلي و بين المللي، البته با لجن پراكني و تهمت و دروغ نسبت به ارتش آزادي پنهان نمايند. هرچند كه اين رژيمِ بنيادگراي زن ستيز، بسيار رسواتر از آن است كه اين نوچه هاي تازه به دوران رسيده وزارت اطلاعات بتوانند كمكي براي ماندگاري اش انجام دهند.( پس دیگه این جیغ و دادها چیه ؟)

 بنابر اين، به اين مزدور خيانتكار ميگويم: (بفرما بگوشم خانم ) بيهوده ميكوشي كه با مزدوري آشكار براي دژخيمان و نشخوار اراجيف وزارت كشتار اطلاعات در قالب نامه و جزوه و خزعبلات مسخره سياسي! و خطي! مشمئزكننده كه آش درهم جوشِ آن، تهوع آور است، كمكي به اين رژيم وامانده بكني.( صد بار گفتی خانم مگه مقاله ات چند صفحه باید باشد که هی تکرار میکنی ؟)

اين مزدورِ خائنِ پليد و دلقك منش،( با مراجعه به لغت نامه توصیفات جدید هم میتوانستی پیدا کنی که تکراری نشود مریم گفته میتوان و باید)  دقيقا از موضع دژخيمان وزارت اطلاعات آخوندي ارا جيفي را به مجاهدين نسبت ميدهد، تا با منتهاي دنائت و حرامزادگي سياسي و ايدئولوژيك، رژيم ولايت فقيه را دربرده و از بار جنايت آن بكاهد و هر آنچه را كه لايق رژيم ولي فقيهش است را با فرافكني آخوندمأبانه، بر روي مقاومت سراپا افتخار ايران بياندازد.(تکبیر!!)

اين خائن، حالا دم از آزادي زن و غيره ميزند! ( من که دم از آزادی زن نزدم اما اون غیره را یک مقدار توضیح دهید چون نفهمیدم زن و غیره یعنی چه ؟.) براستي كه طنز تلخ تاريخ است. اين همان انديشه متحجر شما و آخوندهاي دين فروشي است كه، در تفكرِ نظام پليد آخوندي زنان را موجودي شوم و شيطاني میدانید و معتقدید که زن نباید از خانه خارج شود  چون حضورش در جامعه باعث گناه ميشود (برعکس خانم من معتقدم که زن از خانه و حتی از اشرف باید خارج شود و پشت سیم خاردار نماند و حضورش در جامعه باعث پیشرفت جامعه است خواهر مریم شما نظرش چیست ؟) و زنان را فاقد توان فكري و تصميم گيري و انتخاب ميدانند و اصلي ترين خصيصه انساني را در زنان نفي ميكنند(.من نفی نکردم اما اون خصیصه اصلی چیه خانم ؟)

  اما واقعيت اين است كه درد اصلي اين فرومايه و امثالهم درخشش و پايداري اشرف و زنان پيشتاز آن است كه بيش از دو دهه خواب راحت را از آنها ربوده اند.  (اگر منظور منم که من دو دهه را با شما بودم و در اشرف )

فقط به نامبرده يادآور شوم تا به اربابانش در وزارت قتل و جنايت اطلاعات آخوندي نيز برساند كه بويي را كه شنيده اند  و بوي كباب شدن مجاهدين پنداشته اند! بوي داغ كردن حمار دجاليت است و بس. ( لا اقل خانم یک بلانسبتی میگفتید بنظرم مقایسه مجاهدین و حمار دجالیت از طرف شما ناخواسته بوده و منظوری نداشتید) و به گواهي انبوه تجارب 26سال گذشته باور كنيد كه آرزوي كباب شدن مجاهدين را بي ترديد به گور خواهيد برد. (من به همان بوی داغ کردن الاغ هم راضی هستم)

اين اراجيفِ مزدوران، زوزه هاي سرنگوني رژيم آخوندي است كه با دهان وقلم و عمل خائنين مي كشد.(عجب قلم هم زوزه میکشد ).

این هم متن مقاله  بنده که باعث رنجش خانم شده

 

زنده باد فمنیست

من که درست و حسابی نمیدام این فمینیست چی هست اما میدانم خواهر مریم ما فمینیست است تازه فمینیست صاحب سبک و اصول نه فمینیست الکی که  پیرو یک فمینیست دیگر باشه نه خودش سبک داره همه دنیا هم باید بیایند پیرو سبک او بشوند  تا حالا هم ما در سازمان خیلی نان زنان را خوردیم نه اینکه اونها نان پخته باشند و ما خورده باشیم نه غذا پختن و نان پختن و اینطور کارها رااینجامردها انجام میدهند همینطور بقیه کارها مثل فرماندهی و کنترل و غیره گرچه زنان لباس فرماندهی میپوشند اما کارشان بیشتر تبلیغاتی است , اگر شکل و شمایل داشته باشند در سیمای آزادی و اگر نه فرمانده نظامی هستند  که بتوان تبلیغشان کرد برای همین گفتم که ما خیلی نان زنان را در سازمان خورده ایم از نظر تبلیغاتی عرض کردم , تازه ما تبعیض مثبت هم  داریم  که هیچ کجای دنیا هیچکی ندارد, تبیض مثبت یعنی همه چیز اول به نفع زنها ست برای همین ما  مثل رژیم ایران زن ستیز نیستیم مگر اینکه زنی  با ما نباشند یا علیه ما حرف بزند که با او بستیزیم و گر نه ما کجا و زن ستیزی اگر زن خودش همه اصول ما را قبول کند به نفع ما حرف بزند و د رارتش آزادیبخش باشد چرا باید زن ستیزی کنیم یک نمونه هم از  زن ستیزی اینطوری علیه ما نمیتوانید پیدا کنید   , حالایه چندنفری هم باما بودند وخودکشی کردند یا فرارکردند ویا با تصادف! کشته شدند اون بحثش جداست , بالاخره هر چه بوده تصادف بوده  سنگسار که نکردیم , این از خاصیت ها ی فمینیست است. اما خود فمینیست چیست ؟  چون سازمان ما تنها سازمان و ارتش مختلط  در دنیاست خواستم از خود زنان بپرسم که فمینیست یعنی چه ؟ که البته  نشد چون زنان اینجا در اشرف  در یک محوطه بسته و محصور با سیم خاردار بصورت  جداگانه  نگه داری میشوند و امکان صحبت با آنها نیست فقط وقتی کاری با آنها دارند آنها را بیرون می آورند . اما خودم حدس میزنم که این فمینیست یعنی این که هرچه رژیم ایران دارد ما از همان زنش را داشته باشیم مثلا بجای احمدی نژاد رییس جمهور زن داشته باشیم , بجای مجلس خبرگان که همه مردند ما شورای رهبری داشته باشیم , بجای مجمع تشخیص مصلحت ,شورای ملی مقاومت داشته باشیم که فقط چند نفر اونم درظاهر مرد تو اون هستند فرمانده کل قوامان زن باشد بجای الله کرم خواهر نسرین را داشته باشیم بجای شاهرودی که عراقی است ما هم معصومه احتشام را داریم و خواهر عاطقه را که آنها هم عراقی هستند داشته باشیم  بجای یونسی و اژه ای خواهر مهناز بزازی را داریم و بجای آقای اردبیلی خواهر مهناز شهنازی را داریم اما فمینیست اینجوری نیست که هر چه رژیم دارد ما هم عین همان اما زنش را داشته باشیم مثلا رژیم شیرین عبادی دارد ما که نمیتوانیم شیرین عبادی داشته باشیم نه زنش و نه مردش یا اینکه ممکن است ما سعیدامامی اما زنش را داشته باشیم اما آن یکی سعید را اصلا برای جنبش فمینیستی ما قابل قبول نیست . پس این فمینیست به همین سادگی ها هم نیست قانون دارد . مثلا خودخواهر در نشست 17 ژوئن سال قبل در جواب سئوالی که یک زن فمنیست پرسید که همجنس بازی از نظر اسلام چگونه است ؟ گفت که از نظر اسلام هیچ منعی در این باره نیست درکتابهای مذهبی هم دراینباره هیج چیزی نیامده ,که ازاین نتیجه میگیریم که فمینیست ما یک فمینیست مذهبی است که حلال و حرام خودش و قانون خاص خودش را دارد اصلا بهتره خواهر مریم برای اینکه این فمینیست اوبا بقیه فمینیست ها اشتباه نشود یک اسم باحال دیگر برای فمینیست خودش بگذارد مثلا فزرتیسم  یا مریمیست یا یه اسم مناسب دیگه         

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 

آقا جمال(آ.ج)! قاچ زین را بچسب اسب سواری پیشکشت ؟

مسعودجابانی

 

در سایت همبستگی، تولیدی! روز سه شنبه 18 بهمن مقاله ای از آقا جمال با نام" در انتهای شب" سرهمبندی شده است که در آن باز هم از تاکتیک فرار به جلو استفاده گردیده است و سعی شده است که به جای پاسخ به دعوت پرسش و پاسخ رودر روی کانون رهائی، به جیغ و دادهای قمرخانمی بپردازند و ردگم کنند .
بیشتر اظهارات ایشان مربوط میشد به سوراخ موش رفتن! اعضای جداشده پس از پیروزی های! مجاهدین و تغییر نام سایت آنتی ترور بخاطر به ته خط رسیدن طرح های آخوندی و...
برای آشنائی بیشتر با آقاجمال به مطالب نوشته شده آقای بهزاد علیشاهی به سایت زیر مراجعه نمائید .

www.hasanzebel.blogfa.com


از آقاجمال میپرسیم که :
1- شما که هنوز جرات نوشتن کامل نامتان را ندارید چگونه از سوراخ موش سخن میرانید؟
2- جلسات آموزشی ما برای عموم مردم در مورد روشهای جذب نیرو توسط فرقه های تروریسم و.. در مراکز آموزشی و کتابخانه های مرکزی شهر ها و بنا به دعوت خود انان صورت میگیرد و شباهتی هم به سوراخ موش ندارد . فکر نمیکنید که سوراخ موش، محلی است که رهبرعقیدتیان در آن آب خنک میخورد؟
3- اگربجای شما بودم بجای تکرار شعارها و توجیه واماندگیهای سیاسی و اجتماعی سازمان در سوراخ موشهای خصوصی،کمی هم شعور و آگاهی مردم را باور میکردم و اینقدر نرم های" تولیدی فرقه"را که اساسا در جامعه کاربردی بغیر از ایجاد تنفرو خشونت ندارند به خورد مردم آخوندزده نمیدادم و سنگ قیم بودن آنان را به سینه نمی زدم .
4- در کدام سوراخ موش، بر استراتژی انقلابی ! سازمان، مبنی بر سرنگونی رژیم از طریق مبارزه مسلحانه ، خط بطلان کشیدید و تفنگ مقدس ! را به دیوار کاخ سفید آویزان کرده و طرح پوشیدن دامن و قر وغمزه برای بدست آوردن دل جنایتکاران آمریکائی برای حمله به ایران را ریختید ؟
5- آقا جمال! زیادی روی فریادهای جنگ طلبانه افراطیون حاکم در ایران و حمله آمریکا حساب باز نکنید ونان آن را نخورید .اگر حمله ای هم صورت بگیرد سهم شما از تجاوز به ایران بیشتر از دربانی زندانها و اعدام و سرکوب مردم چیز بیشتری نخواهد بود . اگر با دقت به وضعیت ایران و افغانستان نگاه کنی و بخواهی بفهمی ، می فهمی!
6- اقا جمال ما با مردم جشن میگیریم با مردم اشک میریزیم و خودمان را تافته جدابافته نمیدانیم . شما چرا از برخورد و بحث و گفتگو با مردم وحشت دارید ؟مگر میشود کار فرهنگی و اجتماعی را در سوراخ موش ! انجام داد ؟
* کانون پیام رهائی ، به کمک مراکز آموزشی و فرهنگی ریشه ها ی اسارت ذهنی فرقه ها را در شهرهای مختلف به نقد و بررسی میگذارد .شما هم میتوانید در این بحث شرکت کرده وبا ما سهیم باشید .
آقا جمال کار فرهنگی اینقدر هم وحشتناک! نیست . نترسید حتی اگر از سوراخ موشهایتان هم سرک بکشید چیزی یاد میگیرید .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

اگه خواستید به ترانه تصور کن سیاوش قمیشی با یه تصویرگذاری خوب نگاه کنید روی لینک

 زیر کلیک کنید

ترانه تصور کن از سیاوش قمیشی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 

 

آقا جمال خواب دیدی خیر باشه !

بهزاد علیشاهی

در اولین دوره نشست های به اصطلاح انقلاب که مسعود و مریم راه انداختند؛ بحث از این شد که همه برادرهای مجاهد (مردها) زن هایشان راطلاق بدهند و بپذیرندکه مادام العمر وتا ابد الدهر فکر زن و زندگی  نباشند؛ ولی برای خواهر ها تکلیف این نبود , برای زنان مجاهد تکلیف این بود که بپذیرند که حتی زن  "آقا جمال" هم  بشوند و این آقا جمال طبق توصیفات مسعود رجوی مردی بود کوتاه قد؛ کریه المنظر و زشت رو وابله که بینی قرمزش همیشه زخم چرکی داشت و از قضا اندکی هم قوه و توان مردانگی در او مانده بود وبسیار هم بد صدا بود.

 به این ترتیب فلسفه این انقلاب این بود که به مردانی نیاز هست که به زن فکرنکنند  ونیز به  زنانی که حاضر باشند زن هرکس منجمله آقا جمال هم بشوند؛ یا خلاصه تر مردانی اخته و زنانی......  . که البته بحث من اصلا در باره انقلاب نیست اما من تا چند وقت پیش فکر میکردم این آقا جمال یک موجود خیالی است و برای بحث انقلاب و به اصطلاح نجات سازمان در آن شرایط توسط مسعود رجوی  خلق شده اما جدیدا متوجه شدم که نه این آقا بطور واقعی وجود دارد و از انقلاب و مواضع سازمان سرسختانه دفاع میکند ایشان درست به همان شکل و شمایلی هستند که مسعود رجوی توصیف کرده بود و هم اکنون در سایت های مافیایی و زنجیره ای مجاهدین و روزنامه مجاهد با اسم مستعار " آ ج " مطلب مینویسند  که همان" آقا جمال" دوران انقلاب باشند . اما این آقا جمال این دومین مطلبی است که درباره به سوراخ موش رفتن و دنبال کار فرهنگی رفتن جدا شده ها مینویسد . بار اول نوشت که با زمزمه حمله  آمریکا به ایران چون این جدا شده دیدند بعدش نوبت به آنها میرسد, ( لابد قرار است آمریکا طبق درخواست مجاهدین با موشک کروز خانه تک تک جداشده ها را بزند , چون خود مجاهدین خلع سلاح شده اند و هیچ سلاحی علی الخصوص کروز ندارند ) سپس ایشان استدلال کرد که به همین دلیل یعنی ترس ازحمله آمریکا جدا شده ها یک به یک دارند به سوراخ موش میروند.

 این بارهم به بهانه تغییر نام سایت آنتی ترور آقا جمال نوشته است که آقای مسعود جابانی و بقیه جداشده ها به سوراخ موش رفته و کار فرهنگی شروع کرده اند و بابت این خام خیالی خودش بسیار هم شادمانی کرده  . البته این نوشته ها و تحلیل ایشان در رابطه با جدا شده ها هفت دلیل میتواند داشته باشد که به شرح زیر است :

1 – آرزوی شخصی :    ایشان دلشان میخواهد پنبه دانه بخورند و برای این لازم است سایه افشاگری  جدا شده ها را بالای سر سازمانش نبیند

2 – روحیه دادن به هواداران   :         به هواداران روحیه بدهد که بله تمام شد سازمان از این خطر جست و جدا شده ها دست از افشای اعمال آنها برداشته اند و الی آخر

3- تحلیل های بی پایه رجوی گونه:        در ادامه تحلیل هایی مثل امسال سرنگون میکنیم و صدام پیروز میشود و از لیست بیرون میاییم تحلیل کرده که جدا شده ها هم رفتند دنبال زندگی خودشان و دست از سر ما برداشته اند

4- در خواست از جدا شده ها :                 با زبان بی زبانی دارد میگوید که این هم یک راه است چرا نمیروید دنبال زندگی خودتان و خودتان را درگیر کرده اید اینهمه شما را تهدید کردیم برایتان خطرناک است

5- گزارش به سلسله مراتب آقاجمالی :            به فرمانده گزارش دادن که با مقاله ها و کارهایی که کرده ام و کرده ایم بالاخره این پیروزی را توانستیم کسب کنیم که جدا شده ها را پس زده و از سر خود باز کنیم .

6-ترانه خواندن تو کوچه تاریک :                به خودش دلداری بدهد که نه خبری نیست خیالت راحت باشد کسی کار باهات ندارد جدا شده ها که رفتند دنبال کارشان ازلیست هم که بیرون میایم آمریکا هم که به ایران حمله میکنه ما هم سال دیگه میریم ایران

7-حماقت و کودکی :             کودکانه با خود اینطور بگوید که جدا شده ها ؟ اونا که رفتند دنبال کارشان تمام شد  آخیش!

برای اینکه به آقا جمال توضیحات کافی را بدهم که بداند این دلایل هفت گانه بالا هیچکدام درست نیست خدمت این شخص "انقلابی " با همان توصیفات مجبورم که به زبان ساده چند کلمه بگویم .

آقای عزیز!جدا شده ها  هیج جا نرفتند وهمینجا هستند  .  اگر آقای مسعود جابانی اسم سایتش را عوض میکند  این برای این است که بیشتر و بهتر و با امکانات بیشتروتوان بالاتر یقه شما را در این گوشه جهان بگیرد و دست شما را رو کند . تو باید بعدا حسرت این را بخوری و با خودت بگویی که ایکاش آقای جابانی اسم سایتش را عوض نکرده بود , واینکه میگویید که جدا شده ها دارند یکی یکی میروند دنبال کار فرهنگی این برای شما و سازمان شما اصلا خبر خوبی نیست ازاول هم قرارنبود که جدا شده با همان سلاح خودتان با شما وسازمانتان درگیر شوند, مثلا آنها هم شما را تهدید کنند ؛ آنها هم مثل شما فحاشی و تهمت و دروغ و دغل و ریاکاری را پیشه بگیرند ؛ نه ! اگر با این چیزها میشد به جایی رسید که شما رسیده بودید . از قضا تنها سلاح جدا شده ها که باعث وحشت شما هم شده همین کار فرهنگی است .

راستی اگر به قول شما این جدا شده ها یکی یکی دارند میروند دنبال کار فرهنگی پس :

دیگردردتان چیست که اینهمه تلاش میکنید که سایت ویا وبلاگی را ببندید ؟

دیگر دردتان چیست که اینهمه تهدید میکنید ؟

 دیگر دردتان چیست که صوفی سعیدی جیغ میکشد  که نمیگذاریم اینها پایشان را در آمریکا بگذارند ؟ دیگر دردتان چیست ؟ ها که اینهمه از شورایی و رزمنده را به میدان میاورید که فحاشی کنند ؟

دیگر دردتان چیست که یک سازمان اطلاعاتی علیه جداشده ها راه انداخته اید ؟

 دیگر دردتان چیست که اینهمه سایت و وبلاگ علیه آنها بسیج کرده اید ؟

اینها که یا دنبال سوراخ موش هستند یا دنبال کار فرهنگی پس چه چیزی است که شما را اینطوری میسوزاند ؟

نه آقا جمال کسی که با سازمان بوده و از نزدیک مناسبات و تحلیل و عملکرد سازمان را دیده و شناخته  به این سادگی ها دست بردار نیست . ما همچنان در خدمت شما هستیم !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

این طرفه نیز بشنویید

بهزاد علیشاهی

من بدون هیچ کم و زیاد میخواهم واقعه ای را برایتان نقل کنم نتیجه گیری با خودتان !

کسانی در ایران هستند که یکی از اعضا خانواده شان درعراق و در کمپ اشرف و چنانکه میدانید در گروگان سازمان مجاهدین هستند . این خانواده ها بعد از سقوط صدام و باز شدن فضا درعراق به دنبال این هستند که ردی و خبری و اثری از جگرگوشه گانشان پیدا کنند . لااقل بدانند که زنده هستند یا نه , برای همین این خانواده ها به هر دری میزنند , از تماس با سایت های مجاهدین و یا انجمن نجات و یا بازگشته ها گرفته تا مجامع بین المللی و سفر پرمخاطره به عراق

 من از بدو فرارم از سازمان با صحنه های زیادی مواجه شده ام که این خانواده ها عکس به دست میپرسند این فلان کس من است تو او را میشناسی ؟ زنده است ؟ این صحنه های درد آور برای من همیشه با یک احساس مسئولیت همراه بوده و هست .چون هم اکنون نیز یکی از این درها که خانواده ها میزنند ایمیل و وبلاگ من است.

 واما این اتفاق هم مربوط به یکی از این خانواده ها ست :

دختر بیست ساله ای به دنبال دایی خودش میگشت که درست بیست سال او را ندیده بود و هرچه از او میدانست از مادرش شنیده بود که یک هفته بعد از تولد او دایی اش به عراق رفته بود . به من ایمیل زد من به اسم دایی اش را  نشناختم ,برایم عکس فرستاد عکس مربوط به بیست سال پیش بود باز هم نشناختم , به من گفت که با مجاهدین تماس گرفته ام و گفته اند او زنده است و قرار است برایم عکس بفرستند . بعد عکس جدید او را که از اشرف رسیده بود دیدم و شناختم با عکس جوانی اش قابل مقایسه نبود . و یک نامه همراه عکس که به این دختر جوان پیشنهاد داده بود که برای دیدن دایی خودش به عراق و به کمپ اشرف برود و توصیفی از اشرف که اینجا بهشت است بیا و اگر خواستی بمان اگر هم نخواستی بعد از یکی دو هفته برگرد . به او توضیح دادم که من از این بهشت گریخته ام و گفتم که دونفر که با همین شیوه به عراق رفته بودند و بعد از یکهفته مجاهدین را شناختند و گفتند ما نمی مانیم و میرویم ,مدارک آنها را گرفتند وآنها را دربیرون قرارگاه ول کردند آنها هنوز در کمپ آمریکایی ها هستند و در حال اثبات هویت خودشان , این دختر جوان گفت که دایی ام به من گفته این دایی که بد مرا نمیخواهد . گفتم مطمئنا عکس مربوط به دایی ات بود اما نامه را من شک دارم و بالاخره این دختر فکری کرد که خیلی جالب بود ؛ گفت من با همان سازمان تماس میگیرم و اول میپرسم که آیا اگر من به اشرف بیایم آنجا امکان استفاده از اینترنت را دارم؟ قطعا چون میخواهند که من بروم میگویم بله  بعد به آنها میگویم که خب اگر اینترنت هست میخواهم با دایی ام چت کنم , بعد با این شیوه با دایی ام چت میکنم و مستقیم از خودش میپرسم شاید هم با وب کم دایی ام را دیدم  , گفتم نخواهند گذاشت که تو چت کنی ولی برای شناختت از مجاهدین شیوه خوبی است .

بار اول پرسید که آیا اینترنت در اشرف هست ؟ جواب دادند که بله ما در سالن و آسایشگاهها و اتاق های کار اینترنت داریم و همه به اینترنت دسترسی دارند . بار بعد درخواست کرد که پس اگر اینترنت هست آدرس مرا به دایی ام بدهید که با هم چت کنیم ؛ جواب دادند که البته ما امکان چت نداریم برنامه اش را نداریم که ایشان جواب دادند نصب یاهو مسینجر از سایت یاهو مجانی است و یکی دو دقیقه هم بیشتر طول نمیکشد .که اینبار برآشفته از طرف سازما ن مجاهدین ایمیلی به ایشان رسید که پر بود از فحاشی و تهمت که این حرفها را وزارت اطلاعات به تو یاد داد ه و ما و هیچکدام از ساکنان اشرف ننگ چت با وزارت اطلاعات را نمیپذیریم و .............

 هنوز سازمان در صدد جذب نیرو با این شیوه هاست و خانواده ها منتظر نجات عزایزانشان از اشرف.....

 

 

                         

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

طوبی سلام !

بهزاد علیشاهی

 

طوبی سلام ! من کاری به این ندارم که در سایت" فحش و تهمت " چه نوشته ای اما از آنجا که تو هم یکی از گرفتاران زندان و بند مجاهدین در سال هفتاد و سه بودی میخواهم چیزهایی را که از زبان مسعود در باره تو شنیدم بازگو کنم ,

اگر این نوشته مرا دیدی و خواندی خب یکجوری خبر بده! در غیر اینصورت من فرض را بر این میگیرم که نگذاشته اند که این مطالب را ببینی و بخوانی , البته شاید هم وادارت کنند که فحاشی کنی و تهمت بزنی و تکذیب کنی که برای من مهم نیست من فقط میخواهم این حرفها بگوشت برسد.

وقتی بعد از پنچ ماه زندان و شکنجه قرار بود مرا آزاد کنند و مدرکی علیه من نبود برای اینکه این دیوانه گریها و شکنجه و آزار را ازسر ما به در کنند و دل مارا بدست بیاورند چند روز با مسعود رجوی نشستیم و گفت و شنیدیم و غذا خوردیم و ...

 مسعود برای اثبات اینکه این دستگیری ها درست بوده و ما بیخود شکنجه نشده ایم گفت البته شما بیگناه بودید ولی این درد ورنج شما هدر نشده ما در این پروسه باکمک شما خطر بزرگی  از سر سازمان رد کردیم , ما توانستیم که تعدادی نفوذی کشف کینیم که  بعضا توبه هم کرده اند و با ما هستند البته اتفاقاتی هم افتاد که چون یک جنگ گسترده با وزارت اطلاعات بود باید می افتاد هر جنگی کشته و زخمی دارد .

بعد به اسم شما اشاره کرد که همراه برادرتان برای ماموریت از طرف وزارت اطلاعات آمده اید و لو رفته اید این را گفت و رندانه اضافه کرد که حالا اگر یک مامور نفوذی کشته شود و یا به یکی تجاوز شده باشد این تقصیر کسی نیست خب نفوذی نفرستد تا این اتفاقات نیفتد که اولی منظور برادرتان بود و دومی منظور شما , بعد هم از سوابق تان در زدن تیر خلاص گفت و عکس شما را نشان داد و عکس قسمتی از باغچه آسایشگاه خواهران را که شما در آنجا موادمنفجره چال کرده بودید و بعد گفت که دریک نشست شما مواد منفجره را داخل بسته بندی قورت داده بودید که در حین نشست با دفع آن بتوانید بکار بگیرید که موفق نمیشوید و با مراجعه زیاد به توالت به شما شک میکنند و بعد مواد را از شما کشف میکنند , میگفت در بازرسی تکمیلی مواد سمی هم دربسته بندی از قسمتهای دیگربدنتان بیرون کشیده اند و مجبور بودند برادران حفاظت با دست این مواد را بیرون بکشند حالا هرکس میخواهد هر چه بگوید بگوید, ما برای حفاظت هر کاری میکنیم . بعد هم مسعود رجوی اسنادی را نشان داد که به اصطلاح دست خط شما بود و گفت که خودش به همه چیز اعتراف کرده؛

 در ضمن در آن نشست من تنها نبودم تعداد زیادی بودند منجمله برادرانی که هنوز هم آنجا هستند و شما میتوانید از آنها بپرسید اگر خواستید اسم هم میدهم . البته میدانم که همه این حرفهایی که درمورد شما اززبان مسعود شنیده ام همه  دروغ بوده واو برای پوشاندن جنایاتش دست به این شعبده بازیها زده بود , چون در مورد دوست خوب خودم هم این حرفها را زدد  و گفت که نفوذی بوده ولی بعدا از خودش حقایق را شنیدم این دوست من مثل شما هنوز در اشرف در بند است ولی با این تفاوت که  همه حقیقت را میداند.

من هم چون دیدم شما مطلبی نوشته اید گفتم بهتر است که چشمتان به این حقیقت باز شود شاید از قبل شنیده بودید اما اگر خواستید میتوانم تمام جزییات را هم برایتان بازگو کنم  . با تشکر بهزاد علیشاهی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

روانشناسی خشونت وترور

( برای دریافت اطلاعات بیشتر از برگزاری میزگرد پرسش و پاسخ روی لینک  بالاکلیک کنید)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل 

برگهایی از دفتر خاطرات مریم رجوی (قسمت اول)

 

دوشنبه
امروز خبر بدی شنیدم میگن مسعود تو پایگاه مرکوری زندانیه خب این که بد نیست خودم هم میدونستم. اما گفتند که با محبوبه جمشیدی (آذر) و علیرضا و خلاصه بقیه زندانیه, البته اینم میدونستم , اما یه دفعه یه فکری به ذهنم زد که ناراحت شدم. گفتم نکنه الان که من نیستم این آذر رو همردیف خودش کرده باشه و تا حالا باهاش وارد بحث انقلاب شده باشه, خدا لعنت کنه این سایت های وابسته به وزارت اطلاعات را یه عکس هوایی هم از پایگاه مرکوری زدند که اصلا به درد نمیخوره هرچی نگاه کردم نه مسعود توش پیدا بود نه این آذر ور پریده . اصلا تقصیر خودمه من که مسعود را میشناختم باید فکر این روزا را میکردم و بجای آذر یه مرد سبیل کلفت را میگذاشتم مسئول حفاظتش , میترسم یه دفعه اعلام کنه که دیگه آذر رییس جمهوره , هی بهنام میگه بگو اشرف کانون تحولات تو ایرانه یکی نیست بهش بگه بابا این پایگاه مرکوری کانون تحولاته نه اشرف , بخدا اگه یه پستی مقامی , چیزی به این آذر بده من دیگه بازی نمیکنم دیگه کاری هم به مسعود ندارم تا ابد هم باهاش قهرم .
بعداز ظهر امروز سرم شلوغه و نمیتونم خاطراتم را بنویسم , آخه باید برای کنسرته , کنسروه کنگره است , کنفرانسه ,کمسیونه چیه نمیدونم ولی یه کنی اولش داره قراره تو کانادا برگذار بشه یه پیام آماده بکنم .


سه شنبه
رییس جمهوری همه چی اش خوبه بجز این پیام دادن هاش امروز خواستم به کنگره بزرگ ایرانیان تو کانادا پیام بدم خب پیام باید جدید باشه دو روز براش زحمت کشیدم من و پری رو پیام برا کنگره دو روز کار کردیم هی من لباس پوشیدم هی پری گفت نه با این لباس خوب نیست قبلا این رنگ رو پوشیدی دیدم راست میگه تازه باید به رنگ چشام هم بیاد ,کنگره است دیگه هزار تا چشم نگاه آدم میکنه بخصوص اگه رییس جمهور هم باشی هزار تا که میگم شاید بیشترهم چون هرکی دوتا چشم داره تازه بعضی ها هم همه جاشون چشم داره , بالاخره پیدا کردم نه لباس , یه خیاط خوب پیدا کردم , دم غروب این برادربهنام هی اومده بود میگفت رو متن پیام هم کار بکن گفتم باشه متن رو بنویس تا روش کار کنم , متن خوبی بود توش نوشته که اشرف کانون نمیدانم چی ایرانه ,البته کانون دردسر برا من هم هست , پ
ریروز یقه این صدیقه رو گرفتم گفتم آخه چه غلطی داری میکنی هی ما میگیم شهر اشرف بعد روزی دونفر ازش فرار میکنند. ولی اونم حق داره خود مسعود با اون همه نشست و اون همه کلک نمیتونست آدما رو نگه داره حالا این صدیقه مفنگی بتونه ,صدیقه به من میگفت تو پیام بده که بچه ها فرارنکنن , بهش گفتم بابا یه موقعی برا ما خودسوزی میکردند الان تره هم برامون خورد نمکنند. آخر شبی معصومه پیشنهاد داد حالا که میگیم اشرف قلب جنبش و کانون تحولات در ایرانه خب موقع پیام بجای نقشه ایران نقشه عراق پشت سرت باشه و اشرف توش معلوم باشه, منم بهش اخم کردم و گفتم من رییس جمهور ایرانم نه اشرف , صدیقه باید نقشه اشرف را بزنه پشت سرش به من چه ؟ اسماعیل وفا گفته بود یه شعر اول پیامم از حافظ بخونم این مردتیکه خر کلی وقتم را گرفت همه حافظ راورق زدم اصلا شعری که به درد هسته ای و اشرف بخوره نداشت فقط یه شعر داره که میگه ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش که فکر کنم منظورش همون شهر اشرفه ولی خودمونیم این اشرف اگه کانون تحولات ایران نباشه کانون دردسر برا ما که هست .


چهارشنبه
بالاخره پیام را به کمسیون دادم برادر بهنام میگه بگیم کنوانسیون من که فرق اینا را نفهمیدم دیشب فرقشون رو از شریف پرسیدم گفت الان وقت این حرفها نیست ول کن, فکر کنم خودش هم بلد نبود. آره میگفتم پیام را
دادم با استقبال روبه روشد مهری میگفت همه انگشت به دهن مونده بودن و میگفتن خیلی قشنگه آخه تو مایه های رنگ بنفش بود روسری ام هم باهاش ست بود لنز آبی هم زدم وای نگو. خوب شد یکیار عمل جراحی زیبایی کرده بودم بعد از زندان هم میخواستم دوباره برم عمل کنم که خدا بگم این شهرزاد رو چی کارش کنه نگذاشت همیشه این جلو انقلاب من سنگ اندازی میکنه گفت الان خوب نیست همین یک ماه پیش به همه گفتیم خودسوزی کنند بعد تو میخوای بری عملی زیبایی خلاصه نرفتم . راستی تو پیام دست یاری دراز کردم یکبار دیگه تو پیامم برا کنوانسیون یا کنسرت زنان صدای سرکوب شدگان اینجوری دستم را دراز کرده بودم خیلی پز خوبیه همه تعریف کردن.
امروز
آخر شب گفتند شهردار اور اومده بازم پول میخواد گفتم بهش بدن این پری مخالفه میگه اون اصلا شهردار نیست مگه اور شهره که اون شهردار باشه من میدونستم چون رابطه شهردار با من خوبه پری حسودی اش میشه برا همین گفتم هر چی خواست بهش بدن, پری رو میگی داشت دق میکرد تو دلم گفتم چرا وقتی به اون کشیش پیره پول میدیم ناراحت نمیشی ؟ اما به روش نیاوردم .

 

برگهایی از دفتر خاطرات مریم رجوی (قسمت دوم)

بهزاد علیشاهی

پنجشنبه

همینکه فهمیدم احمدی نژاد رفت نخجوان خیلی دلم برا خودم سوخت. هر دومون رییس جمهوریم , اون یه کاپشن داره باهاش هنوز هیچی نشده هزار جا رفته من هزار دست لباس دارم از اورسوواز نمیتونم خارج بشم .

 با خودم گفتم کاش اشرف گاز داشت برا قرارداد هم که شده میرفتم نخجوان اما گاز نداره که هیچ بخار هم نداره , حالا باهاش میخوایم ایران هم متحول کنیم , بقول برادر شریف :  موز را زور و قوتی گر بود           کمر خویش راست میفرمود .

البته این شعر را برای اشرف نگفت. دیشب که گفت کمرم گرفته بهش گفتم موز بخور این شعر را  گفت, ولی به درد اشرف هم میخوره اگر میخواست کانون تحول باشه اول خودش رو سرپا نگه میداشت .

 شعر قشنگیه! دادم این اسماعیل  بزنه تو سایت کانون هنرمندان در تبعید , همه اش که نباید این سایت افشاگری کنه یه کم کار هنری هم خوبه , امروز این مردتیکه بهنام را صدا زدم و باهاش عصبانی شدم مرتیکه رفته کوره اتمی افشا کرده میگه یازده تا کوره داره بعد چهارتاش را افشا میکنه سرش داد زدم که اولا غلط کردی گفتی یازده تا. این رژیم صد تا هم بیشتر کانال و کوره اتمی داره , دوما تو که گفتی چرا همه اش را افشا نکردی , میگفت اگه افشا میکردم برا دفعه بعد دیگه چیزی نداشتم بگیم, تقسیم کردم که باهاش سه بار کنفرانس بگذارم , احمق خر هنوز نمیدونه سه چهار تا میشه 12 تا نه 11 تا البته اینو شهرزاد که اونجا بود گفت , با استدلال هم گفت با ماشین حساب, حساب کرده بود. قرار شد بهنام بره بقیه این کانال ها و کوره ها را هم یک جا افشا کند, بهش گفتم دفعه بعد هم یه چیز دیگه افشا کن , اصلا تا دفعه دیگه شاید گرفتنمون و همینم از دستمون رفت .

این تبریک گفتنم هم برا انتخابات عراق برام گرون تموم شد من دیدم همه تبریک میگن خب بد بود ما نگیم , ناسلامتی رییس جمهوریم , خب ما هم گفتیم , چه میدونستم نتیجه اش به نفع احمدی نژاد میشه ,تو پیامم گفتم تو انتخابات مردم عراق انزجار  خودشون رو از رژیم ایران نشان دادند , این مردم نادان عراق هم صاف رفتند به نماینده های طرفدار اونا رای دادند, کاشکی صدام برگرده تا بفهمید که رو حرف رییس جمهور نباید حرف بزنید .

حالا باید پیام رو ماستمالی کنیم بگیم تقلب شده , اونم که نمیشه ما پیام دادیم که انتخابات آزاد بوده, پشت دستمو داغ کردم که دیگه بعد ازهیچ انتخاباتی پیام ندم . تو اسراییل هم انتخاباته من که پیام نمیدم تازه ما دنبال دمکراسی تو عراق و سوریه و ایران هستیم چه کار به فلسطین و اسراییل داریم , شاید به نتانیاهو که شده رهبر حزب یه پیامکی بدم .

جمعه

امروز ساعت 12 از خواب بیدارشدم , کی گفته رییس جمهور روزهای جمعه هم باید خاطرات بنویسه ,پری میگه زیادزیاد بنویس تا زود چاپش کنیم , می گه اگه صفحاتش کم باشه عییبه لااقل به اندازه خاطرات کلینتون باید باشه . معلوم نیست خاطرات میخوان یا داستان حسین کرد شبستری . الان که حال ندارم بماند برای شنبه به بعد.

خاطرات مریم رجوی قسمت سوم

 

دوشنبه تا چهارشنبه

وای خدا مرگم بده این چیزایی که این روزا اتفاق افتاد رو نمیشه نوشت رییس جمهور باید خاطراتش سیاسی باشه !

 

خاطرات مریم رجوی قسمت چهارم

دوشنبه

خیلی وقت بود که ادامه خاطراتم را  ننوشتم این پری راست میگه ملت ایران دلشون میخواد هرروز خاطرات منو بخونن , من هم دلم میخواد بنویسم اما وقت نمیشه آخه شما نمیدونین یه رییس جمهور چقدر سرش شلوغه؟ هیچ وقت که رییس جمهور نبودید  که این چیزا را بفهمید. من هزار تا کار دیگه هم دارم , یه قلم پرو لباس خودش اینقدر وقت میگیره ؛ خدا ذلیل کنه این صدیقه رو میگه برا محرم لباس سیاه بپوشم با روسری سبز یادش رفته تو اشرف پوشیدم شده بودم مثل بادمجون ,

من خودم نفهمیدم که بالاخره دین و مذهب ما چیه ؟ یه روز میگفتیم شیعه هستیم و به سنی ها میگفتیم شیعه بشن اما امروز از سنی ها تو عراق حمایت میکنیم اما با سنی های ایران مخالفیم با یهودیهای اسراییل قرارداد میبندیم اما با مسیحی ها تو اور جشن میگیریم از زرتشتیها میخوایم جشن بگیرن ولی ازبهائی ها حمایت میکنیم تازه این آخرا مسعود داشت کتاب بودا هم میخوند همه اینا به کنار تازه دولت آینده من اصلا غیر مذهبیه, آخیش! من میخوام یه دولت لاییک سانتیمانتال با کلاس  داشته باشم یه دولت قوی که همه چی داشته باشه, هیئت دولتش هر روز برام کف بزنن هی برم مسافرت و ملاقات , تازه تو این دولت یه خیاط وارد هم لازمه نه مثل این زنیکه دست و پا چلفتی که یه هفته طول میکشه لباس بدوزه اما خب الان عیب نداره ما در حال مقاومت هستیم اینا تا بعد .

 

سه شنبه

این اتمی هم بجای اینکه بشه معضل رژیم و یقه اونو بگیره برعکس داره یقه ما رو میگیره هرکی با ما هم پیمان میشه نمیدونم چرا یه دفعه ما را ول میکنه میره سراغ یه کار دیگه ؛اون صدام که نصفه راه رفت طرف کویت اینم آمریکا و اسراییل نه به ایران حمله میکنن که ما خیالمون راحت بشه نه ول میکنن که ما بفهمیم بالاخره خط و استراتژیمون چیه , هی شل کن سفت کن ! شل کن سفت کن ما هم اینقدر ازشون دفاع کردیم که دیگه داره آبرومون میره , اما ما دنبال آبرو که نیستیم ما مبخوایم به مقاومت ادامه بدیم و  قدرت برسیم باززیادی تند رفتم همین حرفها را زدم که این علیرضا آثار خل بلند شد تو تظاهرات گفت ما از جنگ حمایت میکنیم و دلمون میخواد آمریکا به ایران حمله کنه بهش گفته بودیم یه جوری اینو بگو اما نه اینجوری !

 

چهارشنبه

امان ازاین خبرنگارای خارجی , آدم که مهم باشه همینه دیگه هی مصاحبه هی کنفرانس خبری , حالا هر روز نه اما باورکنید سال یه بار که حتما این خبرنگارا میان سراغم برا مصاحبه , اما من از دست این خنگ بازیهاشون کلافه میشم یه خبرنگار احمق از من پرسید خانم رجوی اینطور که معلومه به راه حل سوم شما زیاد توجه ای نشون داده نشده اگه اینطور باشه شما چه کار میکنید ؟ خنگ خدا فکر کرده اگه به راه حل سوم توجه نشه راه مقاومت بسته میشه یه جوابی بهش دادم که چشاش داشت از حدقه در میاد ؛ بهش گفتم خب راه حل چهارم ارائه میدم  

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 

همراه با بازدید کنندگان وبلاگ

 

در بین نظرات بازدیدکنندگان وبلاگ دو موضوع بطور اتفاقی مورد بحث قرار گرفت که جهت توجه در این قسمت هر دو موضوع را میاورم

اول – فردی به اسم عباس همان ادعای دوست به اصطلاح فدایی ما را که گفته بود هرکاری علیه مجاهدین به نفع جمهوری اسلامی است پس نباید بر علیه مجاهدین کاری کرد را مطرح کرد که تعدادی به او پاسخ دادند اما متاسفانه ایشان بحث را ادامه نداده و رفتند ( لابد نتیجه گیری این آقا این است که هر کاری هم به نفع مجاهدین به ضرر جمهوری اسلامی است پس برویم با مجاهدین اما خیلی ها ماهیت تنگ نظرانه و فرقه ای مجاهدین را شناخته اند ) به این گفتگوها دقت کنید.

 

جمعه 14 بهمن1384 ساعت: 19:5

توسط:عباس

 

بالاخره کی باید جلوی این آخوند های پست فطرت رو بگیرده؟ بقیه باصطلاح آپوزیسیون از سلطنت طلب گرفته تا بقیشون که هم بدنبال فلان جای آخوند ها افتادن دست به دامن مزدورایی مثل احمدی نژاد شدن. مجاهدین اقلا هر کاری می کنن طرف آخوندا رو نمی گیرن. اگه برای سرنگون کردن رژیم باشه مجاهدین از شیطون هم کمک می گیرن چه برسه به نیروهای امریکا

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

يکشنبه 16 بهمن1384 ساعت: 11:53

توسط:آرش

 

در جواب به مطلب شما: صرفنظر از صحت یا عدم صحت نظرتان گزینه ی مورد بحث یعنی مجاهدین ایران را به سوی درجه ی مادون دیکتاتوری قرون وسطایی سوق خواهد داد.
آیا تنها مشکل تعویض حکومت است یا بنای یک نظام مردمسالار سکولار را باید فرض نمود؟
راه مجاهدین به کعبه نیست به ترکمنستان هم نیست بلکه به سوی حزب بعث است.
لطفا بیشتر مطالعه کن!

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

يکشنبه 16 بهمن1384 ساعت: 14:18

توسط:قاسم و پری

 

ما با نظرآرش موافقیم ما نمیخواهیم که حکومت عوض بشه دوباره گیر مجاهدین یا آمریکا یا بقول عباس شیطان بیفتیم اگر اینجور باشه همین احمدی نژاد بهترین گزینه است

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

يکشنبه 16 بهمن1384 ساعت: 14:19

توسط:معصومه

 

مرگ بر مجاهدین خلق دشمنان آزادی و دمکراسی

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

يکشنبه 16 بهمن1384 ساعت: 21:23

توسط:معصومه

 

عباس آقا نگو خودتان این نظرات را مردم مینویسند اینجا مثل سازمان شما نیست که همه چی به همه دیکته میشه برو به مسئولت بگو تا بهت بگه چی جواب منو بدی

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

يکشنبه 16 بهمن1384 ساعت: 17:56

توسط:عباس

دیدید خودتان همین دو کلمه که حرف زدین بین مجاهدین و رزیم خمینی بالاخره دومی را انتخاب کردید؟ این بالا آوردن ها و دست رو کردن ها همان مجازات اتودینامیک رو در رویی با مجاهدین و رهبریش و مقاومته.

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

تظاهرات مجاهدین در وین

يکشنبه 16 بهمن1384 ساعت: 22:54

توسط:زهرا

 

اقایون و خانمها شما اتش را می شناسید ولی از سوختن و سوران بودن ان خبر ندارید انان محاهدین هستند .می سوزانند و نابود .

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

دوشنبه 17 بهمن1384 ساعت: 1:35

توسط:علی

 

عباس جان رفیق مجاهد بنده که اگه بین جمهوری اسلامی و مجاهدین قرار باشه یکی را انتخاب کنم انتخابم جمهوری اسلامیه اما شما این انتخاب دوتایی را همیشه مطرح میکنید وگرنه در هیچ جا مجاهدین جایی ندارند که بین این انتخاب باشند این کار شما کار همه دیکتاتورهای تاریخه یا ما وگرنه دشمن برو با این استدلالت و اگه استدلال بهتری داری تو این سایت بیا

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

دوشنبه 17 بهمن1384 ساعت: 8:1

توسط:سعید

 

من که از این مجازات اتو دینامیک عباس آقا خیلی ترسیدم ! اگر بنا است که مجازاتی صورت بیگرد بهتر است که در مبارزه با باند ضد میهنی رجوی باشد تا مردم ایران.

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

دوشنبه 17 بهمن1384 ساعت: 10:5

توسط:آرش

 

من اعتقاد عمیق دارم (بدانید که زخم جسمی ناشی از مجاهدین بر جسم من است) که آزادی از کانال یک فرقه تروریستی که مبنای آن فرد پرستی افراطی است عبور نمی کند. قصد ما توهین به فرد نیست اما اعتقاد فردی من محاکمه ی رجوی است. نویسنده ی محترم هوادار مجاهدین از شما به دلیل اینکه بر خلاف مناسبات سازمان راه گفتگو و مطالعه را برگزیده اید متشکرم. صمیمانه برایت آرزوی موفقیت دارم.

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

دوشنبه 17 بهمن1384 ساعت: 11:31

توسط:مدینه

 

جا زده عباس نسیتش

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

دوشنبه 17 بهمن1384 ساعت: 11:50

توسط:حسین

 

حق با عباس است الان باید در قبال رژیم متحد شد نه به مجاهدین حمله کرد آنها که سر کار نمیایند چرا برایشان وقت بگذاریم

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

دوشنبه 17 بهمن1384 ساعت: 15:54

توسط:مرتضی

 

اخوی این چه حرفیه با این حرفهای مفت نه تنها جلوی رژیم نمیشه ایستاد تازه هنوز رژیم سرکاره یه مدعی بدتر بوجود آمده که اینا از هم جدا نیست باید هردوشون را افشاکرد این همه سایت و رادیو و تلویزیون بین المللی علیه رژیم هست خبد بذار یه وبلاگ هم علیه مجاهدین باشه کفر میشه یا نه هیچکی به مجاهدین نباید بگه بالای چشمتان ابرو است نگفتم دیکتاتور ترند .

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

دوشنبه 17 بهمن1384 ساعت: 15:56

توسط:عباس

 

مجاهدین دیکتاتور نیستند وگرنه میتوانستند ریشه شما را بکنند چرا اقدام نمیکنند و فقط افشاگری میکنند

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

دوشنبه 17 بهمن1384 ساعت: 17:6

توسط:مریم

 

عباس اقا متاسفم .شما را با این حرفها دهانتان شیرین نمی شود. وقت بسیار است .می بینمتان.

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

سه شنبه 18 بهمن1384 ساعت: 8:30

توسط:آرش

 

عباس آقا شما خبر ندارید...مجاهدین از سر ناتوانی جنایت نمی کنند. متن نشست های حوض را از بزرگتر هایتان سئوال کنید متوجه می شوید.
ضمنا تا تروریسم هست دیکتاتوری هم هست. نسخه ی مجاهدین شفابخش نیست این را مطمئن باش.
بازهم به خاطر اینکه راه گفتگو را انتخاب کرده اید متشکرم

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

سه شنبه 18 بهمن1384 ساعت: 8:53

توسط:حمید

 

من با آرش موافقم.
مجاهدین برای به قدرت رسیدن آب به آسیای هر دشمنی می ریزند. اون از تجربه ی اول انقلاب و بعد صدام و حالا هم آمریکا و اسراییل. اگر روزی به ایران بیان ما می گیریمشون و یک هفته تحویل خانواده هاشون می دیم. بعد از یکهفته خودشون به قبر مسعود رجوی تف می کنن! میگید نه به رجوی بگید امتحان کنه!!!!!!!!!!!

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

سه شنبه 18 بهمن1384 ساعت: 12:33

توسط:عباس

 

البته فراموش کردید بگویید که این موضع سازمان نیست و نویسنده هم عضو سازمان نیست. درست مثل این که هی سعی می کنید بگویید سازمان مبارزه و ارتش را کنار گذاشته در صورتیکه همه اش دروغ است و سازمان هیچ همچین حرفی نزده و نخواهد زد. متاسفم که نمی تونین اهمیت ارتش رو درک کنین.

 

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

 

گوش کنید

 

 

و اما موضوع دوم که آرش پرسیده بودند که در شرایط فعلی یک عضو مجاهدین چه کار باید بکند

 

سه شنبه 11 بهمن1384 ساعت: 9:49

توسط:آرش صامتی پور

با سلام
از همه ی خوانندگان عزیز دعوت می کنیم که نظر بدهند بهترین راهکار برای یک عضو مجاهدین را در شرایط فعلی چه می دانند.

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

استراتژی شکست خورده

چهارشنبه 12 بهمن1384 ساعت: 19:49

توسط:هاشم

عضو جدا شده چه کار باید بکند عضو جدا نشده چه کار بکند عضو عضو نشده چه کار بکند عضو قدیمی.... چه بکند عضو جدید چه بکند عضو

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

استراتژی شکست خورده

چهارشنبه 12 بهمن1384 ساعت: 11:44

توسط:مهین

در شرایط سخت کنونی یک عضو مجاهدین راه کاری ندارد باید جدا شدگان به این بیندیشند که چه کار برای او میشود کرد

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

استراتژی شکست خورده

سه شنبه 11 بهمن1384 ساعت: 14:47

توسط:مهشید

عضو مجاهدین باید بمیره

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

استراتژی شکست خورده

سه شنبه 11 بهمن1384 ساعت: 11:54

توسط:مراد

یک عضو مجاهدین باید فرارکنه فقط موندن اشتباهه اینکه بگه اعتراض میکنم و یا تو این سازمان اصلاحات میشه خبط و خطاست

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

استراتژی شکست خورده

پنجشنبه 13 بهمن1384 ساعت: 15:31

توسط:سلام

امیدوارم همیشه منش و اخلاق و فکر ما مولامون علی باشه
میتونم بگم امیدوارم همین
از شما هم ممنونم
انشاالله همه روزهاتون عید باشه و قشنگی خاص خودش رو داشته باشه
مرسی - پوریا

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

دو مطلب از نکته بین

سه شنبه 11 بهمن1384 ساعت: 11:32

توسط:معصومه

آرش عزیزم عضو مجاهدین گیر افتاده راه کارش کجا بوده چه کار میتونه بکنه ؟

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

استراتژی شکست خورده

يکشنبه 16 بهمن1384 ساعت: 14:52

توسط:مهین

آرش جان جوابت را گرفتی که گفته بودی عضو مجاهدین چه کار باید بکند ؟

 وب سايت   پست الکترونيک

 

 

 

تظاهرات مجاهدین در وین

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

باکلیک روی متن زیر به صحبتهای یکی از سخنرانان مجاهدین گوش کنید که علیه منافع ایران آرزوی حمله آمریکا به ایران را دارد .

 صحبت های علیرضا آثار از سخنرانان مجاهدین در حمایت از جنگ آمریکا علیه ایران

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

جلاد در پارک

بهزاد علیشاهی

در جایی که نشانی از زندگی نیست و زنده بودن نه به مهر و عاطفه و عشق و سرخوشی های معمول آدمی که به کینه و دلمردگی و فحاشی تعبییر میشود برای زنده ماندن هیج  بهانه ای  لازم نیست . از این شهر خراب یا باید گریخت و یا ماند و با مردگان تکرار متوالی روزها را مرده وار طی کرد . این خراب شده ای که میگویم اشرف است و چیزی که مرا واداشت که این حرف ها را بزنم  مقاله اسماعیلی مرتضایی یا همان جواد خراسان است آنهم نه همه مطلب که فقط همین یک سطر اول آن

"در پارك اشرف نشسته بودم كه علي خلخال به سراغم آمد. به سابقه همشهريگري با لهجه مشهدي سلام‌و ‌عليك كرد. چشمهايش برق مي‌زد و معلوم بود تازه‌يي براي گفتن دارد "

 

پس اجازه بدهید بیشتر توضیح بدهم این جواد خراسان از کادرهای قدیمی مجاهدین است از آنها که دیگر راهی برای بازگشت نمیبیند و از شدت ضعف جسمانی و عقلانی همیشه در اضطراب است  روزی که ما درجاده اطراف قرارگاه حبیب   درگیر شده بودیم وزیر بارانی از شلیک آرپی جی و نارنجک بودیم با بیسیم از او کمک خواستم او در یک خودروی آماده دیگر بود که میتوانست به سرعت خودش را به ما برساند اما به گفته راننده و فرمانده آن خودرو( که هم اکنون هم حی و حاضر است ) چنان ترسیده بود که با قیض روح شدن فاصله چندانی نداشت و به هر حال به کمک نیامد و از آن خودرو هم برای برگشتن به محل امن قرارگاه استفاده کرد .ولی همین آدم بزدل در سال هفتاد و سه که یکی از بازجویان و شکنجه گران بود چنان با من دست بسته و مجروح دلیری میکرد که پنداری رستم دستان است .شاید این خصلت همه جلادان تاریخ باشد  که سگ صفتانه با دیدن ضعیف پارس میکنند وخیز حمله برمیدارند و بلافاصله با برداشتن سنگ زوزه تلخی میکشند و فرار را ترجیح میدهند .

 اما او نوشته که در پارک اشرف نشسته بود باید بگویم این هم دلقک بازی مضحک این جماعت است که ادای جوامع باز را درمیاورند که تا شاید کسی باور کند که آنها یه اینترنت دسترسی دارند و یا در پارک مینشینند . در اشرف تا جایی که من یادم است به دودلیل آدمها به پارک میرفتند, یا برای کارجمعی یعنی کارگری دادن و جمع کردن علف های هرزو غیره یا هم برای نمایشات مسخره و فیلم برداری که این مقاله نوشتن هم باید از رده دوم تلقی کرد . حالا آقای شکنجه گر درپارک نشسته که نفر دیگری را میبیند و با او صحبت میکند ,نه ! امکان ندارد! در اشرف به این میگویند محفل و باید حساب پس داد ولی  شاید برای شکنجه گران مانعی نباشد . چون  نفردوم هم که او دیده یکی از شکنجه گران است او مدتها یا مسئول قبرستان بوده و با مردگان سرو کار داشته درست درزمانی که قراربود کسی متوجه کفن و دفن های مرموزنشودو او مورد اعتماد بود. و یا در همان سال هفتاد وسه مسئول شکنجه و کتک زدن اسیران بود . اما باز در ادامه افاضات شکنجه گر اول یعنی جواد خراسان میخوانیم که .

"چشمهايش برق مي‌زد و معلوم بود تازه‌يي براي گفتن دارد"

  که منظور چشمهای شکنجه گر دوم علی خلخال است من در این باره چیزی نمیگویم اما برای اینکه خودتان بفهمید به عکس این بابا نگاه کنید تا متوجه برق چشمهایش بشوید  عکسش بالای همین صفحه چاپ شده

نه!! در اشرف هیچ چشمی برق نمیزند چون دلمردگی بیداد میکند حتی اگر به چهره های نفرات در  جشنها و مراسم آنها هم نگاه کنید باز برقی نمیبیند بلکه متوجه میشوید که همه را بازور گرد آورده اند تا این نمایش تنفر انگیز را فیلم برداری کنند ، بله هیچ چشمی  نای برق زدن ندارد, چه  رسد به چشم جلادی مثل علی خلخال که مرگ و نفرت و کینه از آن میبارد .باور کنید این عکس را خود مجاهدین درج کرده اند. شاید اگر رنگی میبود بهتر میشد مرگ را دید تازه این جواد خراسان میگوید که معلوم بود حرف تازه ای برای گفتن دارد این هم نه !هیچ کس در اشرف سالیان سال است که حرف تازه ای برای گفتن ندارد حتی خود مسعود و مریم.

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

خواننده گرامی به قسمت نظر ها هم سری بزنید و نظر خودتان

را درباره بحثی که آنجا هست بنویسید

در باره تظاهرات در جریان مجاهدین

من که خیلی خوشحالم که کل افراد مزدور بیگانه و ضد مردم که خواهان حمله نظامی آمریکا به ایران

هستند همه یکجا جلوی آژانس اتمی جمع شدند و خودشان فیلم هم گرفتند . اولا مردم میتونن

اینطوری بشناسن که چه کسانی تو شرایط سخت  میرن طرف دشمن دوما آدم وقتی میبینه که کلی

این مزدوران اجنبی فقط دو ردیف یازده نفری هستند خب جای خوشحالی داره

فیلمش را در سایت نگاه نو ببینید از همین وبلاگ میتوانید به نگاه نو بروید 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 

تظاهرات ضد میهنی مجاهدین در وین

در این لحظه مجاهدین مشغول یک تظاهرات در وین جلوی آژانس انرژی اتمی هستند .

یکی از آنها به اسم علیرضا آثار با بیشرمی ماهیت ضد ملی و ضد مردمی مجاهدین را

نشان داد . و خواستار حمله نظامی امپریالیست به کشورمان شد . با این حرف کثیف این

شخص مزدور بیگانه عده ای به داد و بیداد علیه مجاهدین پرداختند بطوریکه سخنران بعدی یعنی

منوچهر فخیمی بخاطر شلوغی چند بار قاطی کرد و حرفش یادش رفت.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 

آخرین وضعیت فرقه ی مجاهدین

 

                        پس از شکست ِ استراتژیک

  تضادها بیرون می زند ،

حـُفـره ها به شکاف تبدیل میگردد ؛

سئوالها آغاز میشود ؛

آشفتگی عینی میگردد ؛

صدای آه و ناله از همین نزدیکیها بگوش میرسد ؛

جنجالی است در بیرون و خفقانی است در درون ،

تـابوت ها روی زمین مانده است ؛

مـُـرده ها بر زنده ها کثرت دارند ؛

برای فرار از مرگ ، خودکـُـشی آغاز میگردد ؛

آهـای ... 

" مشی مسلحانه "  را جا گذاشتید ... ،،

دیــــد یـــــد بــُـور شدید .!!!

___________________________________________

 

مسعود رجوی خطاب به میانه بازان و لیبرالها :

( نشریه مجاهد 253 – ص 41  )

" یک روز مبارزه ی مسلحانه را محکوم به شکست قلمداد کردید ؛ دیدید بـُور شدید ! "

 

 

چـــــرا ، نــه .. ؟؟!!

 

فرقه ی همیشه پیروز ِ مجاهدین برای اینکه از لیست  تروریستها ی پنج قاره جهان بیرون  آیند ، شروع به خودزنی کرده و برای دادگاهی که قرار است در لوگزامبورگ تشکیل شود تا به شکایت آنان رسیدگی نماید ، اقدام به جراحی خود کرده و به دور از                        چشم و گوش ِ هوادارن اعلام کرده اند که منبعد مبارزه سیاسی را بر مبارزه مسلحانه ترجیح داده و در اینرابطه هرگز رجعت و نیرنگی هم  در کار نیست .. !

کسی نیست که از شهبانوی مجاهدین بپرسد که با این توصیف ، تکلیف " راه حل سوم " چه خواهد شد ؟ - مگر قرار نبود که رزمندگان مجاهد خلق در قالب ارتش آزادیبخش ؛  ایران را فتح کنند ؟ - سلاحها را که در عراق به امریکائیها دادید ، مشی مسلحانه را هم که در لوگزامبورگ به اروپائیها  واگذار می کنید ؛ میشود بفرمائید که تفاله به چه دردی می خورد ؟  

 

در همین رابطه تماسی با قرارگاه فرماندهی مجاهدین در اُور داشتیم تا ازبرادر مجاهد شریف بپرسیم که چرا پس از این همه کُشت و کشتار شعار " جنگ نه " سر داده اید ؟!

برادر مجاهد مهدی ابریشمچی  افاضه فرمودند که : " این بار کـُـل ِ مجاهدین باید در  عملیات جاری و غسل وارد شوند تا از طعمه ای موسوم به « مشی مسلحانه » که رژیم  در چراگاهی بنام واقعیت برای ما قرار داده  بود ، پاک و پاکیزه و سربلند بیرون آئیم ،          در واقع جنگ مسلحانه عامل و مزدور رژیم در میان مقاومت بود .. !!!

 

نکته بین

Jan.06

 

   

نکته بین – Feb.06

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

مطلب زیر از سایت بازتابه

به نظر شما این پیام بن لادن با کنار گذاشتن مشی مسلحانه و شکست آن از طرف سازمان مجاهدین ربطی دارد ؟ نکنه که همه تروریست های عالم  دارن صلح طلب میشن

بن‌لادن اصلاح‌طلب!
«ما زير بار زور نمي‌رويم، مگر آن‌كه خيلي پرزور باشد»
اين مطلبي است كه مي‌توان آن را از پيام اخير بن‌لادن دريافت. سردسته تروريست‌هاي جهان، مدتي پيش، سخناني را خطاب به مردم آمريكا از طريق «الجزيره» منتشر كرد كه نشان مي‌دهد، بن‌لادن در يكي از موقعيت‌هاي زير است:

الف ـ پاك ديوانه شده
ب ـ جا زده و ترسيده
ج ـ از تروريستي انصراف داده و كمدين شده
د ـ همه موارد فوق!

حال براي آن‌كه گمان نكنيد ما داريم با بن‌لادن غرض‌ورزي مي‌كنيم، يك مقداري از افاضات رهبر «القاعده» (يا به قول «بي.بي.سي» فارسي: القائده!) را بخوانيد.
جملات داخل گيومه، عين ترجمه حرف‌هاي بن‌لادن است و توضيحات هم قاعدتا از ما!

ـ «وضيعت ما بهتر و بهتر مي‌شود... جنگ در عراق و افغانستان به نفع ماست... شكر خدا، تعداد و قدرت مجاهدين روز به روز افزايش مي‌يابد... »
توضيح: لابد به همين خاطر، چند سال است كه ايشان و اعوان و انصار، مجهول‌المكان هستند و دايم‌الفرار!

ـ «اخبار برادران ما درست است و به همين خاطر، «قصاب آزادي در جهان» (بوش) تصميم مي‌گيرد به دفتر «الجزيره» در كابل و بغداد حمله كند».
توضيح: از مطلب بالا، دم خروس ارتباط «الجزيره» و «القاعده» از زير عباي بن‌لادن بيرون مي‌افتد، منتها مهم نيست؛ «الجزيره» به حضرت عباس قسم خورد كه با تروريست‌ها ارتباطي ندارد!
ضمنا به قول عرب‌ها: «الديگ يقول بالديگ: صورتك الاسود!» بن‌لادن بوش را قصاب خوانده!

ـ «آنان براي شكنجه مردان از اسيدهاي شيميايي و فرو كردن مته در بدن و جمجمه آنان استفاده مي‌كنند».
توضيح: مثل اين‌كه بن‌لادن در ايام اختفا، براي پر كردن وقت خود به تماشاي افراطي فيلم‌هاي سينمايي رو آورده و علاقه شديدي هم به ديدن فيلم‌هاي ترسناك و جنايتكارانه دارد.
روانشناسان بر اين باورند كه ديدن اين فيلم‌ها براي افراد ساده‌لوح خوب نيست، چون اين افراد، يا مي‌پندارند، كه صحنه‌هاي خشن را روي ديگران اجرا كنند و يا فكر مي‌كنند ديگران آن صحنه‌ها را روي خودشان اجرا مي‌كنند! راستي، با خواندن حرف‌هاي بالا ،ياد فيلم «روبوكاپ» نيفتاديد؟

ـ «ما (القاعده و آمريكايي‌ها) هر دو ملت خداوند هستيم و از ارائه پيشنهاد آتش‌بس درازمدت با شرايط برابر ابايي نداريم».
توضيح: شرايط برابر آمريكا و «القاعده»، رسيدن به يكي از شرايط زير است:
1ـ آمريكايي‌ها با بوئينگ، دو ساختمان را فرو بريزند و هزاران نفر را بكشند. سر مسلمان و غيرمسلمان را جلوي دوربين، گوش تا گوش ببرند و در شهرها بمب‌گذاري كنند... .
2ـ «القاعده» رسما به كشورهاي ديگر حمله كند، رئيس «القاعده» دايما چرت‌وپرت بگويد و كشورهاي ديگر را «محور شرارت» بنامد و «القاعده» بتواند دارايي كشورهاي ديگر را بلوكه كند... .
البته كارشناسان بر اين باورند كه آن دو ملت(!) در وضعيت برابر قرار دارند، اما خودشان خبر ندارند!
راستي زرقاوي هم نوار شعر منتشر كرده است. لابد اسمش هم هست؛ «ملا در آينه»!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 

طلاق اجباری

برای دیدن این کلیپ روی لینک زیر کلیک کنید

http://www.zarrebin.com/Flash/Clip_talagh.ASP

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

استراتـژی شکست خورده !

 

صدام که ساقط شد ،

خلع سلاح هم صورت گرفت ،

مسعود فرار کرد  و مریم دستگیر شد ،

اصحاب اشرف به گروگان رفتند ،

اما ..

عملیات جاری ادامه یافت و غسل هفتگی در مدار ِ ایدئولوژِیک خود شتاب گرفت تا نیروهای بازمانده " سئوال " نکنند ..!

" طعمه " را تشریح کردند تا حلقـه اسارت را تنگ تر کنند ؛ " تعهد " گرفتند تا سرسپردگی را به آزادگی برتری دهند ؛ " کلاس " گذاشتند تا مُردابی که با شستشوی ایدئولوژیک ساخته اند ، خشک نشود و ....

ولی امــروز ...

همه چیز را یکجا باختند ؛

" مشی مسلحانه " سوخت و دودش فضای قرارگاه اُور و بازداشتگاه اشرف را فراگرفت !

پارچه سیاه بر فراز  اردوگاه اشرف نشان از پایان کار ارتش آزادیبخش دارد ...

 

نکته بین

Jan,06

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 

نت و نت

سلام

این مدت تو مقالات سایت های مجاهدین در لابلای فحش و بدو بیراه ها مینوشتند که من در اینترنت

دیدم و در اینترنت خواندم و وقتی داشتم اینترنت را نگاه میکردم متوجه شدم که این جملات برام تعجب

آور بود . سازمان و اینترنت ؟؟؟ امکان نداشت در سازمانی که رادیو ممنوع بود و روزنامه نبود و خبر را با

 پچ پچ  هم نمیشد گفت چطوری اینترنت باشد و همه مراجعه کنند ؟ چند احتمال دادم که همه غلط بود

احتمال دادم که ممکن است سازمان دست به اصلاحاتی زده باشد که این نبود  احتمال دادم که سازمان

به نفرات گفته که این را بگویند که این هم درست نبود . احتمال دادم فقط اونهایی که قرار است مقاله

بنویسند را به جایی میبرندکه اینترنت نگاه میکنند که این احتمال هم غلط بود . در این افکار بودم که

خود سازمان بعنوان افتخار اعلام کرد که چه کار کرده و این اینترنت چیه ؟

بله سازمان در اشرف یک سیستم داخلی کامپیوتر راه انداخته به اسم اشرف نت که این سیستم اصلا

به هیچ جای دنیا هم وصل نیست و کاملا داخلی است و بعضی مطالب را که ثریا خانم تشخیص میده

از سایت های مختلف روی آن میگذارند مثلا مینویسند این مطلب را سایت فلان نوشته برادران و

خواهرانی که مایل به جواب دادن و افشاگری به این مطلب هستند مطلب خود را از طریق فرمانده

خودشان به ما برسانند . البته آن مطلب هم اصل کامل مطلب همان سایت نیست بلکه تغییرات لازم را

در آن داده اند .اشرفنشین های بیچاره هم فکر میکنند این همان اینترنت است که اسمش را شنیده اند

و باب خلوص نیت مینویسند وقتی داشتم به اینترنت نگاه میکردم دیدم که ..........

آدم یاد آن شعرمی افتدکه

دانه فلفل سیاه و خال روی یارسیاه                         هردو جانسوزند اما این کجا و آن کجا

بله اینترنت و  اشرف نت هردو نت دارند اما این کجا و آن کجا !

نت داریم تا نت

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

سلام

از روز پنجشنبه من شاهد اشکالاتی توی وبلاگم بودم با سیستم بلاگفا تماس گرفتم گفت در حال تغییراتی در سرور هستیم و این اشکالات تا بعد از ظهر وجود دارد . این تغییرات انجام شد اما مشکل وبلاگ من  حل نشد  که هیچ اضافه هم شد به طوری که دیگر با کد خودم نمیتوانستم وارد بخش مدیریت وبلاگ شوم و پیام این بود که این وبلاگ وجود ندارد به سایت مجاهدین که هک را تکذیب کرده بود مراجعه کردم واقعا نفهمیدم تکذیب کرده یا تهدید شما هم به این کپی از تکذیب مجاهدین نگاه کنید اگه چیزی فهمیدید به ما هم بگید "" سايتهاي وزارت اطلاعات رژيم در يك ژست مسخره براي جلب توجه و رونق دادن به كسب و كار ورشكسته خود  ادعا كردند كه مورد حمله تروريسم اينترنتي مجاهدين قرار گرفته اند و بطور روزمره با صدها ايميل آلوده به ويروس مورد آتشباري سازمان مجاهدين خلق  ايران قرارگرفته اند . سايت ديدبان آخوندها در اين باره مينويسد : « قريب سه سال است (دو ماه پس از آغاز به کار ايران ديدبان) که گروه تروريستي مجاهدين، تمامي امکانات خود را بهکار بسته است تا به هر نحو ممکن از ادامه فعاليت سايت ايرانديدبان جلوگيري نمايد.در اين مسير تيمهاي تروريسم اينترنتي اين گروه که مستقيماً زير نظر گشتاپوي اُوِر کار ميکنند از هيچ ترفند و حيلهاي فروگذار نکرده و اقدامات گوناگوني را سازمان داده و تعقيب نمودهاند. فقط در يک مورد صدها ايميل آلوده به ويروس را به طور روزمره به ايميل هاي  سايت ارسال ميکردند که رديابي آي.پي.هاي آنها معلوم ساخت همه از يک آبشخور هستند».- سخنگوي مطبوعاتي مجاهدين در اروپا در پاسخ به فرافكني گشتاپوي آخوندي و آه وناله هاي مضحك ديدبانِ نظام  گفت : صدور شپش و ويروس و صدور ارتجاع و تروريسم در شمار تخصص هاي حرفه اي و ويژه  رژيم آخوندي است و ربطي به مردم و مقاومت ايران و سازمان مجاهدين خلق ايران ندارد و ضمناً با اين ترفندها نميتوان  كسب و كار كثيف و از رونق افتاده سايتهاي دژخيم آخوندها را رونق داد .""   این هم به اصطلاح طنز سخیف به سبک رجوی که ویروس و شپش و بقیه چیزها را وارد کرده که بگویدما از هک چیزی نمیدانیم که خوردنی است یا پوشیدنی اما بالاخره هنوز مشکل وبلاگ من حل نشده بود وپیشنهاد بلاگفا این بو دکه اقدام به باز کردن یک وبلاگ جدید بکنم و بلاگفا میتواند مطالب قبلی را به ایمیل من ارسال کند  با یکی از جونهای باحال ایرانی که همیشه هم آن لاین است و خودش هم یه وبلاگ برای هک دارد و تو مطلب پایین هم نظر داده و رد گذاشته  تماس گرفتم که گفت کد و پاس قبلی ات را به من بده و دادم و بالاخره توانست وبلاگ را نجات بدهد وکد جدید رابه من داد چون این کد جدید را احتمالا همه مجاهدین بلد بودند من هم در قسمت تغییر کلمه عبور آن راتغییر دادم و به پیشنهاد همان دوست یک سری اقدامات دیگر هم انجام دادم که حالا به امید خدا  و تلاش این دوست عزیز وبلاگ حسن زبل به راهه و ما هم در خدمت شما هستیم . اما من هم بعنوان تهدید به مجاهدین باید بگم . دست از سر این وبلاگ ضعیف و حقیر بنده بردارید و کاری نکنید که مجبور بشم برم دنبال راه یک سایت اونوقت کار خودتون سخت تر میشه. بابا مگه نمیگید که این وبلاگ و سایت ها از رونق افتاده پس دیگه چکار دارید باهاش.راستی یکی از دوستان میگفت که سازمان هرکاری که نخوادمسئولیتش را بپذیره مگه مردم انجام دادند مثلا عملیات تروریستی اش را تو ایران میگفت که کار خشم خلق بوده و عملیات تروریستی اش تو خارج کشور را میگفت کار ایرانیان آزاده بوده حالا علی القاعده باید این ویروس پراکنی را هم بگه کار متخصصین آزاده و به خشم آمده بوده .

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

احتمالا اختلال در وبلاگ به سرور بلاگفا مربوط باشد و ناشی از هک نیست به خبر بلاگفا در این رابطه توجه کنید

در حال اعمال تغییراتی در سرور بلاگفا هستیم.اینکار به بین ساعت چهار بامداد تا هشت بامداد روز پنجشنبه ششم بهمن انجام شد اگر کاربران اختلالاتی در این ساعات دیده اند (مانند عدم دسترسی به بخش مدیریت و یا مشاهده وبلاگها) به خاطر همین مسئله بوده است. در عین حال با توجه به تغییرات جدید در ساعات آینده عملکرد سایت را بررسی خواهیم کرد و اگر کاربران بلاگفا نیز با مشکلی برخورد کردند (مانند مشاهد پیامهای Page Not Found یا Cannot find server  هنگام مشاهده وبلاگهای خود)  حتما آنرا به اطلاع ما برسانند

 این اختلال شامل پرش وبلاگ و یا دیده نشدن بخشی از وبلاگ میباشد منجمله لینک های آن

در صورت بدست آوردن هر خبر و یا  هر موردی بلافاصله  به اطلاع شما خواهم رساند .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

در کنارمردم ایران

 

چند وفت پیش مجاهدین یک تظاهرات جلوی کاخ سفید داشتند و گفتند که چند هزار نفر در آن شرکت کرده اند ؛به  اینکه میگویند چند هزار نفر در آن شرکت کردند کاری ندارم چه تفاوت دارد چند ده یا چند صد یا چند هزار چون طبق بجربه ایندفعه مجاهدین تظاهرات را جایی برگزار کردند که مثل بلژیک نشود حساب کرد که دراین میدان این تعداد آدم جا نمیشود نه پارک لافایت جلوی کاخ سفید جای چندین هزار آدم هم دارد  . پس از این بگذریم به اتفاقات بعدی آن بپردازیم روزهای بعد مجاهدین با شادمانی اعلام کردند که  دولت آمریکا با توجه به تظاهرات جلوی کاخ سفید در مقابل سئوال خبرنگاران گفته که ما در کنار مردم ایران ایستاده ایم  , روز بعدش هم همین دولت دوست مردم ایران اعلام کرد که درکنار دولت اسراییل خواهد ایستاد. با این حساب دولت اسراییل و مردم ایران که ظاهرأ اسم مستعار سازمان مجاهدین است و دولت آمریکا در کنار هم ایستاده اند ؛ البته مجاهدین برای روشن شدن کامل خبر به آن اضافه کردند که دولت آمریکا در کنار مردم و مقاومت ایران ایستاده است که مشخص باشد مردم ایران منظور مجاهدین است . با در نطر گرفتن زمان این دوخبر یعنی  در کنار مفاومت و در کنار دولت اسراییل ایستادن آمریکا ؛در میابیم که آمریکا سمت راست و اسراییل سمت چپ و سازمان مجاهدین وسط قرار گرفته

البته این کار مجاهدین تازگی ندارد همیشه در وسط  کسانی که درکنار مردم ایران بودند قرار داشته در زمان جنگ ایران و عراق که صدام حسین و آمریکا در کنار مردم ایران بودند سازمان مجاهدین در وسط بود و به صدام کمک میکرد که بتواند در کنار مردم ایران بماند و با شادی اعلام میکرد که به درخواست مسعود رجوی صدام قبول کرده که به مدت سه روز از بمباران شهرها خود داری کند و این نشان میداد که هم صدام و هم رجوی چقدر به فکر مردم ایران و در کنار آنها هستند ,

اما مشی سیاسی مجاهدین تغییرات اندکی از آن روزها تا امروز داشته است مثلا آنموقع سازمان جلوی کاخ صدام تظاهرات نداشت ولی الان جلوی کاخ سفید میگذارد شاید به این دلیل که صدام این اجازه را نمیداد چون صدام از داماد خودش هم میترسید و با همه اعتمادش به رجوی احازه نمیداد که جلوی کاخش کسی تظاهرات کند تازه ممکن بود مردم عراق هم یاد بگیرند و تظاهرات کنند , ولی خب پارک لافایت مشکلی خاصی ندارد اما تغییر مواضع مجاهدین به همین جا ختم نمیشود  در زمان صدام مجاهدین از صدام میخواستند که بمباران شهرهای ایران را سه روز به تاخیر بیندازد که مردم بتوانند از شهرها خارج شوند اما الان از آمریکا میخواهد که اصلا حمله به ایران را به تاخیر نیندازد ؛ به بیانیه خود مجاهدین توجه کنید:


"ايرانيان كه از بيش از 40 ايالت آمريكا خود را به واشنگتن رسانده بودند خواستار ارجاع فوري پرونده اتمي آخوندها به شوراي امنيت به منظور تحريم شدند . هواداران مقاومت ايران روز پنجشنبه در پارك لافايت در برابر كاخ سفيد مي خواهند كه پرونده اتمي رژيم ايران را به شوراي امنيت ارجاع شود.|"
البته این تظاهرات طبق گفته مجاهدین مورد استقبال طرف آمریکایی هم قرار گرفت لابد حساب کرده که مردم ایران و مقاومت ایران که سخنگوی آنان است وقتی راضی هستند که به ایران حمله شود چرا ما به فکر مردم باشیم

این هم نمونه شادی مجاهدین از استقبال امریکایی ها

"تظاهرات واشنگتن مورد حمايت اعضاي كنگره و سناي آمريكا قرار گرفت"

مریم رجوی هم پیامی برای این تظاهرات فرستاد به این شر ح
|"رئيس جمهور برگزيده ي مقاومت در این پیام  بعد از درخواست برای بردن پرونده ایران به شورای امنیت ومقدمه چینی برای حمله به ایران که مورد استقبال طرف آمریکایی هم قرار گرفت گفت ” متاسفانه در عراق هم به هشدار هاي مقاومت ايران در مورد دخالتهاي فزاينده ي رژيم آخوندي توجهي نشد و نكردند

که معلوم میشود که خانم رجوی قبلا به آمریکایی ها گفته که درکنار مردم عراق هم بایستد و با سرکوب آنها و قلع وقمع آنها اجازه ندهد که اکثریت در پارلمان به کرسی دست پیدا کند ؛ که آمریکا گوش نداده البته قبلا هم رجوی میگفت که به صدام گفته بجای کویت به ایران حمله کندکه صدام گوش نداده که الان هم آمریکا دارد اشتباه صدام را میکند اصطلاح رجوی این بود که میگفت به صدام گفته" انما طریق الوحید اللفلاح هو طریق ایران " شاید هم الان مریم رجوی به ژنرالهای آمریکایی گفته

 " ONLY  WAY  FOR  VICTORI  JUST  ATTCK  TO  IRAN "بعد هم خانم رجوی

اعلام کرد که نماینده مردم ایران است 
خانم مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده مقاومت خطاب به هموطنان گفت ” از طرف مقاومت ايران تمامي ملت بزرگ ايران را به همبستگي در مقابل رژيم آخوندي وحاميان آن فرا ميخوانم

این هم نطق یک مقام امنیتی آمریکایی

پروفسور ريموند تنتر مقام ارشد اسبق شوراي امنيت ملي آمريكا و رئيس مشترك كميته سياست ايران تصريح كرد: ما به اين نتيجه رسيديم كه به نفع آمريكا است كه سازمان مجاهدين خلق از ليست سازمانهاي تروريستي خارج شود

البته علیرضا جعفر زاده هم در این تظاهرات سخنرانی کرد که معلوم نشدکه بعنوان یک ایرانی دارد سخنرانی میکند یا بعنوان طرف آمریکایی که البته چون اینها در کنار هم هستند این بحث فرعی است , البته این فرد بالاخره اسم ایرانی دارد , اگر میخواهید در باره بقیه شرکت کنندگان دراین تظاهرات بدانید بهتر است اطلاعیه خود مجاهدین را بخوانید :

هيأتي از جامعه سودانيان و زنان كانادايي خود را به تظاهرات واشينگتن رسانده بودند،

البته سودانی ها از قبل با مقاومت ایران همکاری داشتند و در اشرف با گرفتن پول حتی حاضر بودند درجنگ علیه ایران شرکت کنند و بالاخره درکنار مردم ایران بودند اما زنان کانادایی نمیدانم از کی درکنار مردم ایران قرار گرفتند . اما بالاخره معلوم نشد که در این تظاهرات ایرانی ها هم بودند یا نه البته که نیازی به شرکت آنان نبود چون نمایندگان مردم ایران یعنی مقاومت بود و لازم نبودکه خود آنها باشند .

اینکه بالاخره آمریکا و اسراییل و سازمان مجاهدین در کنار مردم ایران قرار گرفتند خوشحال کننده است , آمریکا که مدتها  است که درکنار مردم عراق و  افغانستان قرار دارد همین چند روز پیش یک روستا در افعانستان را بمباران کردکه معلوم میشود که در کنار مردم افغانستان هم قرار دارد اسراییل هم که مدتها است که درکنار مردم فلسطین و کلا مسلمانان قرار دارد . حالا ببینیم با تلاش مجاهدین در کنار مردم ایران قرار میگیرند یا نه ؟

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 

نامه اول علی از هلند

با سلام
حسن آقا من یک فدایی اقلیتی هستم و خودت بهتر میدونی که ما با مجاهدین مخالفیم اما یک چیز را بگویم و امیدوارم که ناراحت نشین و نظر من را پاک نکنید
با تمام اینکه من مخالف خط و مشی مجاهدین میباشم اما در این زمان که دشمن خلق ایران حاکمان اسلامی ایران میباشند و در این زمان که فقر و فحشا و اعتیاد و زندان و اعدام در کشور عزیزمان بیداد میکند آیا باید دشمن ایران و ایرانی را فراموش کنیم و علیه مجاهدین اعلامیه بدهیم و اعتراض کنیم؟ ایا این به بیراهه رفتن نیست و با حاکمان جمهوری دیکتاتوری و فاشیستی اسلامی ایران همراه شدن نیست؟
من تمامی این سایتهایی را که شما با آنها در رابطه میباشی و با آنها مصاحبه داشتی و یا از قول شما مقاله ای نوشتن را خوانده ام و به جرات میتوانم بگویم که همگیتان راه مبارزه را گم کرده اید و دشمن خلق ابران را فراموش کرده اید چون هرگز مطلبی در مورد حاکمان فاشیستی جمهوری اسلامی را بیان نمیکنید و فقط دارید در دامی که خود و جمهوری اسلامی برای مجاهدین پهن کرده اید دست و پا میزنید.
اگر با شما چنین رفیقانه صحبت میکنم فقط به خاطر این هست که میدونم یک مبارز قدیمی بودی و اینکه خودت بهتر میدانی که دشمن خلق سرافراز ایران جمهوری اسلامی و امپریالیسم هست و تا زمانی که این ر}یم سرنگون نشده ما نباید اجازه دهیم که خط مبارزه عوض شود و این را هم بدانید که موضوع مجاهدین را بعداز سرنگونی میشود به دست مردم و قضاوت خلق ایران حل نمود
درود بر سرافرازان به خون خفته خلق قهرمان ایران
موفق باشید

نامه دوم علی از هلند

لطفا ناراحت نشوید اما من فکر میکنم که از مبارزه درسی یاد نگرفته اید چون این راهی که شما میروید به هیچستان هست
شما دشمن اصلی خلق را فراموش کرده اید و در بیراهه سلاح در دست گرفته اید
مبارزه کنونی ما سرنگونی حاکمیت دیکتاتوری مذهبی هست اما شما دارید با دشمن خیالی میجنگید با دشمنی که هیچ قدرتی اکنون در ایران و سرنوشت ایران نداره
زنده باد آزادی

سلام به علی عزیز از هلند

علی جان بار اول نظر دادی و گفتی  که چون بنده یک مبارز قدیمی

هستم بهتر است دست از ضدیت و افشای مجاهدین بردارم گفتی خودت

هم با مجاهدین مخالفی و ماهیت آنها را میشناسی ولی الان درست نیست

 بر علیه آنها حرف بزنیم .

من به شما جواب دادم که فکر میکنم درست است و دلایل خودم را

خواهم گفت شما هم ریزتر دلایلتان را توضیح دهید که در این باره در

وبلاگ بحث کنیم .

اما متاسفانه شما بجای توضیح دلایل اعلام قطعی کردید که ما بویی از

مبارزه نبرده ایم و به کج راهه رفته ایم و لقب مبارز قدیمی را که برای

ساکت شدن به من داده بودید پس گرفتید.

رفیق فدایی عزیز شما باید بدانید که عمر تعریف استالینی از مبارزه

به پایان رسیده . زمانی بود که شما باید با آنکه من میجنگیدم میجنگیدید

وگرنه مبارز نبودید و شکل تکامل یافته اش هم این بود که با همین

ابزارو شیوه ای که من میجنگم و زیر پرچم من . اما امروز فقط همین

فرقه مجاهدین است که این تعریف از مبارزه را ارائه میکند.

به عکسهای بالا نگاه کنید همه افرادی هستندکه مدعی مبارزه هستند

یا بودند . همه هم زمانهای طولانی و چیزهای زیادی را از دست دادند

آیا افشای ماهیت فرقه ای و ارتجاعی بن لادن و ملاعمر که عکسش را

پیدا نکردم کمک به منافع امریکاست یا نه نشان دادن دوروی سکه

دست آمریکا را بیشتر رو خواهد کرد .

عزیز من بیاد بیاور که پل پوت و استالیتن با همین حرف چقدر

مخالفان و ناراضیان را سرکوب کردند . با استدلال شما باید در مقابل

جنایات ابومصعب الرزقاوی سکوت کرد چون اگر اعتراض کنیم به

امریکای جهان خوار کمک کرده ایم و راه مبارزه با آمریکا را به

کجراهه برده ایم راستی فکر نمیکنی آمریکا از وجود این شخص

دارد استفاده میکند و با نسبت دادن مبارزان با اصل و نسب به گروه

ابومصعب الزرقاوی  آنها را سرکوب میکند بدون اینکه احساسات

عمومی را برانگیزد . اگر کسانی پیدا شوند ونشان دهند که حرف

الزرقاوی از حساب مبارزات مردم عراق جداست و همینطور حرف

 طرفداران صدام  این به نفع آمریکاست یا به ضرر آمریکا ؟

از اینها بگذریم یک مثال اجتماعی بزنم شاید کمی از عقاید سرسختانه

شما در سکوت در برابر مجاهدین بکاهد.

فرض کنید شخصی مدت بیست سال به مواد مخدر معتاد بوده و تازگی

توانسته ترک کند این شخص در باره مواد مخدر و تاثیراتش و نیز

چگونگی ترک آن و مضراتش یک وبلاگ راه اندازی میکند و چند

جلسه میگذارد و خلاصه فعالیتی میکند . شما هم یک جامعه شناس و

فعال اجتماعی هستید آیا یقه او را خواهید گرفت که چرا فقط از مواد

مخدر حرف میزنی الان با توجه به گستردگی سیگار یا مشروب در

جامعه این کارت باعث انحراف افکار از مشکل اصلی میشود ؟

بعد اگر این شخص قبول نکرد شما بگویید اصلا به کج راهه رفته اید ؟

دوست عزیز با این تعریف شما از مبارزه من قبول دارم که مبارز

نیستم و مبارز قدیمی بودم هم متاسفانه برایم جاذبه ای ندارد که بخاطر

از دست ندادن این لقب از کاری که فکر میکنم درست است کوتاه بیایم

من در تیتر وبلاگ ننوشته ام یک مبارز قدیمی بوده ام دوباره بخوان

نوشته ام من بیست سال عضو یک فرقه تروریستی بوده ام و الان

میخواهم اگر کسی میخواهد مبارزه کند اشتباهی سراغ این فرقه نرود

اگر کسی کنجکاو است بداند که در درون این فرقه چه گذشته و چه

 میگذرد.

و یک اصل

با دروغگویی و شانتاژ و فریب هیچ مبارزه ای شکل نمیگیرد سازمانی

که از این شیوه ها استفاده میکند را باید افشا کرد . این برای تاریخ

و آینده میهن ما خطرناک است . سازمانی که با اجنبی دست در یک

کاسه میکند حالا چه صدام باشد چه آمریکا باشد چه اسراییل بنظر شما

خطرناک نیست ؟ آیا در زمان شاه مبارزان ضد سلطنت باید با حزب

 توده وطن فروش هم راستا میشدند ویا درمقابل جاسوسی انها سکوت

میکردند؟

شما که فدایی هستید باید بدانید که طرد گروهای مدعی مبارزه در

دستورکار لنین هم قرار داشته و با عنوان برافراشتن پرچم مبارزه

ایدئولوژیک همزمان به افشای آنها هم دست زده .

شما بگویید آیا یک مناظره و یک پرسش و پاسخ عمومی در یک رسانه

فراگیر و بین المللی و بیطرف بین نماینده مجاهدین و جدا شده ها که

مردم هم سئوالاتشان را بپرسند به مبارزه کمک میکند یا نه ؟

اگر بله چرا سازمان از آن هراس دارد؟

به هر حال منتظر استدلالهای شما برای اینکه گفتید در باره سازمان

حرف نزنیم هستم تا اگر لازم بود بحث را ادامه بدهم . با تشکر

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 

دفاع از خواهر مریم به هر زبانی

اینم برره ای

حسن زبل

 

سلام ! از آنجا که ما سایت به هر زبانی داریم از فارسی و کردی و عربی و سوئدی

 و در استکهلم چه خبری و خلاصه به هر زبانی حاضریم حرف بزنیم تا شاید بلکه

 یکی گوش کنه؛  منجمله زبان رقص و ترانه که خود خواهر مریم بابش را باز کرده؛

 دیدم بد نیست که یه دفاع جانانه از خواهر مریم با زبان برره ای بکنم چون این زبان

 الان طرفدار زیادی داره؛ اینم دفاع برره ای از خواهر مریم که عده ای ایراد گرفتند

 که راه حل سوم خواهر مریم که ارائه کرده یعنی چه و مکانیزمش چیه.؟

 

آهااااااا ! خواهر مریم ما  وعد از ویفتادن صدام تو چال سکندرون نخود زیادی وخورده و یه

 راه حل سوم از خودش در وکرده که بوش الانه تمام عالمه وگرفته. وخاطر مصرف وکردن

 نخود زیاد رنگ راه حل هم نخودی بیده؛ هرکس هم تا حالا نبفهمیده که ایی یعنی چه تا آخر

 عمرش نبفهمه.

 

 

عشقولانه

 

 دو من گرد نخود مصرف وکرده        شده رنگ نخود و زرد زرده

 

بذارمغرض هی وپرسه که اییکه خواهر مریم وگفته یعنی چه ؟ اوکه غرض در وکنه

 اصلا وفهمیده راه حل اول و دوم یعنی چه ؟ که حالا دنبال سومشه ؟  ما که نبفهمیدیم

 او چجوری وفهمیده ؟هااااا؟

 

 

عشقولانه

 

نخود هر جا ویده پوش داشته ویده       ای خواهر هم سوم دوست داشته ویده

 

 اینا غرض درورمیکنن میگن خواهر مریم مکانیزم ایی راه حل سومه از خودش در

 وکنه؛  آخه خواهر مریم چلمنگ چقدر چیز از خودش در وکنه/ هااااا  اونم چیزای

 تازه که کسی در ونکرده واشه ؟

 

اولا به این آدما باید ویگولمز ایی راه حل سوم برا شما که درونشده . برا او چلمنگ

 های پایین  وشرفه وگرنه  بالا وشرفی ها هم ودونن که خواهر مریم مکانزیسم ایی

 راه حله نداره .

 

تازه ای راه حل نه اولش درورفته نه دومش که ایی سومی باشه . خواهر مریم خودش خود

 بخود سومیشه دروکرده . اصلا  واید ایی ماجرای چال سکندرون اصلی را وراتان

 وربگویم .اسکندر ویامده که برره ر وگیره؛ ودیده دو نفر دارن تو یه چاله نگا ه  در وکنن؛

 ور میپرسه اون تو چیه ؟ از اونا جوابی درنمیشه خودش میره نگاه در وکنه؛  که هیچی

 ونمبینه , میگه من که چیزی ونمینم اونا میگن ما 25 ساله داریم نگاه در وکنیم چیزی

 ورندیدیم تو نیامده میخواهی بوینی؟ که اسکندر خشونت در وکرده و اونا را وینداخته تو چاه.

 

 اینه ماجرای اصلی چال سکندرون ! حال ماهم تو خاک عراق و تو وشرف 25 ساله

 برادرمسعود و خواهرمریم  راه حل در وکردن  که رژیم چند روز دیگه سرنگون

 وشه؛  ما هیچ مکانیزمی ازمون در ونشده؛  تو نیامده مکانیزم از ما میخوای؟ ما

 مکانیزم زور وکسی نمیدیم . شاید چون زن سومی مسعوده اسمش راه حل سومه

 ( البته وین او زنایی که اسمشون تا حالا  در وشده والا باید راه حل هزارم از یک

 چلمنگ دیگه ای درمیشد.)

 

 

عشقولانه

 

وا وکن چشم و وبین گرد نخود           راه حل سوم درشد خود وخود

 

ایکه گولندزج صدام به ما پیل داده اینم از خودم تکذیب در وکنم . گولندزج که

 اسنادش دروشده یه وقت واو اسناد نگاه درونکنین ها .او پیلای صدام همهش خراب

 ویده.

 

 

عشقولانه

 

وجای گندم نخود برخوشه بیده            همه پرونده ها تو پوشه ویده

 

گولندزج صدام به ما پیل داده اما         ندونن که پیلاش بی گوشه ویده

 

HASANZEBELDATCOM@YAHOO.COM

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل  | 

 

عید غدیر مبارک

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن زبل